برخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم. ما خواستههایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلیترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاعرسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما میخواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش "کلمه" در این بیانیه ضمن تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم.
در این بیانیه همچنین بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوقهای رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرتطلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلفها و تقلبهای سازمانیافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایهای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که میتوانست در فرآیندی منصفانه و بیطرفانه مهار شود با بیتدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانههای دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمتآمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشتههای اعتماد میان مردم و حکومت نیست.
جمع کثیری از دلسوزان حوزههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزههای علمیه نسبت به افسانهپردازیهای رسانههای دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاههای نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشتشدگان و افشای وجود بازداشتگاههای غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتابزده حوادثی که پیدر پی رخ میدهند چارهچویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاههای حكومتي و شبهحكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهابآفرینی و بحرانزاییهای پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانیهایی میدانند که خود مسبب آنها بودهاند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناکترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بيتوجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جوییهای واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر میدهند.
از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی نظام جمهوری اسلامی است.
اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرشهای موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندیهای انسان جهت تعالی و تکامل محدود میشود. تاریخ به روشنی نشان میدهد که هر گاه حکومتها خواستهاند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چارهای جز متوسل شدن به چهرههای ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشتهاند، راه حلهایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویهای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزههای قرآنی به ما یاد میدهد مطلوب است.
پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیمگیریهای کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرنهای متمادی از عمر ملتها و تمدنها صرف تحصیل آن میشود و چه هزینههای گزافی که در این راه نمیپردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافتهاند که تنها راه همزیستی مسالمتآمیز سلیقه ها و گرایشها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی میکنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوههای زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه ای است که آنان را به یکدیگر پیوند میزند، اگرچه فهمهای ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.
از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارتخیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافتهاند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.
در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه میخواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کردهاند و میدانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواستهای خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستادهاند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر میپرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه میپرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندیهای فراهم شده چه باید کرد؟
به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفتهای مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.
برخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم. ما خواستههایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلیترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاعرسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما میخواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بیکم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخشهایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیشبینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارتناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسانهای غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام میشود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوءاستفاده از موقعیت خود را پیدا نمیکند.
قانون اساسی ما پر از ظرفیتهایی است که هنوز به فعلیت نرسیدهاند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونهای برخورد میکنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفادههای بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیتها، آن هم تمامی این ظرفیتها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعهای یکپارچه است و نباید بر روی بخشهایی از آن که منافع اشخاص و یا گروههایی خاص را تامین میکند به صورت اغراقآمیز تاکید شود و بخشهایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دستاندرکاران را به خشم میآورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیکناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامهها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیتها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافتهای دولتی در خزانهداری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بیطرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص دادهاند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض میشوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمیآیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبانهای قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد میشود.
مشابه همین برخورد گزینشی با آرمانهای انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش میکند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بودهاند. نمونهای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود میدانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بیهراس از حاکمان بوده است.
و مظلومتر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام میبرند و اندک به آن عمل میشود. چه بسیار که دین را سرند میکنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی میسپارند و سلیقهها و مصلحتهای خود را متن اسلام مینامند، تا جایی که دروغ به مشخصهای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشتترین بداخلاقیها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواریهای اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم میکند.
اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آمادهتر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبهروز بیشتر میشود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روحهای بزرگ و اخلاصهای مثالزدنی بود. انقلاب ما نشان داد میتواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعهای سودازده که در آن تحجر دولتسازی میکند؛ جامعهای تقلبزده، دروغزده.
برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخشهایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام میبرد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار میداد چنین روزهایی را میدید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راههای رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت میکنیم.
آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمانهایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكاميها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک میکنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشتهایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعدهای که داده است عاجز نمیشود و راههایی دیگر پیش پای کسانی که برای او میکوشند میگشاید؛ راههایی امن، راههایی هموار، راههایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راههایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راههایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.
و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بیراهه ها چگونه رو به نشيب ميروند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجهاي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كورهراهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراطگراني قرار گرفت كه نيمههاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله ميكنند و رايجترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنامهاي ركيك است.
رهروان راههاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را ميكشيدند نرسيدهاند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعترافگيري مباهات ميكند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده، ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش ميكنند.
مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستیناش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمانهایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کردهاید پیشنهاد نمیکنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.
ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیقهایی که در هر مرحله به دست میآوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جادههایی داریم که هدایت الهی پیشپایمان قرار میدهد. ما میاندیشیم و تدبیر میکنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راههایی که او برایمان میگشاید از خود کارسازی نشان میدهند.
ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کردهایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بودهاند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار دادهایم تا حاکی از هویت ایرانیمان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنههای سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگیهای حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبههای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامانهاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساختهای سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکلها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسلهمراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه میکند؛ مجموعهای پیاممحور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کردهاند.
صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب میشود در حکم لباسی است که بر قامت آن میدوزیم، و فاخرترین لباسها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقشآفرینی میکند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که به هنگام تصمیمگیری در مورد راهحلها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد ميكنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.
تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بودهایم نشان میدهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هستهها به نتیجه میرسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعهای زنده و فعال نام میبریم، جامعهای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان میدهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست خود را از ميان ميبرد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه قدرتمندي است.
وظيفهاي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمعهاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكلهاي سياسي ما سر ميزند آن است كه به صورت هستههاي معين براي چنين شبكهاي عمل كنيم.
از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروههایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقهدار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کردهاند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمیدهند. با این همه اولین قدم در راهحل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هستههای اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانههایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانههای خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هستههای اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرتهای نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات میکردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.
گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر ميپرسيم. ما معمولا تصور ميكنيم آنچه در اين گردهمآييها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام ميرسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیتهای ثمربخش قرار نگیرند بهمانند درختانی که میوههایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست میدهند، لذا باید آنها را موضوع تلاشهای اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عامالمنفعه و دیگر فعالیتهای مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخسازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.
جمعهای خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانونهای فرهنگی و ادبی، انجمنها، احزاب، جمعیتها، تشکلهای صنفی، نهادهای حرفهای، گروههایی که با هم ورزش میکنند یا در رویدادهای هنری حاضر میشوند، حلقه همکلاسیها، گروه فارغالتحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافتهاند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعههای کوچک عضویت داریم و این دستمایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هستههای جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خردهرسانههایی که از این روابط زاده میشوند میتوانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیتهای این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.
ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواستههای ما باشد. بخش مهمی از توانمندیهایی که اینک در شبکههای اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.
ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی میرسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابلمقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغهها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.
نمیتوان از جامعهای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعهای که از آزادیها و آگاهیهای اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمیماند و حتی در عهد درآمدهای افسانهای، به پیشرفتی بیشتر از صدقهپروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمیشود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیتهای جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگرانکننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشمانداز دسترسی به جامعهای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره میکند، به ویژه آن که در سیاست سالهای اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمیشود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانوادههای آنان مبدل ساخته است.
راههای خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمهای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحلهای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گامها به سوی آن حرکت کنیم.
همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1. تشکیل گروه حقیقتیاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانهای
4. رسیدگی به آسیبدیدگان حوادث پس از انتخابات و خانوادههای جانباختگان، آزادی همه دستاندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پروندهها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانهها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيماييها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیتهای اقتصادی
ما در راهی پر از نورانیت وارد شدهایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری میطلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
میرحسین موسوی
خاتمي: در صحنه میمانیم
رييس دولت اصلاحات تاكيد كرد:
بهرغم تمام فشارها برای بیرون کردن اصلاحطلبان و عقلای منصف از صحنه، در صحنه میمانیم.
گزارش ايلنا، سیدمحمد خاتمی در ديدار با اعضاي شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود. وی افزود: «لازم میدانم بر این نکته تاکید کنم که اصلاحطلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.» رييس دولت اصلاحات تصریح کرد: «آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قویتر در صحنه با شعار اصلاحطلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»
رييس بنیاد باران تاکید کرد: «آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید میکند.» رييس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد: «امروز باید مصممتر از پیش بر خواسته بحق جنبش اصلاحطلبی یعنی «تغییر» پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تاکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
وی در ادامه خاطرنشان كرد: «مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رای مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشمانداز مطالبه کردند؟»
وی ادامه داد: «اتفاقا این حرف، حرف انقلابی است و هر کس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت میکند.» رييس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار کرد: «بیاعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیانهای هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد، اشتباهی بسیار بزرگ و پرهزینه برای نظام بود.»
رييس بنیاد باران یادآور شد: «از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایههای اجتماعی کشور بوده است.» وی در بخش دیگری از سخنانش تاكيد كرد: «آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاهها از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تایید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»
رييس دولت اصلاحات تاکید کرد: «جریان خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهرههای خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حملهای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفتهاند.» وی ادامه داد: «تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عدهای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان میشوند، مگر همینها نبودند که مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است، دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟ و بهحمدا... در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.» رييس بنیاد باران افزود: «حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رييس محترم جدید قوهقضائيه است، جلوگیری از سمپاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبتهای ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»
خاتمی تصریح کرد: «به صراحت تاکید میکنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بیاساس بزرگترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارضاند.»
خاتمی خاطرنشان کرد: «انشاءا... مسوولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی، این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»
خدا هیچ معلوم هست کجایی ؟
پاشو بیا دیگه ... تابستون داره تموم میشه
چند روز دیگه بچه ها باید برن دانشگاه
پاشو بیا ببین نماینده هات زمین رو به گند کشیدن
بیا ببین
ساچمه های سر رضا رو
گلوله ی قلب ندا رو
لخته های خون رو
پدر های مجنون رو
بیا ببین
تو که قدت بلنده
از بالای دیوار اوین یه نگاه بنداز ببین چه خبره
می تونی بشمریشون ؟
نه
چون زیادن
نشستی که ماه رمضون شه برات نماز بخونن و روزه بگیرن؟
دیگه جونی براشون مونده آخه
راستی شبها نمی یای پشت بوم ؟
پس واسه همینه که این همه صدا می کنن نمیشنوی
شنیدم تو تجمعات هم شرکت نمی کنی
اولش باور نکردم
ولی بعد که خودم رفتم و دیدم باورم شد که نیومدی
اگه اومده بودی که اونجوری دوستام رو به خاک و خون نمی کشیدن
ببینم . نکنه خونه ات رو عوض کردی ؟
آخه گفتن هر شب کلی پدر و مادرها میان در خونت ولی هرچی در می زنن باز نمی کنی
بابا درو باز کن
اختفا مال ما بی کس ها و بی پناه هاست
تو که ماشالله واسه خودت خدایی
ببین تا حالا چند بار برات نوشتم
یه خبری از خودت بده
بین بنده هات فرق نذار
چطور واسه اون 10000 سال پیشی ها راه به راه معجزه می آوردی
حالا به ما که رسید معجزاتت ته کشید
ببین خدا
ما الان معجزه لازمیم
این کار هم از هیچ کی جز خودت بر نمیاد
پس ما منتظریما
می بینمت . به زودی
خدایا ... اگه یه روزی برسه که دیگه صدات نکنم اون روز روز بدیه
هم واسه تو هم واسه من
کروبی: پاسخ دین فروشان را خواهم داد
مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی، شماری از ائمه جمعه را به سوءاستفاده از جایگاه نماز جمعه و اهانت به آن متهم کرد و گفت: «این افراد سعی دارند با تهمت، افترا و دروغ دینفروشی کنند.»
به گزارش سحام نیوز، وب سایت خبری حزب اعتماد ملی، مهدی کروبی در واکنش به انتقاد برخی از ائمه جمعه کشور از وی گفت: « به زودی پاسخ به دین فروشان را خواهد داد.»
مهدی کروبی افزود: « بنده هم از منتقدین و هم از موافقین استقبال کردم اما نمی توانم در مقابل توهین کنندگان و دین فروشان سکوت کنم و حتماً به زودی پاسخ آنها را خواهم داد.»
سخنان آقای کروبی در حالی بیان می شود که احمد خاتمی، خطیب نماز جمعه تهران به همراه شماری ازامامان جمعه کشور نامه مهدی کروبی درباره تجاوز به بازداشتی های اخیر را «دروغ خوانده و خواهان محاکمه او شده بودند.»
مهدی کروبی گفته بود درخصوص تجاوز های صورت گرفته مستنداتی در دست دارد.
مقام های جمهوری اسلامی از جمله علی لاریجانی احتمال تجاوز جنسی به بازداشت شدگان اخیر را رد کرده اند.
آقای کروبی دو هفته پیش در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان، خواستار بررسی مسئله تجاوز به «دختران و پسرانی» بازداشتی شده بود. متن این نامه در هفته جاری منتشر شد و واکنش های بسیاری را در پی داشت.
مهدی کروبی در واکنش به انتقادات، روز پنجشنبه درباره مستندات نامه خود گفته بود:«مستندات من کسانی بوده اند که نزد من آمده اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنا بر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه ای را بنویسم .»
لغو تجمع روز دوشنبه
در همین حال دفتر مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی خطاب به هوادارن و حامیان این حزب و روزنامه اعتماد ملی اعلام کرد که تجمع روز دوشنبه مقابل روزنامه برگزار نمی شود.
در سایت سحام نیوز آمده است «با توجه به شعارهای تند منتقدین و مخالفین در نماز جمعه تهران و پخش اعلامیه برای تجمع اعتراضی در روز شنبه مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی، در اقدامای متقابل بنا به درخواست هواداران اعلام شده بود که روز دوشنبه ساعت ۱۶ در مقابل ساختمان روزنامه تجمعی حمایتی برگزاری می شود که به دلیل عدم تشکیل تجمع منتقدین به هر دلیل ممکن، این تجمع نیز برگزار نخواهد شد.»
پیشتر مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی، در این زمینه روز جمعه گفت: «از تمامی هواداران روزنامه اعتمادملی درخواست می کنم فردا از تجمع مقابل روزنامه خودداری نمایند تا با حفظ آرامش و امنیت خبرنگاران ما نظرات منتقدین را بشنوند و بتوانند با آنها گفت و گو نمایند. بنده نیز به همراه شما برای حمایت و تشکراز دست اندر کاران روزنامه اعتماد ملی و بیان نظرات و پیشنهادها ، روز دوشنبه ساعت ۱۶مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی حضور خواهم یافت.
عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در این باره گفت: در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که روز هفتم تیر سال 1360 چند ساعت قبل از انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی برگزارشد، موضوع پیشنهاد شدن مهندس موسوی به عنوان وزیر خارجه دولت شهید رجایی مطرح شد که آقای آیت با مهندس موسوی مخالفت کرد و گفت که در مجلس علیه تصدی وزارت خارجه توسط مهندس موسوی سخنرانی می کند.
مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی افزود: آیت ا.. بهشتی در پاسخ به این موضع آقای دکتر آیت، با تاکید بر پایبندی به چارچوب حزب گفت؛ وقتی موضع حزب حمایت از فردی است شما به عنوان عضو شورای مرکزی نباید و نمی توانید به صورت علنی با این تصمیم مخالفت کنید، و حداکثر می توانید یک رأی خود را در مجلس به آقای موسوی ندهید، اما نمی توانید به عنوان عضو شورای مرکزی حزب با وزیر پیشنهادی مورد حمایت حزب مخالفت کنید.
وی در خاتمه گفت: البته چند ساعت بعد از این جلسه در فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی، آیت ا.. بهشتی که دبیر کل و از موسسین حزب بود، به شهادت رسید و یک هفته پس از آن در جلسه بررسی رای اعتماد کابینه، آقای آیت بر خلاف نظر شهید بهشتی در مخالفت با مهندس موسوی سخنرانی کرد.
گفتنی است آیت ا.. خامنه ای نیز در همان جلسه از آقای موسوی برای تصدی وزارت خارجه دفاع کرده و گفتند: «درباره همه خیال میکردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمیکردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب میشناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کردهاند یا انتقاد کردهاند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری میشناسم. آنچه درباره ایشان از گرایشها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه اینها روزنامه جمهوری اسلامی است.
... این بزرگترین بهتانی است که شما به ایشان میزنید. ایشان کسی است که خط ملیگرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد.
این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم میکنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشتهام. من ایشان را میشناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت میدهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاًتصور نمیکردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند.»
لازم به ذکر است در پایان جلسه مذکور، سید حسین موسوی موفق به کسب رای اعتماد از مجلس شد.
بسمه تعالی
برادر ارجمند جناب آقای دکتر لاریجانی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام و تحیت؛
نظر به نزدیکی زمان انتخاب وزراء و تشکیل دولت دهم و نقش مهمی که مجلس محترم شورای اسلامی طی سی سال گذشته بر عهده داشته و با عنایت به اینکه همواره تشکیل دولت، برآیند آراء رییس جمهور و مجلس بوده، نکانی قابل توجه است :
1-عرصه سیاست ایران طی سی سال پس از انقلاب و بلکه صد سال اخیر ، عرصه متلاطم ، پر تنش و همراه با تغییر و تحولات بوده است و احتمالا طی سالهای آینده نیز همین گونه خواهد بود، اگر قرار شود که این تنش ها به حوزه های اقتصادی نیز کشیده شود، ( همانطور که تاکنون بوده ) بی ثباتی در اقتصاد را در پی خواهد داشت ، ( یکی از دلایلی که اینجانب طرح فدرال اقتصادی را مطرح کردم تفکیک و جدا سازی اقتصاد از سیاست و عدم سرایت این تنشها به اقتصاد بود ).
به هر حال تا پیاده شدن طرح های اساسی از قبیل این ایده ، مجلس باید برای جلوگیری از انتقال تنشهای سیاسی به حوزه اقتصاد ، چاره اساسی بیندیشد و لازمه این کار آن است که میثاقی را با آقای رییس جمهور منعقد سازید که عرصه اقتصاد را با تنش مواجه نسازند. در غیر این صورت، سیاستهای کلی اصل 44 و اهداف چشم انداز ایران 1404 با مشکل مواجه خواهند شد.
2- کشور ما برای شتاب بخشیدن به توسعه ، به یک دولت کار آمد و متعهد نیازمند است. لذا باید قویترین و کارآمدترین افراد کشور ، وارد دولت شوند تا بتوانند به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی خدمت کنند. در غیر اینصورت تشکیل یک دولت ضعیف که تنها ویژگی اعضاء آن ، هماهنگی با رییس دولت باشد خلاف مصالح ملی و عقلانیت است و پیامدهای آن ممکن است جبران ناپذیر باشد.
3-پرسنل و منابع انسانیِ وزارتخانه های امور خارجه، اطلاعات و دفاع از سرمایه های راهبردی و کلیدی یک حکومت هستند و در هیچ کجای دنیا ، حتی رهبران کشورها به خود حق نمی دهند دفعتاً به تغییر و تحولاتی در آنها دست بزنند و یا به اخراج و بازنشسته کردن اجباری پرسنل نهادهای مذکور، اقدام کنند چراکه اگر چنین اقداماتی صورت گیرد، انواع سوء ظن ها در کشور شکل خواهد گرفت.
مناسب است از آقای دکتر احمدی نژاد بخواهید که پرسنل با تجربه و قدیمی و متخصص این وزارتخانه ها به خصوص وزارت اطلاعات که از افراد انقلابی و دارای کارنامه درخشانی در عرصه دفاع از انقلاب و امنیت کشور هستند را حفظ کنند و نقل و انتقال پرسنل این مجموعه ها بر اساس قواعد و مقررات مرسوم در همان وزارتخانه ها صورت پذیرد.
و من ا... التوفیق
محسن رضایی
به مردم ظلم نکنیم تا نظام پایدار بماند
اعترافات وقيحانه آمريكا و فرانسه به دخالت در امور داخلي ايران، هم شدت سلطهطلبي و دشمني دولتهاي غربي را با مردم و كشور ايران نشان داد و هم عمق غفلت يا تغافل برخي سياستمداران داخلي را. دشمني با انقلاب اسلامي هميشه بوده و تا وقتي كه اين انقلاب ماهيت خويش را حفظ كند، ادامه خواهد يافت. آنچه باعث تاثير دشمني خواهد شد، ضعف داخلي است. در فضا ميليونها ميكروب و ويروس پراكنده است، پس چرا همه بيمار نميشوند؟ ميكروب خارجي وقتي موثر ميشود كه بدن ضعيف باشد. راه مصون ماندن نيز عبارت است:
1) وحدت ملي حول محور قانون
2) ظلم نكردن به حقوق مردم به ويژه حق امنيت و آزادي
3) داشتن دولتي كارآمد براي سامان دادن بهتر به زندگي مردم
درباره رعايت قانون سياستمداران و حاكمان براي رعايت قانون شايستهترند. هر چه نتايج قانونشكني تلختر باشد و يا مقام فرد قانونشكن بالاتر باشد، قانونشكني بدتر است. حاكمان بايد در اجراي قانون پيشقدم باشند.
نديده گرفتن قانون از طرف رئيس جمهور قابل قبول نيست، آقاي احمدي نژاد كه رئيس جمهور قانوني كشور است و براي اجراي قانون سوگند خورده است، بايد پايبند به قانون باشد و مثل گذشته عمل نكنند. به دو مورد كه همين ايام كه قانون شكسته شده است اشاره ميكنم.
مجلس شوراي اسلامي در قانون بودجه تصويب كرد كه هيچ يارانهاي براي واردات بنزين پرداخت نشود و بنزين وارداتي فقط آزاد فروخته شود. دولت در 4 ماهه نخست امسال 1 ميليارد و 106 ميليون دلار واردات بنزين داشته اين كار غير قانوني است. دست برداريد از قانونشكني.
درخصوص ماه مبارك رمضان ديروز سخنگوي دولت اعلام كرد كه ساعت كار از 9 صبح تا 2 بعد از ظهر خواهد بود. اين كار نيز غير قانوني است. سال 86 اين كار را آقاي احمدينژاد كردند ما تذكر داديم زير بار نرفتند، در تاريخ 86.2.26 رئيس مجلس وقت، جناب آقاي دكتر حداد، به رئيس جمهور تذكر داد كه تصميم هيئت دولت غير قانوني است، متاسفانه هنوز دارند آن را اجرا ميكنند. من خودم هم در 86.6.29 كتبا به آقاي دكتر احمدينژاد نوشتم و تذكر دادم كه تصرفات ايشان طبق قانون بايد صورت بگيرد، نه به صلاحانديشي شخصي ساعات خدمترساني به مردم را كاهش دهد. ايشان قسم خوردهاند، بايد به لوازم آن ملتزم باشند. اگر حاكمان قانون را رعايت نكنند چه ميشود؟
اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبي برآورند غلامان درخت از بيخ
ديديم كه در حادثههاي اخير كه به حقوق مردم ظلم شد، برخي از غلامان درخت را از بيخ درآوردند. حقوق دستهاي از مردم در حوادث پس از انتخابات ضايع شد، چه به دست اغتشاش گران و چه به دست ماموران. البته معني اين سخن من اين نيست كه زحماتي را كه براي حفظ امنيت كشيده شده ناديده بگيريم و تلاشهايي كه براي خنثي كردن سوءاستفاده دشمنان شده را ناديده بگيريم. بايد از همه آنها تشكر كرد اما واقعيت اين است كه در مورد بازداشت شدگان حقوقي ضايع شده و نقض شده است. آخرين موردي كه من شنيدم و بسيار تاسف برانگيز است بازداشت غير منطقي برخي از اساتيد دانشگاه صنعتي شريف است. به نحوه رفتار اعتراض دارم نه به محتواي كار براي اينكه محتواي كار تا پرونده بررسي نشود، حق قضاوت وجود ندارد تازه بايد قاضي باشد كه قضاوت كند. اگر به حوادث كوي دانشگاه 10 سال پيش رسيدگي ميشد وموضوع دستخوش جناح بازيهاي سياسي نميشد اين جنايت اين دفعه تكرار نميشد. الان هم عرض ميكنم بايد به اين جنايت رسيدگي شود و مسئوليت اصلي به عهده دو شخص است يكي رئيس شوراي عالي امنيت ملي كه رئيس جمهور است، يكي هم رئيس قوه قضاييه. من حدود سه هفته پيش نامه نوشتم به جناب آقاي هاشمي شاهرودي و اين وظيفه قانونيشان را به ايشان تذكر دادم. الان هم باز تكرار ميكنم رئيس قوه قضاييه و رئيس جمهور كه مسئول اصلي قوه قضايي و ضابطين دادگستري هستند مسئول اصلي هستند در اين امر. در مورد آزادي كه مهمترين گوهر الهي است كه تقديم بشر شده است فشار بيهودهاي كه بر بعضي رسانهها ميآورند غلط است. اين اشتباه است. اين فشارها باعث ميشود كه دروغ پردازيهاي بيگانگان كه در حادثه كاه را كوه ميكنند يا اصلا كاه نبوده را كوه ميسازند مثلا كساني را كه به دليل ديگري جان باختند يا اصلا زنده هستند كشته حوادث مكنند و اينها را ميكوبند بر سر نظام. اين از نتايج سوء رفتار ما در مورد آزادي رسانهها داخلي است. من همين جا از آقاي رئيس مجلس خواهش ميكنم اطلاع رساني گروه تحقيقي كه قرار دادند زودتر انجام بدهند. نمايندگان محقق هستند كه بدانند همكارانشان كه زحمت كشيدند و براي كشف حقيقت تلاش كردند به چه نتايجي رسيدند؟ اگر از نظر امنيتي صلاح نيست كه ممكن است صلاح نباشد بي موقع اطلاعات افشا شود، جلسه غير علني بگذارند و گزارش همكاران را استماع كنند.
خلاصه من عرض ميكنم كه ما چه بخواهيم چه نخواهيم؛ چه دشمن ما فعال باشد كه هست، و چه نباشد، اگر ظلم كنيم خودمان با دست خودمان نظام را از بين ميبريم. اميرالمومنان علي (ع) در نامه به مالك اشتر فرموده: «انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك و من لك فيه هوي من رعيته» تويِ حاكم بايد نسبت به حقوق الهي و حقوق مردم انصاف داشته باشي و در برابر تمنيات نفساني خودت و اطرافيان خاصت و تمنيات افرادي از مردم كه به آنان تعلق خاطر داري، ميخواهد جناحتان يا حزبتان باشد، مقاومت كني و حق مردم و خدا را رعايت كني و اگر اين كار نكني بدان كه خدا با تو دشمني ميكند و اگر حكومت به دست به ظلم بزند اميرالمومنين مي فرمايند كه هيچ چيز به اندازه ظلم زودتر حكومت را ساقط نميكند. همه از ظلم بپرهيزيم و به حقوق ملت و خدا احترام بگذاريم.
والسلام عليكم و رحمه ا... و بركاته
در این حال رئیس دانشگاه صنعتی شریف با تکذیب خبر بازداشت مسئولان این دانشگاه گفت: دانشگاه صنعت شریف نه مسئول و نه دانشجوی بازداشتی دارد. تنها دو تن از اساتید دانشگاه را بر اساس سوء تفاهماتی یک شب بردند و صبح آزاد کردند.
سعید سهراب پور در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اظهارات احمد توکلی مبنی بر بازداشت برخی مسئولان دانشگاه صنعتی شریف افزود: "بازداشت مسئولین دانشگاه صنعتی شریف را تکذیب می کنم. تنها دو تن از اساتید دانشگاه را بر اساس سوء تفاهمی که وجود داشته شب بردند و صبح رهایشان کردند."
وی اظهار داشت: "اینطور که عنوان شده به نظر می رسد معاونین دانشگاه بازداشت شده و در زندان هستند که درست نیست."
رئیس دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه دانشگاه هیچ زندانی و بازداشتی ندارد، گفت: "تا آنجا که ما می دانیم و به ما اطلاع داده اند دانشگاه هیچ دانشجوی بازداشتی ندارد."
وی افزود: "قبلا یک دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه زندانی شده بود که وی را نیز آزاد کردند."
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیدار اعضای شورای سیاستگذاری سایت خبری-تحلیلی سلام با مرجع عالیقدر
اعضای شورای سیاستگذاری سایت خبری-تحلیلی سلام با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله) دیدار و گفتگو کردند.
در اين ديدار اعضاي شوراي سياستگذاري سايت سلام، ضمن ارائه گزارشي از روند فعاليت سايت، نسبت به دور شدن از خط امام اظهار نگراني كرده و خواستار مداخله بزرگان قوم از جمله مراجع معظم براي جلوگيري از انحراف از خط امام شدند.
مرجع عالیقدر نيز با تاكيد بر مستقل بودن رسانه ها و بيان واقعيت از جانب آنها، نسبت به تحولات بعد از انتخابات سخنان مهمي مطرح كردند.
حضرت آيتالله العظمی بيات زنجاني در ابتدای این ديدار فرمودند: ولي فقيه غير از اينكه بايد عادل باشد بايد از قانون اساسي و خبرگان رهبري هم تبعيت كند وهرگاه اين شرايط را از دست بدهد خود به خود از جايگاه خود محروم مي شود.
مرجع عالیقدر در خصوص ولايت فقيه و نقش آن در جامعه و چگونگي نظارت بر آن گفتند: كلمه مطلقه معناي فوق قانون بودن نيست بلكه به معناي ولايت عام است، ولايت عامه در مقابل ولايت امور حسبيه است. امثال مرحوم آیت الله خويي معتقد بودند كه ولايت فقط در امور حسبيه است ولی ما مي گوييم منحصر به امور حسبيه نيست بلكه مي تواند حاكم سياسي باشد نه اينكه به معناي فوق قانون باشد در واقع اين نظر در برابر برخي فقها بود كه مي گفتند ولایت مجتهد در عصر غيبت فقط در امور حسبيه است.
ایشان خاطر نشان كردند: ولايت مطلقه از دو چيز نشات مي گيرد علم مطلق و قدرت مطلق كه فقط در خداست. خداوند عالم ولايت مطلق را دارد و ولايت رسول اكرم(ص) و اميرالمومنين(ع) محدود است؛ ولي فقيه غير از اينكه بايد عادل باشد بايد از قانون اساسي و خبرگان رهبري هم تبعيت كند ضمن آنكه بايد قانون عادي را هم رعايت نمايد و جالب است كه هرگاه اين شرايط را از دست بدهد خود به خود از جايگاه خود محروم مي شود و اين نص صريح قانون اساسي است نه حرف من.
معظم له در واكنش به اظهار نگراني اعضاي شوراي سياستگذاري سايت سلام و نااميدی بخش عظيمي از مردم نسبت به آينده گفتند: الان بيشتر بايد اميدوار بود اين جريان يك نعمت الهي بود تا مردم به مباني فكري شان برگردند.
مرجع عالیقدر تصريح كردند: بنده معتقدم خبرگان بايد به آيين نامه دوران امام برگردد و به معناي واقعي از ميان علما انتخاب شوند نه اينكه شوراي نگهبان اينها را تاييد كند.
ایشان در پایان تاكيد كردند: وقتي خبرگان مستقل شد مي تواند به اعمال رهبري نظارت كند چراکه رابطه خبرگان با رهبري عيناً مثل رابطه مجلس و دولت است
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطهری: وقتی ما مدیریت بحران را دست طائب میدهیم که با باتوم مأنوس است نتیجه همین خواهد بود
در پی درج مقالهای در کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، ایشان در نامهای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.
به گزارش «تابناک» در توضیح وی که برای ما فرستاده شده، آمده است:
توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه 88/5/19 درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانههای خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ که پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار میدهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار میکند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان
متن کامل در ادامه مطلب ...
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شهرام شهيدي
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کاتوزیان: وقتی هاشمی زیر شکنجه بود،برخی گروهبان شاه بودند
اظهارات آقای عابدی بسیار ناپخته بود و من برای اولین بار که این سخنان را شنیدم تعجب کردم که چطور ممکن است فردی با این سن و سال درباره آقای هاشمی به این شکل ادب را کنار گذاشته و برخورد کند
.عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نسبت به عاقبت آنچه "آزادی افسار گسیخته عده ای در هتاکی علیه بزرگان نظام جمهوری اسلامی ایران" خواند هشدار داد و گفت: نباید جایگاه و شأن افرادی چون رئیس مجلس خبرگان رهبری با حرمت شکنیهای برخی افراد صدمه ببیند که وقتی هاشمی زیر شکنجه ساواک بود ، آنها گروهبان ارتش شاه بودند
.به گزارش خبرگزاری مهر، حمیدرضا کاتوزیان عضو فراکسیون اصولگرایان و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در واکنش به آنچه هتاکی اخیر یکی از نمایندگان مجلس نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی خواند، اظهار داشت: آقای هاشمی رفسنجانی از کسانی هستند که چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی افتخارات زیادی برای کشور و انقلاب به وجود آورده و حق ایشان به مراتب بیش از اینهاست.
وی با بیان اینکه به واسطه خدمات بی شمار آیت الله هاشمی رفسنجانی تمام ملت و نسلهای کنونی و گذشته کشور ایشان را می شناسند و با سوابق شان آشنایی دارند ، افزود: امروز بر همه واجب است که در برخورد با چنین شخصیتی که در حال حاضر به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت می کنند ادب را رعایت کنند و اجازه ندهند که افتخارات نظام اسلامی با این سهولت مورد هتاکی قرار گیرند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با انتقاد شدید از سخنان اخیر کریم عابدی نماینده فردوس در مجلس شورای اسلامی درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: اظهارات آقای عابدی بسیار ناپخته بود و من برای اولین بار که این سخنان را شنیدم تعجب کردم که چطور ممکن است فردی با این سن و سال درباره آقای هاشمی به این شکل ادب را کنار گذاشته و برخورد کند.
کاتوزیان یادآور شد: نباید از یاد ببریم که در دورانی که آقای هاشمی رفسنجانی در زندانهای رژیم طاغوت توسط ساواک شکنجه می شدند ، چه کسانی به عنوان یک گروهبان در رژیم گذشته فعالیت می کردند! به هر حال نباید جایگاه و شأن افرادی چون آقای هاشمی رفسنجانی با حرمت شکنی های برخی افراد و بی اخلاقی های مرسوم صدمه ببیند.
این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اختلاف عقیده و سلیقه امری بدیهی و طبیعی است خاطرنشان کرد: بدیهی است که انتقاد نظرات افراد و جریانات مختلف از جمله آقای هاشمی رفسنجانی هیچ اشکالی ندارد اما اینکه دهان باز کنیم و اخلاق را فراموش نمائیم حرکتی است که در وهله نخست به زیان خود فرد و نهایتا به ضرر کشور و انقلاب تمام خواهد شد.
وی تاکید کرد: تصور بنده این است که حق آقای هاشمی رفسنجانی چیزی بیش از این هاست و دینی که به گردن ما دارد بسیار است؛ آقای هاشمی رفسنجانی زحمات زیادی برای کشور کشیده و نباید به واسطه اختلاف عقاید، تمام این مسائل نادیده گرفته شود و برخوردی خلاف اخلاق و اعتدال با چنین فردی صورت گیرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیانیه مجاهدین انقلاب:
به مبارزه و دفاع از جمهوریت و اسلامیت ادامه میدهیم
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران در خصوص دومین جلسه محاكمه غيرقانوني معترضان به نتايج انتخابات اخير بیانیهای صادر کرد. متن کامل این بیانیه را بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
دومین جلسه همایشی که برآن نام دادگاه متهمان کودتای مخملی نهاده اند، روز گذشته برگزار شد. در این جلسه برخلاف انتظار همگان از متهمان سرشناس جلسه قبل خبری نبود و تعدادی دیگر از اصلاح طلبان و فعالان ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی و اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت ایران اسلامی در کنار چند متهم به رابطه با سلطنت طلبان و سازمان منافقین و کارکنان سفارت خانه های خارجی نشانده شدند. در این همایش سیاسی بیانیه شماره دو تحت عنوان قسمت دوم کیفرخواست عمومی که در قوانین و عرف قضایی کشور سابقه ندارد، قرائت شد و طی آن همانند ادعانامه عمومی شماره یک، تحلیلی کاملاً مشابه افراطی ترین باندهای کشور قرائت شد.
ملت ایران پیش از این نیز شاهد برگزاری دادگاه هایی با گرایش سیاسی به نفع یک جریان خاص سیاسی بوده است اما بدون شک دادگاهی که نحوه تشکیل جلسات و اظهارات و حتی در گزینش و چینش متهمان چنان تابع گرایشات حاد سیاسی و جناحی برگزار کنندگان باشد که آنان را از رعایت بدیهی ترین موازین حقوقی غافل سازد، در تاریخ قضای ایران بی سابقه بوده است. در این شوی تأسف بار، اعضای تشکل های سیاسی رسمی و شناخته شده کشور که به اعتراف خود آقایان آن قدر در جامعه نفوذ و محبوبیت داشته اند، که توانسته اند در جلب حداقل 13 میلیون رأی برای کاندیدای خود نقش مؤثری ایفا کنند، در کنار متهمان به عضویت در گروه های سلطنت طلب و منافقین قرار داده شده اند تا به خیال خود افکار عمومی را به یکی بودن ماهیت متهمان قانع ساخته و زمینه های ذهنی و اجتماعی برخورد با مهم ترین و پر طرفدارترین احزاب کشور را فراهم آورند.
گرایش حاد سیاسی و عطش قدرت به برگزار کنندگان دادگاه اجازه نمی دهد این حقیقت را درک کنند که با قرار دادن کسانی که تمام سالهای دفاع مقدس را در جبهه های جنگ تحمیلی برای دفاع از کیان کشور و نظام گذرانده اند، و کسانی که سال های عمر خود را قبل و بعد از انقلاب صرف مبارزه برای آزادی و اعتلای این کشور کرده اند، در کنار متهمان به وابستگی به سلطنت طلبان و منافقان، بیش و پیش از هرچیز سند رسوایی ترتیب دهندگان این نمایش رسوا است و نشان می دهد که هدف اصلی این جماعت، کودتا علیه انقلاب و نظام و انتقام کشیدن از مبارزان و مجاهدان راه استقلال و آزادی و سربلندی این ملت بزرگ است. آنان با محاکمه فعالان ستاد میرحسین موسوی به اتهام براندازی، در واقع به جامعه پیام می دهند که هر تلاشی برای برگزاری انتخاباتی پر شور، مردمی، آزاد و قانونی را اقدامی علیه امنیت ملی و تلاشی برای براندازی تلقی می کنند. آنان با این اقدام عملاً به مردم می گویند که نظام را معادل خود می دانند و هر اقدامی در جهت کاهش قدرت و موقعیت خود را اقدام علیه نظام تلقی نموده با آن قاطعانه برخورد می کنند.
به راستی چه کسی گمان می کرد سرداران و جانبازان جنگ تحمیلی و مبارزان و مجاهدان سال های انقلاب، به جرم دفاع جمهوریت و اسلامیت نظام، روزی در کنار سلطنت طلبان و منافقان محاکمه شوند؟ و چه کسی تصور می کرد دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام و مقاومت در برابر جریان های اقتدار گرای استحاله طلب، روزی هم عرض طرفداری از سلطنت طلبان و منافقان تلقی می شود؟
چه کسی باور می کرد که روزی فراخواهد رسید که بیت شریف امام و نزدیک ترین و عزیزترین یاران امام، توسط کسانی که غالباًً مورد عتاب و انتقاد امام بودند، به حاشیه رانده شده و یا به همکاری و یاهمراهی با بیگانه متهم شوند؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران برگزاری نمایش اسفبار محاکمه مجاهدان و مبارزان جبهه های انقلاب اسلامی و جنگ تحملی و اصلاح طلبان امروز را نماد گویا و واضحی از روند استحاله و تغییر ماهیت نظام تلقی کرده و با تمام توان خود در کنار شخصیت های نامدار انقلاب و نظام و مراجع آگاه و عالمان راستین دین و نیروهای سیاسی اصلاح طلب و همراه با ملت بزرگ و آگاه ایران علیه کودتا گران، به مبارزه برای دفاع از اصالت ها و ماهیت اسلامی و مردمسالار نظام ادامه خواهد داد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
اطلاعيه دفتر هاشمي درباره نماز جمعه
دفتر آيتالله هاشمي رفسنجاني پيرو اخباري در خصوص عدم اقامه نماز جمعه اين هفته تهران از سوي ايشان، اطلاعيهاي در اينباره صادر كرد
.به گزارش ايسنا، در اين اطلاعيه آمده است: با توجه به تلفنهاي بيشمار مردمي مبني بر صحت و سقم اقامه نمازجمعه اين هفته تهران به امامت آيتالله هاشمي رفسنجاني، به اطلاع ميرساند رييس مجلس خبرگان رهبري و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام به خاطر جلوگيري از درگيريهاي احتمالي در مراسم سياسي – عبادي نمازجمعه اقامه نماز نخواهند داشت.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
طلایی نیک:اصولگرایی یا سهم طلبی از کابینه
وي با تاكيد بر اينكه "دولت دهم ضمن رعايت مشي اصولگرايي بايد از جامعيت بيشتري برخوردار باشد" گفت: اعمال محدوديتهاي غيراصولگرايانه در تعيين اعضاي كابينه به موفقيت دولت و تحقق پيشرفت و عدالت خدشه وارد ميكند.
يك نماينده مجلس هفتم با بيان اينكه " تشكيل كابينه دهم نبايد ماهيت سهمطلبي داشته باشد" گفت: به جاي تحميل يا تاكيد بر افراد خاص در كابينه دهم بايد نخبگان و به ويژه اصولگرايان و مجلس بر معيارها و اولويتهاي برنامهاي و مديريتي اعضاي كابينه تاكيد كنند.
رضا طلايينيك در گفتوگو با ايسنا برآيند شاخصهاي مديريتي، برنامهاي و سياسي را در تركيب كابينه دهم بااهميت قلمداد و اظهار كرد: به لحاظ مديريتي نخبگان و مردم انتظار كارآمدي بيشتر از دولت دهم نسبت به دولت نهم را دارند.
وي افزود: رييسجمهور با افزايش پشتوانه راي و كسب تجربه دولت نهم در وضعيت مناسبتري براي تشكيل كابينه دهم قرار دارد و متناسب با ارتقاء تجربه و حوزه مديريتي كابينه نهم لازم است تا كابينه و دولت دهم كارآمدتر باشد.
وي با بيان اينكه " باقي ماندن بخش مهمي از مطالبات معيشتي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي براي سالهاي آينده ضرورت كارآمدتر شدن دولت را ايجاب ميكند" خاطرنشان كرد: اعضاي كابينه دهم بايد علاوه بر احراز كارآمدي فردي، از انسجام تركيبي نيز برخوردار باشند.
اين فعال سياسي با تاكيد بر اينكه " اختلا ف رويكردها و عملكردها به ويژه در تيم اقتصادي و امور اجتماعي دولت نهم بايد در كابينه دهم جبران و اصلاح شود" افزود: ضعف انسجام بين تيم اقتصادي بخشي از فرصتها و ظرفيتهاي كشور را ناديده گرفت؛ بنابراين به لحاظ برنامهاي بايد يكايك افراد در كابينه به جاي كليگويي و شعارگرايي بر اساس اسناد ملي، برنامه اجرايي متناسب با حوزه و وزارتخانه مربوطه خود داشته باشند و لازم است تا راهبردها و راهكارهاي عملي براي تحقق چنين برنامههايي در جريان راي اعتماد مورد بررسي قرار گيرد.
وي انسجام برنامهاي دولت دهم را در موفقيت قوه مجريه بسيار تعيين كننده دانست و رويكردهاي سليقهاي و غيرمنسجم را از عوامل آسيبرسان به موفقيت دولت عنوان كرد.
وي با تاكيد بر اينكه " دولت دهم ضمن رعايت مشي اصولگرايي بايد از جامعيت بيشتري برخوردار باشد" گفت: اعمال محدوديتهاي غيراصولگرايانه در تعيين اعضاي كابينه به موفقيت دولت و تحقق پيشرفت و عدالت خدشه وارد ميكند.
طلايينيك دوري از محدود شدن مفهوم عدالت به توزيع درآمدها و غفلت از ابعاد جامع عدالت در تعيين كابينه را يك ضرورت دانست و گفت: تحقق عدالت فراگير و نهادمند مستلزم عدالت سياسي و مديريتي است و عدالت اقتصادي و اجتماعي با اتكا به عدالت در رويكردهاي فكري، مديريتي و برنامهاي حاصل ميشود؛ بنابراين بايد عدالت و پيشرفت به موازات هم با مديريت هنرمندانه در دولت دهم رقم بخورد. ضمن اينكه بايد دانست غفلت از هر يك از دو استراتژي مكمل پيشرفت و عدالت حتي به تحقق يكي از دو هدف راهبردي نيز آسيب وارد خواهد كرد.
وي تقويت اعتماد ملي، بازيابي سرمايههاي اجتماعي علاوه بر مطالبات اقتصادي و اولويتهاي فرهنگي را در تعيين كابينه دهم بسيار سرنوشتساز عنوان و اظهار كرد: يكي از اصليترين و سرنوشتسازترين تصميمات در دولت دهم تعيين توانمندترين، با برنامهترين و ارزشترين نيروها در كابينه جديد خواهد بود.
وي خاطرنشان كرد: به رغم اختيارات قانوني رييسجمهوردر تعيين وزيران و حق راي اعتماد مجلس، نتيجه اقناعي انتخاب كارآمدترين مدير نسبت به نيروهاي زيرمجموعه وزير در موفقيت دولت دهم تعيين كننده است.
اين نماينده مجلس هفتم معتقد است: در دولت نهم ضعف انسجام داخلي به ويژه بين تيم اقتصادي، همچنين وجود سليقهگرايي در حوزههاي فرهنگي و اجتماعي از آسيبها بوده است.
وي ضرورت تعامل بين دولت و مجلس را مورد توجه قرار داد و خاطرنشان كرد: قانون و اصولگرايي به مفهوم حقيقي و فارغ از منفعتطلبيهاي فردي و جناحي بايد اساس تعامل بين دولت و مجلس باشد و غلبه ملاحظات شخصي و منافع جناحي و عبور از مشي اصولگرايي الگوي نامناسبي در تعامل بين دولت و مجلس قلمداد ميشود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سقوط يك فروند هليكوپتر نيروي انتظامي
فرماندهي انتظامي كرمان از سقوط يك فروند هليكوپتر نيروي انتظامي در منطقه خبر داد
.سردار محمدرضا اسحاقي، فرماندهي انتظامي استان كرمان با اعلام اين خبر به ايسنا اعلام كرد اين هليكوپتر از نوع 205 بوده و حوالي ساعت 16 امروز با كوههاي منطقه "سيرچ" برخورد كرده است.
تيمهاي انتظامي و اورژانس به محل حادثه اعزام شدهاند.
قسمی که احمدی نژاد خورد
نویسنده: مازیار خسروی
«من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که ... از هرگونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم...» این بخشی از سوگندی است که رییس جمهور براساس اصل یکصد و بیست و یکم قانون اساسی باید در ابتدای دوره چهارساله ریاست جمهوری اش در برابر نمایندگان مجلس بر زبان بیاورد و امضا کند. محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه همین کار را کرد.
در این نوشته بنا ندارم به مسایل مطرح در مورد صحت انتخابات بپردازم. فرض می کنیم همانطور که آقایان می گویند محمود احمدی نژاد در انتخاباتی کاملا سالم، حایز اکثریت آرا شده است؛ ایشان روز چهارشنبه به عنوان رییس جمهور منتخب، در برابر نمایندگان حاضر در مجلس و بینندگان تلویزیونی دست بر کلام الله مجید گذاشت و قسم جلاله یاد کرد که پاسدار حقوق ملت باشد که در قانون اساسی نسب به آن تصریح شده است.
خب. قانون اساسی در این مورد چه می گوید؟
اگر این فرض را قبول نداشته باشیم که قانون اساسی یک مشت حرف قشنگ برای گذاشته شدن درکوزه به منظور خوردن آب یا بالای کتاب خانه به منظور خوردن خاک باشد، در فصل مربوط به «حقوق ملت» آن نوشته شده است:
اصل بیست وچهارم: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد.
اصل بیست و پنجم: بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن ها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل بیست و هفتم: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اصل سی و دوم: هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
اصل سی و پنجم: در همه دادگاه ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند...
اصل سی و سی و هفتم: اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر جرم او در دادگاه صالح اثبات شود.
اصل سی و هشتم: هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.
منت خدای را عزوجل که همه این ها به تصریح قانون اساسی «حق مسلم» ما ملت است و محمود احمدی نژاد هم برای پاسداری از آن قسم جلاله خورده است. بهترین تضمین هم از نظر من این سخن امیر عدالت، امام علی(ع) است که فرمود: «سریع ترین عمل ها از نظر كیفر، سوگند دروغ است.» و نیز این گفته پیامبر رحمت (ص) که: «سه گروه اند که خدا با آنان سخن نمی گوید و در روز قیامت به آن ها توجه نمی کند و آنان را پاک نمی سازد و برای آنان عذاب دردناکی است: پیر زناکار، سلطان کذاب و فقیر متکبر»
فقط من باب تذکر و محض خاطر سنجش میزان تحمل حاکمان یادآور می شوم که در همان روزی که آقای احمدی نژاد را با هلی کوپتر از پاستور به بهارستان آوردند خیابان ها و میدان های اصلی پایتخت مملو بود از باتوم به دستان مهروزی که عابران را به جرم لختی ایستادن، نوازش می کردند و در صورت اعتراض، به داخل ون هدایت. همان روز و احتمالا در همان لحظاتی که دست احمدی نژاد روی قرآن بود، هاله سحابی را در همان میدان بهارستان با ضرب و شتم دستگیر کردند و در چشم کسانی که به این نحوه رفتار اعتراض می کردند اسپری فلفل پاشیدند. تعداد دستگیر شدگان و مضروبان روز چهارشنبه میدانی که در آن مجسمه شهید مدرس نصب شده البته بسیار بیشتر است اما من همین یک نفر را می شناختم. چند ساعت بعد هم دفتر انجمن روزنامه نگاران ایران پلمپ شد (رجوع شود به شادروانان اصول بیست چهارم، بیست و پنجم و بیست و هفتم قانون اساسی)
کاری به بقیه کتک خورده های جمع ندارم. من یکی که روز قیامت جای باتوم ها را یک راست می برم پزشک قانونی آن دنیا، شما خود دانید! ابطحی و عطریانفر و معترفان مخملی آتی هم انشاالله هیچ ربطی به اصل سی و هشتم ندارند.
راستی! اگر خاک ندا و سهراب و روح الله و یعقوب و .. سرد هم شده باشد، داغشان که هنوز سوزان است...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اتاق هاي کوچک ما، پنجره هاي بزرگي دارد که رو به خيابان ها باز مي شود
پس از سينماگران که بيانيهاي در واکنش به وقايع بعد از انتخابات صادر کردند، هشت نمايشنامه نويس نيز با صدور بيانيهاي از نگراني خود درباره افسردگي حاکم بر جامعه در روزهاي اخير سخن گفتند و از همصنفانشان دعوت کردند راوي صادق روزگار خود باشند.
متن اين بيانيه که به امضاي حميد امجد، نغمه ثميني، محمد چرم شير، محمد رحمانيان، محمد رضايي راد، عليرضا نادري، محمد امير يار احمدي و محمد يعقوبي رسيده است به شرح زير است؛
ما نمايشنامه نويسيم. ما اندکيم. بسيار اندک. با اين همه ما هستيم؛ نشسته در اتاق هايي کوچک، پشت ميزهايي کوچک تر. اما اتاق هاي کوچک ما، پنجره هاي بزرگي دارد که رو به خيابان ها باز مي شود.
ما نمايشنامه نويسيم و اين روزها به جاي تالار رودکي و مولوي، خيابان رودکي و چهارراه مولوي را رصد مي کنيم و در چهارسوي شهر و ايرانشهر اميد را انتظار مي کشيم.
ما نمايشنامه نويسان خلوت گزيده را اين روزها حاجت تماشا از کوي دوست به صحرا کشانده است، از مهتابي به کوچه، از تنگناي صحنه هاي کوچک به بزرگراه قهرمانان بي نشان. حالا ما هم در کنار نام هاي مفخمي چون آنتيگونه و هملت و سياوش، نام قهرمانان حماسه هاي خيابان را مي نشانيم.
ما نمايشنامه نويسان نيت کرده ايم از جمعي بزرگ بنويسيم؛ از آدم هايي که نقش هايي بزرگ را بر ذمه گرفته اند
نيت کرده ايم از آدم هاي کوچک کوچه بنويسيم که در دگرديسي نقش به هيئت پرسوناژهايي فناناپذير قامت بسته اند. اينک اين ما هستيم که مخاطب مردميم. هر چند اندکيم، هر چند خرد و ناچيزيم.
دوستان کتمان نمي توان کرد که اکنون فضاي افسرده يي است و افسردگي بيش از آنکه وضعيتي روحي باشد، وضعيتي سياسي است براي رهايي از اين وضعيت افسرده، محتاج اميدي نجات بخش هستيم؛ اميدي که از درون اين وضعيت جوانه مي زند.
کنشگري براي ما نمايشنامه نويسان هيچ نيست جز ثبت دقيق و صادقانه رخدادها، همچون شهادتي از اين دوران براي آيندگان. پس همه دوستان نمايشنامه نويس خود را دعوت مي کنيم در اين اميد رهايي بخش با ما همراه شوند و در نمايشنامه هايشان، راوي صادق روزگار خود باشند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دولت محوری به استبداد ختم می شود
دكتر محسن رضایی:
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد که اگر دولت اسلامی بخواهد جامعه را بر اساس اصالت دولت و دولت محوری ساماندهی کند یا به سوسیالیسم دینی کشیده میشود یا به استبداد که خطر آنها کمتر از غربزدگی نیست.
به گزارش مهر، محسن رضایی در همایش نگاه مطهر با تبیین اندیشه اجتماعی شهید مطهری گفت: مهمترین نوآوری علمی استاد مطهری در حوزه معرفت شناسی، ارائه نظریه اجتماعی در باب فلسفه اسلامی است، که در آن، علاوه بر واقعیت فردی، واقعیت دیگری به نام جامعه وجود دارد که در برگیرنده قواعد و قوانین مستقل از فرد است.وی افزود: اگر این دیدگاه شهید مطهری را بپذیریم، آنگاه ما با سه واقعیت در زندگی خود روبرو هستیم. واقعیت فردی، اجتماعی و دولت. چنین بینشی به ما کمک میکند که ساخت جامعه اسلامی را بر اساس این سه واقعیت طراحی کنیم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: جامعه اسلامی ب اساس اصالت فرد یا بر اساس اصالت دولت شکل نمی گیرد و حتی اگر دولت، یک دولت اسلامی باشد و بخواهد جامعه را بر اساس اصالت دولت و دولتمحوری ساماندهی کند یا به سوسیالیسم دینی کشیده میشود یا به استبداد دینی که خطر آنها کمتر از غربزدگی نیست.
وی در ادامه سخنان خود با تاکید بر اینکه استاد مطهری متخصص جریان شناسی سیاسی بود، اظهار داشت: من به جرات میتوانم بگویم که قوی ترین
شاگرد امام در شناخت جریانات سیاسی، استاد مطهری بودند، ایشان در برخورد با افراد و گروههای سیاسی به راحتی می توانست تشخیص دهد این افراد و گروهها دچار چه انحرافاتی در حوزه معرفتی و اعتقادی هستند و البته امروز ما نیازمند افرادی چون شهید مطهری هستیم.
رضایی در پاسخ به سئوالی درباره الگوی فعلی جامعه ایران گفت: متاسفانه دولتها، پس از انقلاب، تاکنون یا اداره جامعه را براساس جامعه مدنی و یا بر اساس جامعه دولتی پیگیری کردهاند که اولی به غربزدگی و دومی یا به سوسیالیسم کشیده میشود و یا به استبداد دینی.
محسن رضایی تاکید کرد: در جامعه اسلامی، هم بعد مدنی وجود دارد، یعنی آزادیها و حقوق شهروندی در حد اعلاي آن محترم است، و هم بعد اخلاقی و اعتقادی، در حالی که جامعه مدنی خالی از بعد اخلاقی و اعتقادی است و جامعه دولتی، خالی از آزادی و اخلاق است، اگرچه در برخی اشکال آن، خالی از اعتقادات هم خواهد بود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انتقاد قاليباف از انتساب امور به امام زمان (عج)
محمد باقر قاليباف -يکي از دغدغه هايي بسيار مهم امروز«کارآمدي دين در اداره جامعه» است. مطلبي که شايد بارها در سخنراني ها و افتتاحيه هاي مختلف به نحوي به آن اشاره کرده ام. اعتقاد دارم اگر امروز بخواهيم از آرمانهاي امام و شهدا دفاع کنيم; بايد اين کارآمدي را به همگان اثبات کنيم.يکي از مشکلاتي که در راه اثبات کارآمدي دين در اداره جامعه با آن مواجه هستيم، هزينه کردن دين براي پوشاندن نقص ها و کم کاريهايمان است، که مصداق آن را در جاهاي مختلف مي توانيم ببينيم.در ايام جنگ يک روز به يکي از رزمندگان دستور دادم تا براي شناسايي قبل از عمليات، مسيري را شناسايي کند تا از آن معبر عمليات کنيم. فرداي آن روز وقتي به سنگر رفتم ديدم همه بچه هاي لشکر جمع هستند; رزمنده اي که قرار بود کار شناسايي را انجام دهد براي بچه هاي لشکر صحبت مي کرد.بدون اينکه کسي متوجه حضورم شود به حرفهاي او گوش دادم.داشت به بچه ها مي گفت: «من ديشب خواب آقا امام زمان(عج) را ديدم، ايشان به من گفتند که فردا نبايد از آن مسير عمليات کنيد و مسير ديگري را براي عمليات به من نشان دادند و... »کاسه صبرم لبريز شد. رفتم جلو و پس گردني محکمي بهش زدم. کلي دعوايش کردم که «اين حرفها چيه مي زني؟» بعد با همان عصبانيت گفتم: «برو به همان محوري که امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسايي کن. ما که توي خواب تو نبوديم که ببينيم امام زمان چه محوري رو براي شناسايي و عمليات معرفي کرده!»چند ساعت بعد از اين حرفها و درگيري لفظي، اين رزمنده آمد پيشم وگفت: «حاج باقر معذرت ميخواهم; ببخشيد. اون حرفهايي که داشتم به بچه هاي لشکر در مورد خوابم مي گفتم همش دروغ بود. حلالم کنيد.»ازاو پرسيدم: «چرا اين حرفها رو زدي؟»جواب داد: «راستش رو بخواهيد ترسيده بودم براي شناسايي برم. براي اينکه شما من رو از شناسايي آن محور معاف کنيد مجبور شدم اين حرفها رو بزنم; ببخشيد. آخه خيلي ترسيده بودم»بعد از شنيدن حرفهاش از او خواهش کردم به مشهد برگردد و ديگر به لشکر ما نيايد.هميشه ديده ام آدمهايي را که براي نقصها و کم کاريهايي که درکارهايشان دارند از دين هزينه مي کنند. براي اينکه خود را حفظ کنند دين را سپر خود قرار مي دهند. و چه ضربه هاي از اين راه به دين وارد شده و چه انحرافهايي که در دين آمده است.امروز نيز صحنه جنگ است. اگر روزي با سلاح از دينمان دفاع کرديم، امروز بايد با عملکردمان به دفاع از دين بپردازيم. کارنامه خود را ببينيم، آيا باعث تعالي دين و باورهاي ديني شده ايم؟ يا سبب دين گريزي و تخريب باورهاي ديني شده ايم؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ناپديد شدن مادریکی از شهدای حوادث پس از انتخابات در کرمانشاه
از سرنوشت زهرا (بهجت) نوذری ، مادر پويا مقصود بيگی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه که در تاريخ 30 خرداد88 توسط نيروهای امنيتی کرمانشاه دستگير و در زندان کرمانشاه مورد شکنجه قرار می گيرد و پس از آزادی فوت می کند ، هيچ اطلاعی در دست نيست .
اين مادر عزادار برای اعتراض و دادخواهی به کشته شدن فرزندش بدن خود را گل می گيرد و در مقابل اداره اطلاعات کرمانشاه به تنهايی تحصن می کند و در ساعت 10 شب اولين روز تحصن خود دستگير می شود .
زهرا نوذری در جوانی همسر خود را از دست داده و دو فرزند خردسال اش را با کار طاقت فرسای خياطی اداره کرده و در آستانه فارغ التحصيلى فرزند ارشدش او را به طرز فاجعه آميزی از دست داده است .
اقوام و آشنايان زهرا به شدت تحت فشار هستند و سکوت اختيار کرده اند .
مادران عزادار خواهان آزادی فوری اين مادر داغدار و عزادار و مجازات عاملان و آمران فجايع پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری هستند .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
افزايش اختيارات یارغار احمدی نژاد
كنار رفتن اسفنديار رحيممشايي از سمت معاون اولي محمود احمدينژاد نيز باعث نشد كه وي از كانون توجه رسانهها خارج شود، اين را ميشود از تعداد خبرهايي كه روزانه با محوريت نام مشايي انتشار مييابد، دريافت.
انگار رئيس دولت اين وضع را پيشبيني ميكرد كه هفت روز در اجراي حكم حكومتي رهبري مبني بر لزوم تجديدنظر وي در انتصاب رئيس سابق سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي به عنوان معاون اولي تعلل كرد. احمدينژاد كه خود را نيازمند حضور تاثيرگذار مشايي در كابينه ميدانست از يكسو نميخواست وي را در سمتهاي كوچك بگمارد و از سوي ديگر به درستي احتمال ميداد كه اعطاي هر سمتي به مشايي باعث ميشود كه آن جايگاه خبرساز شود؛ به همين دليل رئيس دولت تا پيش از انتشار نامه رهبري از صداوسيما همه فشارها را تحمل كرد تا شايد بتواند براي اين معضل راه چارهاي پيدا كند،احمدينژاد ميدانست كه نميتواند از حجم انتقادها به حضور مشايي بكاهد، پس به حكم ضربالمثل مرگ يكبار و شيون يكبار، وي را در اقدامي ناگهاني و غافلگيركننده به عنوان نفر دوم كابينه منصوب كرد.
اما دامنه واكنشهاي منفي به اين تصميم آنقدر افزايش يافت كه ديگر از توان تحمل احمدينژاد فراتر بود و وي چارهاي پيدا نكرد جز آنكه به مشايي اجازه دهد نامه انصراف خود از معاون اولي را بنويسد.
با فضايي كه در دوره 9روزه تصدي معاون اولي از سوي مشايي به وجود آمد، مشخص بود كه نميتوان وي را حتي به عنوان يكي از گزينههاي پيشنهادي وزارت به مجلس معرفي كرد، بنابراين چاره نبود جز انتخاب سمتي كه نياز به راي نمايندگان نداشته باشد و صرفا در حوزه اختيارات رئيس دولت قرار بگيرد. به اين ترتيب معاون اول 9روزه، راهي دفتر احمدينژاد شد و اداره آن را برعهده گرفت. سمت رئيس دفتر رئيسجمهوري از نظر سلسله مراتب اداري پست بالايي در دولت به شمار نميرود، بهطوري كه تا پيش از حوادث اخير از جواني به نام مهدي خورشيدي، داماد احمدينژاد به عنوان يكي از گزينههاي تصدي رياست دفتر نام برده ميشد. از اين رو كاملا آشكار است كه احمدينژاد تنزل مرتبه مشايي تا حد رئيس دفتري را به هيچ وجه در شأن او نميداند.
اين را ميشود از پاسخي كه وي به نام انصراف مشايي از سمت معاون اولي داده است، به روشني دريافت. از رئيس دولت كه معتقد است اعتراضها درباره ادامه حضور رئيس سابق سازمان گردشگري در كابينه يا از سر غرضورزي است يا به دليل ناآشنايي با شخصيت مشايي، نميتوان انتظار داشت كه يكي از نزديكترين يارانش را كنار بگذارد، بنابراين چندان دور از ذهن نخواهد بود اگر احمدينژاد سمت رئيس دفتري را در دولت دهم بهگونهاي بازتعريف كند كه از ديدگاه او شايسته حضور مشايي باشد. اخبار غيررسمياي كه اين روزها درباره مشايي و فعاليتهايش منتشر ميشود، بر همين گمانهزنيها استوار است. سايت آيندهنيوز ديروز اعلام كرد كه نتايج كميته 10نفره تعيين اعضاي دولت دهم، به وسيله مشايي پالايش ميشود.
سايت تابناك نيز اعلام كرد كه شنيدههاي موثق از طرح ارتقاي دفتر رياستجمهوري و ادغام معاون اجرايي رئيسجمهوري در اين حوزه حكايت دارد. به نوشته اين سايت طرح يادشده قطعي شده و در شرف ابلاغ نهايي است. با حذف معاون اجرايي از دولت، سرپرستي نهاد رياستجمهوري نيز كه تاكنون برعهده اين معاون بود به رئيس دفتر سپرده ميشود. معاونت اجرايي در تغييرات جديد زيرمجموعه دفتر رئيسجمهوري قرار ميگيرد و تنها برخي حوزههاي اجرايي مانند معاونت پيگيريهاي ويژه به وزارت كشور الحاق ميشود.
از سوي ديگر سايت الف نيز ديروز اعلام كرد پس از انتشار فهرست گزينههاي اصلي مناصب وزارتي، گمانهزني درباره سخنگوي دولت دهم آغاز شده است. براساس اين گزارش اسفنديار رحيممشايي يكي از گزينههاي سخنگويي دولت نيز به شمار ميرود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کروبی : كسانی كه می گویند از پشتیابانی مردم برخوردارند چرا این قدر نیرو به خیابان می آورند؟
کروبی از سیاست های رعب و وحشت انتقاد کرد
مهدی کروبی، یکی از نامزدهای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری ایران، در سخنانی در جمع اعضای حزب اعتمادملی از اعمال "شیوه های رعب و وحشت" در کشور انتقاد کرد.
به گزارش سایت حزب اعتماد ملی که آقای کروبی دبیرکل این حزب است، در جمع گروهی از اعضای شورای مرکزی آن از این که مسوولان در پی خاموش کردن اعتراض های مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری با اعمال شیوه های رعب و وحشت هستند، به شدت انتقاد کرد.
آقای کروبی گفت: "كسانی كه می گویند از پشتیابانی مردم برخوردارند چرا این قدر نیرو به خیابان می آورند كه وقتی حتی كسی قصد آن دارد كه به مراسم فاتحه ای برود با چنین صحنه هایی رو به رو شود."
آقای كروبی با انتقاد از شكل گیری فضای پلیسی در كشور گفت : "به اعتقاد من پلیسی كردن فضای كشور به نفع مصحلت ملی نیست و حتی برگزاری چنین دادگاههایی و یا دستگیری های گسترده منافع ملی را در خطر قرار می دهد و حتی نتیجه عكس دارد چرا كه این اخبار در تمام دنیا منعكس می شود."
آقای کروبی استفاده از نظرات "عقلا و نخبگان" را برای خروج از بحران کنونی مهم دانست.
او گفت: "با این دستگیری ها و برنامه های تلویزیونی مشكلی حل نمی شود بلكه باید با بزرگان گفت و گو و مشورت كرد و به مساله خاتمه داد."
آقای کروبی همچنین بعضی اخبار منتشر شده در رسانه ها درباره حضور او در تجمع های روز دوشنبه که در اعتراض به تنفیذ حکم ریاست جمهوری برگزار شده بود، گفت راهی یک مراسم ختم بوده ولی به خاطر نگرانی از جان مردم از خودرو پیاده نشده است.
او گفت: "احساس كردم اگر از ماشین پیاده شوم برای مردم حادثه تلخی روی می دهد چرا كه اگر من پیاده می شدم مردم دور من جمع می شدند و با آنها برخورد می شد و حادثه ای روی می داد و بنابر این دلیل بود كه من از ماشین پیاده نشدم."
آقای کروبی همچنین با اشاره به برنامه پیش روی حزب اعتماد ملی گفت این حزب به عنوان منتقد و رقیب دولت دهم به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
محمدالدوره و علیرضای ماوقتی اسراییلیها "محمد الدوره" کودک فلسطینی را در آغوش پدرش کشتند، "مسلمان" های ایران و جهان گوش زمانه را کر کردند اما "علیرضا"ی 12 ساله ما را با باتوم کشتند اما صدای هیچ کدامشان در نیامد.فرق َآن دو کودک با هم در چی بود؟ مگر هر دو کودک نبودند؟ هر دو دو در آغوش پدر کشته نشدند؟مگر هر دو مظلومانه به قتل نرسیدند؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آيت الله صانعى: منتشر كنندگان اعترافات كيفر عمل خائنانه خود را خواهند ديد .
آيت الله يوسف صانعى، از مراجع تقليد شيعه در قم، با انتقاد از سركوب هاى پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران، اعتراف متهمان به «انقلاب مخملى» را بى ارزش دانست. قوه قضاييه جمهورى اسلامى ايران روز شنبه دادگاه يكصد نفر از افرادى كه به ايجاد نا آرامى پس از انتخابات و اقدام براى «كودتاى مخملى» متهم شده اند را برگزار كرد. در اين دادگاه افراد سرشناسى چون محمد على ابطحى، معاون رييس جمهور سابق ايران، محسن ميردامادى، دبير كل جبهه مشاركت، بهزاد نبوى، از اعضاى مجاهدين انقلاب و وزير در كابينه محمدعلى رجايى و عبدالله رمضان زاده، سخنگوى دولت محمد خاتمى، حاضر شدند. محمد على ابطحى و محمد عطريانفر، عضو حزب كارگزاران سازندگى، در حالى كه وزن خود را از دست داده بودند در دادگاه مواضعى با عنوان «اعتراف» و بر خلاف ديدگاه هاى قبلى خود در باره نحوه برگزارى انتخابات رياست جمهورى دهم بر زبان آوردند. آيت الله صانعى در بيانيه روز چهارشنبه خود با اعلام اينكه برگزارى دادگاه اين متهمان «در نظام قضايى جهان كم سابقه است» گفته است: «همه كسانى كه به نحوى در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريك و سهيم مى باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروى مردم هستند.»

دیدار جوانان با مهندس موسوی در روز جوان
میرحسین موسوی: انتخابات عمق مشکلات کشور را پیش روی ما گذاشتقلم - «انتخابات مشکلات کشور و عمق آنها را پیش روی ما گذاشت، و این کم دستاوردی نیست زیرا اذعان به مشکل میتواند مقدمهای برای حل آن باشد»، مهندس میرحسین موسوی ضمن بیان این مطلب در دیداری که 12 مرداد ماه جاری، همزمان با سالروز ولادت حضرت علی اکبر با گروهی از جوانان داشت وضعیت زندانها و نحوه برگزاری دادگاهها را از جمله این مشکلات دانست و گفت: «این افتخار نیست که چند معاون رئیس جمهور و وزیر و افرادی که لانه جاسوسی را گرفتند و زمانی تصاویر آنان را جلوی دوربینها با سربلندی نشان میدادیم و راجع به آنان بحث میکردیم و نماد ایستادگی ما در مقابل قدرتهای بزرگ بودند، این چنین جمعی را در یک دادگاهی با این شکل و قیافه، دسته جمعی محاکمه کنیم.»
جمعی از جوانان به نمایندگی از جوانان سراسر کشور به مناسبت خجسته میلاد حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان با مهندس میرحسین موسوی دیدار کردند. در این دیدار صمیمی ابتدا جوانان حاضر در جلسه تحلیل خود را از اوضاع کشور ارائه دادند، آنگاه مهندس موسوی به تبیین دیدگاههای خود پیرامون مسائل روز پرداخت. وی در این دیدار ضمن تبریک سالروز ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان، با اشاره به تلخیهایی که در آنچه پس از انتخابات 22 خرداد به وقوع پیوست گفت: در عین حال حاصل ارزشمندی نیز در این وقایع وجود داشت. این حاصل آن بود که مشکلات اساسی و مهمی که در کشور وجود دارد روبروی ما گذاشته شد. چه بسا این مشکلات و مسائل پوشیده بود و ما آنها را ندیده بودیم. خود این دستاورد، چیز کمی نیست و خیلی بزرگ است. اوایل انتخابات وقتی از مشکلات بحث میکردیم شاید مثل امروز فکر و احساس نمیکردیم که این مسائل چقدر اساسی و بنیادین هستند. ولی الان ملت ما با گوشت و پوست خود این مسائل را حس میکند و همه میدانند که مشکلی وجود دارد. خود اذعان به مشکل میتواند مقدمهای برای حل آن باشد. یک وقت است که ما اصلاً قبول نداریم مشکلی هست. قبل از انتخابات چنین فضایی بود. ولی بعد از انتخابات معلوم شد که ما مشکلات اساسی داریم.
مهندس موسوی با اشاره به وضعیت زندانها و نحوه برگزاری دادگاهها افزود: این وضعیت که از زندانها و نحوه دستگیریها گفته میشود و یا این دادگاههای کذایی که مقابل روی ماست نشان دهنده عمق مشکلاتی است که در کشور ما وجود دارد.
ما انقلاب کرده بودیم که اگر دادگاهی هم داریم، دادگاهی باشد که برای مجرمان باشد، وضعیت روشنی داشته باشد، آزادی در آن باشد، وکلا بتوانند حضور داشته باشند و متهم بتواند در یک فضای آزاد از خودش دفاع کند و قاضی هم به صورت مستقل و آزادانه رأی دهد و همه ملت هم روند قانونی و عادلانه آن را حس کند. چرا که قوه فضائیه اساسش برای این است که وقتی متهمی دستگیر شد و با سازوکارهای حقوقی و انسانی اثبات شد که مجرم است و حکمی در مورد او صادر شد، این حکم آنقدر قدرت داشته باشد که وقتی اجرا شد مردم از جانب آن احساس آرامش کنند. یعنی مردم وجدان کنند که نتیجه کار دادگاه منصفانه و به حق بوده است. ولی الان در مورد اصل این دادگاه هم جای سؤال است و مشکلی بر مشکلات پیشین جامعه افزوده شده است. چند معاون رئیس جمهور و وزیر و افرادی که لانه جاسوسی را گرفتند و جلوی دوربینها تصاویر آنان را با افتخار نشان میدادیم و راجع به آنان بحث میکردیم و نماد ایستادگی ما در مقابل قدرتهای بزرگ بودند، این افتخار نیست که ما امروز این جمع را در یک دادگاهی به صورت دسته جمعی، به همراه صد نفر دیگر آنان را محاکمه کنیم.
نامزد دهمین دوره ریاست جمهوری در ادامه سخنان خود در ارتباط با حوادث پس از انتخابات اظهار داشت: کسانی فکر میکردند اگر یک عدهای از افراد را از احزاب و گروهها که آنان مدعی بودند سران این جریان اعتراضی هستند بگیرند، حتماً صورت مسأله پاک خواهد شد ولی زنده ماندن این جریان در سطح ملی نشان داد که حذف فیزیکی و دستگیریها بر این حرکت اثری نمیگذارد و شبکه بزرگی از مردم که نسبت به خطاهای صورت گرفته معترض است آسیب ندیده و به زندگی خودش ادامه میدهد. آنچه تداوم حرکت سبز مردم را برای بازگشت به قانون اساسی و روح اصیل انقلاب اسلامی تضمین میکند چنین حالتی است. ما باید بتوانیم با اتکا به سرمایه ارزشمندی که این حالت از حرکت مردم ایجاد میکند و با نظم دادن آن از همه گرایشها و توانهایی که وجود دارد برای تامین سعادت آینده کشور حداکثر استفاده را ببریم.
مهندس موسوی ضمن تشریح تفاوتهایی که در حرکت اجتماعی کنونی مردم با فعالیتهای سیاسی سازمانی و متداول وجود دارد افزود: در هویتهای سازمانی معمولا گرایش بر این است که افراد درون یک سازمان سعی میکنند، اگر گفتمانی را مطرح میکنند و یا به ایدئولوژی خاصی پایبند هستند در تمام موارد یک نوع اجماعی نسبت به همه اجزا آن ایدئولوژی و اعتقاد یا گفتمان وجود داشته باشد و برای همین معمولا تلاش فوقالعادهای در درون این سازمانها صورت میگیرد که یک نوع انسجام و یکدلی بر روی همه شعارها و همه خواستهها بین افراد به وجود بیاید. آنچه که در انتخابات شاهدش بودیم و از آن بایستی استفاده کنیم و پند بگیریم آن است که در این انتخابات اجماع بر حداقلها امکانپذیر شد و روی آن ایستادگی شد، به این معنا که اگر یک گروهی ده عنصر داشت که گفتمان مورد علاقه او را شکل میداد و در یکی از آنها با یک گروه دیگری که آن هم ده عنصر گفتمانی برای خودش داشت همراه بود، اینها می توانستند به همدیگر جوش بخورند و جمعی را بسازند.
حس ملی که در سطح کشور متولد شد از این مسأله زائیده شد که افراد سر یک مسائل اساسی و مهم در حداقلها با هم ارتباط پیدا کردند. رنگ سبز که این همه مورد حمله و عناد و کینه قرار گرفته به صورت سمبلیک این را نشان میدهد. یعنی طرفداران موج سبز به یکدیگرمیگویند ما هم از جنس شماییم، ما هم دغدغه شما را داریم، ما هم مشکل شما را داریم، ما هم دغدغه ایران پیشرفته را داریم. به نظر میرسد آن چیزی که انتخاب میشود و جمعها را دور هم گرد میآورد و از آن یک حرکتی به نفع جمهوری اسلامی، به نفع آینده کشوری میسازد باید چنین حالتی داشته باشد، که نیروهای حداکثری براساس خواستههای حداقلی بتوانند گرد هم جمع شوند و اختلافاتشان را کنار بگذارند. ما این را قانون اساسی گرفتهایم. قانون اساسی میتواند در بخشها، صنوف و گروههای مختلف و مرجع، بسته به گرایشهایی که در گروهها هست مورد توجه قرار بگیرد. در بخش اقتصادی یک نوع مورد توجه قرار بگیرد، در بخش فرهنگی نوعی دیگر مورد توجه باشد، در رابطه با کرامت انسانی، آزادیها، عدم تجسس در احوالات شخصیه افراد، و ... این قانون و میثاق دامنهای وسیع دارد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه سخنان خود ضمن تحلیل وضعیت جامعه گفت: بسیاری از افراد در جامعه ما علائق مذهبی عمیقی دارند که اکثریت را هم تشکیل میدهند. ما قومیتها را داریم، فرهنگهای گوناگونی را داریم. اگر میثاقی داشته باشیم که مورد اجماع همه اینها باشد و همه گرداگرد آن جمع شوند، هم می شود از دستاورهای بزرگی که انقلاب و جمهوری اسلامی داشت حمایت کرد و آنها را حفظ نمود، هم هزینههای کمتری پرداخت و امکان اجماع بیشتری برای تغییرات به سمت مطلوب را ایجاد کرد.
مهندس موسوی در ادامه سخنان خود به اتهامات واهی چون انقلاب مخملی و یا ارتباط با بیگانگان که به حرکات مردم نسبت داده میشود اشاره کرد و اظهار داشت: این اتهامات بیپایه در حالی ایراد میشود که ما دائم تأکید میکنیم که مسائل ما مسأئل ملی و داخلی است و ربطی به بیگانگان ندارد. حتی ایرانیان خارج از کشور هم در حمایتی که از حرکت مردم در داخل کشور کردند به خارجیها پیوند نخوردند. این حس در حرکت مردم ما خیلی قوی بود و باید این رویکرد را تشدید کنیم. چرا که درونمایه این حرکت تقویت هویت ملی ماست که در ذات خود نمیتواند بدون اجتناب از بیگانه شکل بگیرد. مسأئل ما در پیوند با بیگانه حل نمی شود و این را به عنوان یک اصل بایستی بپذیریم. مخصوصاً تجربیات 200 ساله گذشته ما نشان می دهد که لازم است ما در این زمینه مراقبت داشته باشیم. معنای آن این نیست که ما جهان را نشناسیم و از اتفاقاتی که در جهان به وقوع میپیوندد پند نگیریم و استفاده نکنیم. نه! اینها مواردی است که از آن استفاده می کنیم. ما نسبت به این نهضت عظیمی که آغاز شده هم در سطح ملی و هم در سطح بینالملی باید روشنگری کنیم. ذهنهای خلاق و انسانهای خوب و گروههای خوب را در جامعه جهانی به این سمت متمایل کنیم و از نظریات آنان هم استفاده کنیم. منتهی بحث بر سر تسلیم بودن و متأثر شدن از سیاستهای استعماری و سیاست کشورهای بزرگ است که مورد اشاره بنده است، که طبیعتاً یک فاصلهگذاری جدی و روشنی در این رابطه باید داشته باشیم.
مهندس موسوی با تأکید بر تحمل نظر مخالف بیان داشت: ما باید با کسانی که موافق نظر ما نیستند یک ارتباط روشن و مسالمت جویانهای داشته باشیم. در کشور عدهای هستند که شاید تعدادشان هم کم نباشد موافق عقاید ما نیستند و قرار هم نیست و نبود که موافق ما باشند. در سطح ملی اگر حرکتی داشته باشیم که صد در صد افراد یک فکر داشته باشند این مطلوب نیست. ما باید سعی کنیم با این نیروها که نظر دارند روبرو شویم و نظر آنان را بشنویم، توضیح دهیم و توضیح بشنویم. در خلال انتخابات این روحیه ارزشمند خود را به نمایش گذاشت. در خیابانها و حتی در سطح ملی افرادی بودند که از نظرات خود دفاع میکردند و در کنار هم بودند، با هم صحبت میکردند، گفتگو میکردند بدون اینکه دعوایی با هم داشته باشند یا یقه همدیگر را بگیرند. کسی دیگری را خفه نمیکرد و مردم کنار هم بودند. این ممیزه، ویژگی یک جامعه پیشرفته عاقل و فهیم است. البته برخی به نفرت پراکنی دامن میزنند، برخی دنبال پروندهسازی هستند، برخی برای ایجاد دو دستگی تلاش میکنند، ما نباید اسیر چنین طرح هایی باشیم. همه ما به هم پیوند داریم، میشود که در جامعه اختلاف عقاید هم وجود داشته باشد ولی اینها هیچ کدام باعث نمی شود که ملت ما یکپارچه نباشد. همه در یک هدف مقدسی که آن اسلام و ایران پیشرفته است تلاش میکنیم و اینها را بایستی در گفتهها، نوشتهها و حرکتهایمان نشان دهیم.
نخست وزیر دوران امام همچنین در ارتباط با نقش جوانان در شکلگیری روندهای ملی گفت:
در قبل و بعد از انتخابات جوانان نقش اساسی را داشتند و در آینده هم خواهند داشت. کشور متعلق به خود شماست و ایستادگی و پایداری برگرفته از روحیه خود شماست. ما دستاوردهای بزرگی داشتهایم و انشاالله با حفظ همین روحیه پیش خواهیم رفت.
امیدوارم فضای هیستریکی که سعی میکنند دور و بر ما ایجاد شود در روحیه ما تأثیر نگذارد و با روحیه سالم کارها را پیش ببریم. مهندس موسوی در این نشست از زایش یک حس ملی قوی در جریان انتخابات خبر داد و گفت: من زایش یک حس ملی قوی را در کشورمان که افراد را به هم پیوند میداد در جریان انتخابات ملاحظه کردم. وقتی جوانان خودشان جمع شدند و شعارهایشان را دادند، کمکم این به قشرهای دیگر هم انتقال پیدا کرد و یک نوع احساس پیوند میان اقشار ایجاد شد که ما بایستی قدر آن را بدانیم. من امروز انسجام ملی را بین استانهای مختلف و بین فرهنگها و اقشار مختلف نسبت به هم خیلی بیش از قبل از انتخابات میبینم. این نعمتی است که بایستی آن را قدر بدانیم و از آن استفاده کنیم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
![[تصویر: 2lpl.jpg]](http://img.piqlet.com/2lpl.jpg)
![[تصویر: 1qcq.jpg]](http://img.piqlet.com/1qcq.jpg)
پارلماننیوز: ساعت هشت و پنجاه دقیقه امروز محمود احمدینژاد با یک دستگاه بالگرد وارد محوطه مجلس شد.
اکثریت قریب به اتفاق اعضای فراکسیون خط امام(ره)مجلس در مراسم تحلیف شرکت نکردند
در مراسم تحلیف محمود احمدینژاد که صبح امروز در مجلس شورای اسلامی برگزار شد، اکثریت قریب به اتفاق اعضای فراکسیون خط امام(ره)مجلس در این مراسم شرکت نکردند.
یادداشتی به قلم اعظم طالقانی
هشدار به حاكميت
بسماللهالرحمنالرحیم
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ .
و از مردم کسی است که به شگفت آرد تو را سخن او در زندگی دنیا و گواه میآورد خدا را بر آنچه در دل دارد با آنکه او لجوجترین دشمنپیشه است.
«...چنین عنصری خدا را به آنچه در قلب دارد گواه میآورد، برای جلب توده مردم به خود و برآوردن آرزوهای آنان وعدهها میدهد و برنامهها مینمایاند و برای باور مردم خدا را شاهد میآورد و سوگند یاد مینماید که جز خدمت نیت و نظری ندارد و نیز معلوم میشود که خدا و هرچه از نظر مردم مقدس باشد، برای او وسیلۀ نفوذ و پیشرفت مقصود است. اینگونه عنصری که دیدش و سخنش در حد دنیا و کوشش او برای رسیدن به آرزوهای خود است بیش از آنکه نمیتواند خیرخواه و خدمتگزار خلق باشد- الدالخصام- خودپرستی عقدهدار و لجوج و دشمنی کینهتوز است؛ دشمنی او با هر حق و حقدار و هر قدرت و شخصیت مقاوم است و هرکه در طریق هواهای او نباشد...»(قسمتی از متن پرتوی از قرآن آیت الله طالقانی، سوره بقره آیه 204، صفحات 97و98)
"...میگویند خوی آز و برتریجوئی است که بشر را به جان هم انداخته صفها و مسلکهایی پدید آورده است؛ انگیزاننده این خویها چیست و چرا انسان باید بیش از نیازمندی بجوید و خود و دیگران را به رنج اندازد؟!..."(مهدویت و آیندۀ بشر، آیتاله سیدمحمود طالقانی)
انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اثرات و ثمرات بیسابقهای را برای ایران و جهان توسط ملت شجاع ایران در بر داشته زیرا حرکت و نهضت فکری- سیاسی که سالها مورد بحث بود، گسترده شده است و در طول این نهضت از طریق گفتوگو و انتقادات منطقی در ارتقاء آگاهی جامعه ایران و همبستگی ملت بسیار موثر واقع شده است.
در این راستا اثرگذارترین رفتار حاکمیت که نظام را ضربهپذیر نموده شتابزدگی در اقدامات خشونتآمیز و بیمهری نسبت به ملت شریف ایران بوده است که میتوان به مواردی از آن اشاره کرد:
الف) حاکمیت از آنجا که همواره با شیوههای خشونتبار و ایجاد رعب با مردم برخورد کرده اینبار هم با شتاب بدون توجه به شعارها و وعدههایی که تا کنون داده است عمل نموده و از آنجا که فقط به حفظ جایگاه و موقعیت خودش میاندیشیده بدون اینکه به محتوی و هویت جمهوری اسلامی توجه کند بگونهای عمل کرده که خشونت فراگیر و غیرقابل کنترلی افکار عمومی را در برگرفته و در بهت فرو برده است. دستگیریها، شکنجهها، تجاوز به دختران و پسران، سخنان ناسزا و فحاشی حتی نسبت به ساحت مقدس اهل بیت(ع) توسط بازجویانی که مشخص نیست با چه ضوابطی آنان استخدام شدهاند صورت گرفته و وجود زندانهای غیررسمی که از صفات و خواص «حکومت اسلامی» است نه «جمهوری اسلامی» به فضای خشونت و عصبیت قوت بیشتری داده است!
ب) «نمایندگان منتخب مجلس خبرگان رهبری» شتابزده بیانیهای را بدون امضا صادر میکنند که افکار عمومی به آن توجهی ننموده و چند روز بعد (دوشنبه5/5/88) خبرنگار رسانه ملی با یکی از اعضای مجلس خبرگان مصاحبهای انجام میدهد که مهمترین سوال خبرنگار این است که شما اظهار میدارید تعداد امضا کنندگان بیانیه از 50 نفر به 58 نفر افزایش یافته است به چه دلیل؟ چرا این بیانیه امضا ندارد؟!
پاسخ میدهد که چون عدهای در تعطیلات بودند و بعضی متن بیانیه را به این شکل قبول نداشتند (نقل به مضمون) و... در حالیکه همه میدانیم اگر آنها بیانیه را پذیرفته باشند در انتهای بیانیه اسامیشان ثبت میشود. از طرف دیگر کارشناسان حقوقی این بیانیه را خلاف قانون اساسی و آئیننامه مجلس خبرگان میدانند، زیرا باید مجلس خبرگان برای بررسی نقش ولی فقیه در فضای فعلی تشکیل جلسه میداد و پس از آن بیانیه تهیه شده توسط حداقل نیم+ یک یا با دوسوم آراء تصویب و اسامی آنها هم اعلام میگردید. علاوه بر آن مواد یا بندهایی که در بیانیه مذکور آمده است در نظر افکار عمومی یک عمل عجولانه و تحمیلی تلقی شده، مبنی بر اینکه همه امور زیر نظر ولی فقیه تصویب و اجرا میشود، بنابراین مسئولیت اتفاقات، فجایع و خلافهایی که در مورد دستگیرشدگان و معترضینی که در خیابانها مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند بعهده مقام رهبری خواهد بود و در نهایت این بیانیه نه تنها به نفع نظام و حاکمیت نبوده بلکه دستهایی که برای زیر سوال بردن نظام فعالند و خود را ظاهراً طرفدار نظام قلمداد میکنند و ضربات جبرانناپذیری به نظام وارد نمودهاند برای افکار عمومی افشا شده است و افکار عمومی آنها را به عنوان مجری پروژههایی از قبیل «ظهور حضرت ولیعصر در دهه هشتاد» میشناسد.
افکار عمومی معتقد است بر اساس شواهد، تقلب فاحشی صورت گرفته و اگر آقای موسوی هم بگوید تقلب نشده نمیپذیرند؛ هنگامی که میشنوند که خس و خاشاک هستند! از خطیب نمازجمعه میشنوند افرادی که معترضند و قیام کردند «باغی هستند و علیه ولی فقیه قیام کردهاند و باید با بیرحمانهترین رفتارها با آنها برخورد شود» (نقل به مضمون). چگونه میتوان انتظار داشت تا زمانی که تمام کسانی که عملاً در این فجایع نقش داشتهاند دستگیر و محاکمه و مجازات نشوند، ملت آشتی را بپذیرد؟!... «هشیار باشید!!!»
ج) متأسفانه سومین شتابزدگی که خطرناکتر از همه در پذیرش مشروعیت حاکمیت اثرگذار خواهد بود تشکیل عجولانه دادگاه با کیفرخواستی مملو از اتهامات واهی است؛ همه کسانی که زندان را تجربه کردهاند میدانند متهمینی که مدتی در سلول انفرادی بوده و بیخبر از واقعیتهای اجتماع میباشند، ذهنی شده و تلقینپذیر میشوند و اظهارات آنان ارزش حقوقی ندارد.
امروزه در تمام جهان اگر حاکمیتها، مطلوب و شفاف نباشند از هزینه شدن، سرمایههای ملی و ذخایر ارزی و بیتالمال بیاطلاع باشند و بیتالمال برای حفظ موقعیت عده خاص هزینه گردد، جامعه تغییر را به عنوان یک نیاز طلب میکند. اگر حاکمیت دانا و خردگرا باشد بستر و زمینه برای جلب اعتماد ملت را مساعد میکند، دوست را دشمن و دشمن را دوست تلقی نمیکند، تا شرایط و فضائی که هماکنون با آن روبرو هستیم و سالهاست خون دل میخوریم، میگوییم و مینویسیم و هشدار میدهیم، ایجاد گردد! چگونه است حاکمیت با کسانی که مأموریت دارند ایران را ویران و ملت را دینگریز و قانونگریز کنند همراهی و همفکریشان قرابت بیشتری دارد؟! ناگفته نماند در چنین فضایی جریانهایی که میخواهند نظام فرو ریزد، فعال خواهند شد. از اینرو باید ریشهیابی نمود و دشمنان اصلی را شناخت تا نظام خطرات را رفع و حفظ شود؛ کسانی که اغلب آنها سالها خدمتگزار این کشور بودهاند، خط قرمز خوانده میشوند و در دادگاههایی که صلاحیت آنها هم زیر سوال است محاکمه میگردند، اگر قرار باشد مشفق و حافظ نظام نباشند، آنهایی که از قبل از انقلاب عافیتطلبی را برگزیدند و امروزه با چاپلوسی و پایبوسی برای خود در پی پایگاه و جایگاه رفیع میباشند، مورد وثوق قرار میگیرند؟!!
بهوش باشید که اینان خطرناکتر از همه جریانهای موجود هستند "تقوای سیاسی درک بسیار ظریفی میطلبد اگر غفلت شود به شرک و پلیدی میانجامد و اشتباه تاریخی را در پی خواهد داشت و نسلهای آینده جز لعن و نفرین از آنان یاد نخواهند کرد.
بار الها تو آگاهی آنچه نوشتم از روی صدق است.
و العاقبة للمتقین
منبع: سلام نیوز
----------------------------------------------------------------------------------
فردا ساعت ۹ صبح مشروطه در بهارستان تکرار میشود

فردا روز بزرگی است در تاریخ ایران. با ایمان به بهارستان برویم. شاید به نشانهی این ایمان و نیز برای تقویت روحیه، بد نباشد وضو هم بگیریم. باشد که فردا لبخند ما، شادی ما، دو انگشت رو به آسمان ما، حضور ما و غرور ما، امید ما و ایمان ما، ایران ما را نجات دهد.
مسیر شماره (1): میدان انقلاب، خیابان انقلاب، خیابان بهارستان، میدان بهارستان
مسیر شماره (2): میدان امام حسین، خیابان انقلاب، خیابان بهارستان، میدان بهارستان
مسیر شماره (3): میدان شوش، خیابان امین السلطان، خیابان مصطفی خمینی، میدان بهارستان
مسیر شماره (4): میدان رازی، خیابان مولوی، خیابان مصطفی خمینی، میدان بهارستان
----------------------------------------------------------------------------------
پاسخ زهرا رهنورد به نامه همسر جلاییپور
در پي نامه فاطمه شمس، همسر محمدرضا جلاييپور به دكتر رهنورد كه خواستار تداوم مسير جنبش سيز براي تحقق مطالبات تاريخي ملت ايران بود، همسر ميرحسين موسوي نيز به آن نامه پاسخ داد. به گزارش «سلام نیوز» متن نامه زهرا رهنورد در پاسخ به فاطمه شمس (همسر محمدرضا جلاييپور) بدين شرح است:
سلام بر بانوي انديشمند و جوان، خانم فاطمه شمس و سلام بر همه دلواپسان آزادي و حقيقت و همه شيرزناني كه سبزي انديشهشان، برآمده از سرخي خون دلهاي التيام نايافته و صلابتشان برخاسته از استقامت سنگ صبوريهاي تاريخي است و اين راه ،خط سيري است كه «هيچش كناره نيست» و البته فراز قله آن به فاطمه (س) و زينب كبري ميرسد اما گستره آن تا بينهايت، سلسلهاي از زنان بيدار دلي است كه هر يك استوانههاي تاريخند و من تبار آنها و شماعزيزان نورسته را، به خوبي ميشناسم.
نامه شما، فاطمه عزيزم، بيانيه حضور هدفمند و غيرتمندانه زن ايراني است در عرصه تعهد، آزادي و مقاومت
گفتههاي سرشار از خرد و دردمندي شما، نماد تولد مجدد زناني است كه در سرزمين ما، سلاله اي ابدي دارند و من سيودو سال پيش طلوع و تجلي او را در كتاب طلوع زن مسلمان پيشبيني كرده بودم.( اگرچه آن كتاب كه خارج از كشور (آمريكا) كنفرانس داده شد، هرگز در ايران پس از انقلاب، تجديد چاپ نشد)، زيرا جزمانديشان كهنهگرا و اشاعهدهندگان ديكتاتوري و مخالفان حقوق زن كه هميشه مرا دشمن تداوم تحجر و خودكامگي خود دانستهاند بيشترين نقش را در به محاق كشاندن آن كتاب ايفا نمودند. باحضور ميليوني سرشار از انرژي، حيات ،حريت و حق طلبي زنان رشيده مان،آن زن ترسيم شده و مكتوم در صفحات كتاب «طلوع زن مسلمان» را در سيماي زنان سلحشور امروز ميهنمان ميبينيم كه با فكر، گوشت و پوست و با حضور سبز خود، گوياي آنند كه سخن حق هرگز نميميرد.
امروز، و در شرايط مقابله جنبش سبز مردم ايران با ساختارشكنان، زنان كشور ما در بهت و نگراني به سر ميبرند، اما دو دسته از آنان رنج و دغدغهاي مضاعف را بر دوش ميكشند. نخستين دسته، زنان اسير و زنداني هستند كه به جرم حقطلبي و آزاديخواهي اسير شدهاند و خدا ميداند كه در زندان با چه هتاكيها و رنجها روبرو هستند، كه همين جا آزادي بيقيد و شرط همه آنان را خواهانم.
دسته ديگر، زنان، دختران و مادران و همسران زندانياني هستند كه نگران حيات و پروندهسازي و شكنجه و هتاكي نسبت به فرزندان، دختران و شوهران، و مردان خود هستند و اغلب بيخبر از آنها در شديدترين شرايط نگراني به سر ميبرند. كيست كه نداند در وضعيتهاي سخت و بحراني، فشارهاي وارده بر زنان مضاعف است و نوگلاني پرپر شده چون، نداآقا سلطان، ترانه موسوي و زنان مقاوم ديگر، در عين حال زنان و خانوادههاي زنداني كه بر تارك جنبش سبز مردم ايران خواهند درخشيد از اين نمونهاند.
چه قلمها كه بر سر حفظ ويرانههاي سياه خودكامگي شكسته شده و چه انديشه ها كه به محاق رانده شده است،اما حقيقتي كه از ساحت قلم ميتراود، فقط كلماتي مكتوب در سينه صفحات نيست. بلكه در سويداي كالبد واژگان، روح بلند مفاهيم به هزاران شكل شكفته ميشود و شاهدمثال آن، زن امروز ايرانياست كه شما، خانم فاطمه شمس( همسر آقاي محمدرضا جلاييپور زنداني) يكي از نمونههاي آن هستيد.
شما از روي تعهد و نه از روي ريا و تفاخر از فضايل همسرتان( محمدرضا )گفتيد و به حق گفتيد، و كيست كه نداند، اما به راستي كه جوانان ايراني همه با فضيلت و حقطلب و عدالتخواهند، و البته شايد از ديد ستم پيشگان، اين جرم بزرگي است كه جوانان بايد تاوان آن را با شكنجه شدنها و گلولهباران شدنها پس بدهند، و بيگناه پرپر شوند.
اما مباد كه به فاصله يكصد سال، يعني از انقلاب مشروطه، تاكنون همچنان سخن عارف شاعر دلسوخته،كه با سوگواري ميسرود؛ "از خون جوانان وطن لاله دميده،" باز هم تداوم يابد. لهذا، براي پايان دادن به اين مرثيه است كه اكنون، ما راه را، عليرغم سختيها و فراز و نشيبهايش ادامه ميدهيم و براي نيل به مقصد مطلوب، بر استواري و پايداري خود هم سوگند شدهايم. من هم قطره كوچكي هستم در كنار درياي خروشان همت مردم ايران و مادران عزيزان شهيدي، چون نداآقاسلطان، ترانه موسوي و سهراب اعرابي و محسن روحالاميني و كامرانيها و همسران چشمانتظار و صبوري چون شما، فاطمه عزيز و بسياري ديگر كه شايد در ميان ما هستند اما ناشناختهاند ليكن در سپهر حريت و حقيقت، درخشان و پرتوافكن و ماندگار خواهند بود،ملت ما راه خود را به خوبي شناخته و تحصيل آرمانهايش را منوط به عدم انحراف از آموزههاي امام وشهيدان و قانون اساسي و پيگيري رفتاري مدني ميداند و براي آن جانفشاني ميكند، در اين مسير جان و آبروي زهرا رهنورد، هديه ناقابلي براي تحقق چنين هدف متعالي است و بارها گفتهام كه حاضرم هزار بار تيرباران شوم اما قطره خون بيگناهي، از ستم دژخيمان، بر زمين نريزد.
امروز همه ما با ايمان و دلاوري و سلحشوري راه سبزمان را ادامه ميدهيم.
ملت ما اطمينان دارد كه به قله رفيع مردمسالاري حقيقي خواهد رسيد و درفش آزادي معونيت، رفاه و عدالت را برفراز آن به اهتزار خواهد آورد و با اين اميد كه براي هميشه زندانهاي سياسي در سرزمين ما برچيده شود و زنداني سياسي نداشته باشيم از اين روي است كه يكديگر را خطاب ميكنيم :
"تو پاي به ره نه و هيچ مپرس خود راه بگويدت كه چون بايد رفت"
آري "ان موعدكم الصبح، اليس صبح بقريب"
وعده ما، صبحدم. آيا نزديك نيست
زهرا رهنورد
----------------------------------------------------------------------------------
پيام آيت الله العظمى منتظرى
در اعتراض به برگزاری دادگاههاى فرمايشى
آیتالله العظمی منتظری با صدور پیامی، اعترافگیریهای پخش شده را دروغ، خلاف واقع و فاقد حجت شرعی دانست و با انتقاد از کارهایی که باعث میشود رهبران ایران با استالین و صدام مقایسه شوند، هشدار داد که اینگونه اقدامات «بیاعتمادى مردم و خشم و عصيان آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را عميقتر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مىسازد.»
به گزارش «موج سبز آزادی» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیتالله منتظری، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحيم
( والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر )
(سوره توبه ، آيه 71)
با كمال تعجب و تأسف ، مردم عزيز و زجركشيده ما اين روزها ناباورانه شاهد پخش غير شرعى و غير قانونى و غير اخلاقى مصاحبه اسيران و عزيزان در بندشان مىباشند; عزيزانى كه بيش از چهل روز است محبوسند و از بين آنان تعدادى هم مظلومانه به شهادت رسيده اند.
اين جانب در پيام هاى قبلى يادآور شدم :
اين گونه اقرارها و اعتراف گيرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى اسلامى رائج شده و در زندان هاى غير قانونى و در شرايط كاملا غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با واقعيت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته مىشود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان بزرگ به حساب مىآيد; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود. كه مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد.
از امام صادق (ع ) نقل شده كه حضرت امير(ع ) فرمودند: "هر كس با تهديد و تخويف و يا در زندان به چيزى اقرار نمايد، نبايد بر او حدى جارى شود." (وسائل الشيعة ، كتاب الحدود). و در روايت ديگر نقل شده كه آن حضرت فرمودند: "هر كس در اثر ترساندن يا ضرب و كتك و يا در زندان به كارى كه موجب حد است اقرار نمايد، نبايد آن حد بر او جارى شود." (دعائم الاسلام ، ج 2، ص 466).
و به استناد همين روايات است كه همه فقهاى شيعه اقرار و اعتراف با زور و تهديد و در شرايط غير عادى را حتى عليه خود متهم شرعا حجت و نافذ نمى دانند.
علاوه بر آن شكستن شخصيتهاى سابقه دار و موثر در انقلاب و تشكيل نظام به بهانه هاى واهى و ناجوانمردانه خود يكى ديگر از گناهان كبيره است كه آمران و عاملان آن را گرفتار وضعيتى خواهد كرد كه بى ترديد دامن خود آنها را هم خواهد گرفت . مردم مىپرسند اين چه نظامى است كه مسئولين بلندپايه قبلى آن در دولت و مجلس و غيره كه بسيارى از آنان در تشكيل نظام نقش موثر داشته اند، به خيانت به كشور متهم مىشوند؟!
اين جانب از باب امر به معروف و نهى از منكر و از باب خيرخواهى و نصيحت ، مجددا به تصميم گيرندگان و دست اندركاران امور تذكر مىدهم و از آنان مىخواهم كارى بكنند تا حقوق تضييع شده مردم در انتخابات جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى شوند; نه اينكه پس از سركوب آنان و زندانى نمودن صدها نفر از مردم معترض ، اقدام به انجام منكر ديگرى كرده و افراد و شخصيتهايى كه به خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر كدام سالها در مسئوليت هاى حساس خدمت نموده اند را زندانى نموده و آنان را در شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند و به نفاق و خيانت و به گناهان نكرده اى اعتراف نمايند كه هيچ سنخيتى با آنان ندارد و هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى كند.
چرا كارى مىكنند تا مردم دادگاههاى آنها را با دادگاههاى استالين و صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟ حاكمانى كه مدعى تشيع و پيروى از حضرت على (ع ) مىباشند چرا بر خلاف دستورات آن حضرت در مورد اقرار و اعتراف در زندان و با تهديد و فشار عمل مىكنند؟ و چرا چهره اصل دين و مذهب و حاكميت دينى را زير سوال برده و در داخل و خارج خراب و مشوه مىكنند؟
به يقين انجام اين مصاحبه ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين كه هيچ مشكلى از مشكلات عديده كشور را حل نمى كند، بى اعتمادى مردم و خشم و عصيان آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را عميق تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مىسازد. بر حسب قانون اساسى ، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است ؟ و چرا تجمعات آرام و متين مردم ، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات كذايى را در پى دارد؟
در خاتمه اين جانب ضمن اظهار همدردى با خانواده هاى داغدار و مصيبت زده كه جوانان عزيز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست دادند، با قلبى محزون ديگر بار به آنان تسليت مىگويم و از خداوند بزرگ براى آن عزيزان مغفرت و رحمت الهى ، و براى خانواده ها و بازماندگان معزز آنان صبر جميل و اجر جزيل ، و براى همه زندانيان حوادث اخير آزادى فورى ، و براى متصديان امور تنبه و بيدارى و انعطاف و اعتذار از ملت عزيز را مسألت مىنمايم .
والسلام على عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته .
حسينعلى منتظرى
1388/5/13
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خبری که از روی سایت ایلنا حذف شد:
گزارش مرتضوی به نمایندگان و افشای شکستگی جمجمهی محسن روحالامینی
خبرگزاری ایلنا دقایقی پیش خبر مربوط به حضور مرتضوی در جمع گروهی از نمایندگان مجلس و اظهارات امیدوار رضایی، برادر محسن رضایی، در خصوص شکستگی جمجمه شهید محسن روحالامینی را از سایت خود حذف کرد. به نظر میرسد علت حذف، همین اظهارات باشد؛ چرا که مرتضوی و مقامات دیگر پیش از این ادعا کرده بودند روحالامینی به علت مننژیت فوت کرده است. متن خبر حذف شده از سایت ایلنا:
سعيد مرتضوي با حضور در جلسه كميسيون حقوقي و قضايي مجلس گزارشي از روند رسيدگي به مجموعه مسائل مطرح شده در مورد كودتاي مخملي به نمايندگان عضو اين كميسيون و اعضاي كميته ويژه بررسي وضعيت بازداشتشدگان اخير ارائه داد.
محمد كرميراد عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، با اشاره به اينكه در گزارش مرتضوي نسبت به وضعيت متهمان اين پرونده نيز توضيحاتي ارائه شد، ادامه داد: در اين گزارش در مورد افرادي هم كه ناآگاهانه به خيابانها آمده بودند، افرادي كه نسبت به عملكرد خلاف قانونشان توجيه شده و با قرار وثيقه آزاد شدهاند، حضور سازمانيافته عناصر منافق و حضور اين افراد در ستادها، آشوبها و اغتشاشات اخير، مطالبي مستند عنوان شد.
به گفته وي مرتضوي در مورد طراحان فتنههاي اخير، عوامل برنامهريز و محركين اصلي توضيحات مفصلي به نمايندگان مجلس داده است.
كرمي راد همچنين از گزارش دادستان تهران در مورد سه نفر از كشتهشدگان حوادث اخير، خبر داد: وي در پاسخ به اينكه منظور از اين كشتهشدگان علاوه بر روحالاميني و كامراني چه كس ديگري است؟، افزود: نام اين فرد را به خاطر ندارم. اما گويا يك نفر از مضروبشدگان در تجمعات و اغتشاشات اخير بوده است كه به بيني و پاي وي آسيب وارد شده است. وضعيت اين فرد پس از بستري شدن در يكي از بيمارستانها، به خانواده وي اطلاع داده ميشود و آنها او را به يك بيمارستان خصوصي ديگر منتقل ميكنند اما اين فرد در بيمارستان فوت ميكند.
عضو كميته ويژه مجلس در پاسخ به اينكه آيا پرونده پزشكي روحالاميني و كامراني كه نمايندگان مجلس از دادستان تهران خواسته بودند، آن را در اختيار نمايندگان قرار دهد، به مجلس ارائه شده و مورد بررسي نمايندگان قرار گرفته است يا نه؟، گفت: گويا آقاي اميدوار رضايي به عنوان پزشكي كه عضو كميته ويژه مجلس نيز هست، پرونده پزشكي اين افراد را بررسي كرده و متوجه شكستگي جمجمه شده است.
كرميراد در پاسخ به اينكه اين شكستگي جمجمه در جسد روحالاميني ديده شده يا ديگر كشتهشدگان حوادث اخير؟، گفت: مطمئن نيستم اما تصور ميكنم، در مورد شخص روحالاميني بوده است.
وي در مورد اينكه دادستان تهران پيش از اين اعلام كرده بود اين افراد به دليل ابتلا به بيماري مننژيت در زندان درگذشتهاند، گفت: بنده در جزئيات اين مسائل قرار ندارم و بيش از اين نميتوانم توضيح بدهم.
نماينده كرمانشاه با اشاره به سخنان صبح امروز مرتضوي در جلسه كميسيون حقوقي و قضايي مجلس، ادامه داد: دادستان تهران اعلام كرد كه نسبت به پيگيري مجازات آسيبزنندگان در مسائل اخير جدي است و مطابق دستور رهبري در مراسم تنفيذ رياستجمهوري به اين مساله عمل خواهد كرد.
به گفته وي، مجموعه تلاشهاي قواي مقننه و قضاييه در راستاي آن است كه اگر احيانا برخورد غيرقانوني با بازداشتشدگان اخير چه در بازداشتگاه كهريزك و چه از سوي نيروي انتظامي صورت گرفته است، مورد بررسي قرار گرفته و از آسيبديدگان دلجويي شود.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس از تقسيم كار اعضاي كميته ويژه بررسي وضعيت بازداشتشدگان اخير، خبر داد و افزود: قرار بر اين است كه ملاقاتهايي با آيتالله شاهرودي و دادستان تهران داشته باشيم. همچنين از بازداشتگاهها و بند زندانيان سياسي اوين بازديد كنيم. علاوه بر اين برخي نمايندگان مسوول دلجويي از آسيبديدگان اخير شده و برخي نيز اخبار كذب منتشره در سايتهاي داخلي و خارجي در مورد حوادث اخير را پيگيري خواهند كرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یک مرجع تقلید:می خواهید من باور کنم که احمدی نژاد 24 میلیون رای داشت؟
سلام نیوز: در دیدار اعضای شورای سیاستگذاری سایت سلام با برخی علمای قم، شنیده شد که؛ یکی از مراجع تقلید چندی پیش به هیات اعزامی از سوی شورای نگهبان گفته بود: می خواهید من باور کنم که احمدی نژاد 24 میلیون رای داشت؟
چندی پیش هیاتی که از سوی شورای نگهبان به قم رفته بود تا مراجع را قانع کند که تقلبی در انتخابات نشده است بدون حصول نتیجه به تهران بازگشت.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سلام، یکی از مراجع تقلید پس از آنکه به سخنان کدخدایی و دیگر اعضای شورای نگهبان گوش کرد، گفته بود: می خواهید من باور کنم که احمدی نژاد 24 میلیون رای داشت؟
براساس این گزارش این مرجع تقلید بدون آنکه ادامه سخنان آنها را گوش کند گفته بود که؛ از اینجا بروید و دیگر ادامه ندهید.
همچنین شنیده شده است که یکی از اعضای دولت نیز وقتی به دیدار ایشان رفته بود تا وی را قانع کند که پیام تبریک به رئیس دولت بدهد، این مرجع تقلید او را سفاک خوانده بود و اجازه ورود به دفتر اش را نداد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دستگيري رئيس پالايشگاه تهران؛ سايت الف از دستگيري رئيس پالايشگاه تهران خبر داده است. ظاهراً احتمال اعتصاب در پالايشگاه تهران دليل اصلي اين بازداشت بوده است. همچنين حجت الاسلام عبدالرحيم سليماني اردستاني عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و استاد دانشگاه مفيد، به جرم حضور در بهشت زهرا(س) در چهلمين روز شهادت جمعي از هموطنان، مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دستگير شده است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
احمدینژاد باید وزیر کشورش را تحویل دادگاه میداد
یک مرجع تقلید گفت این محاکمات ننگ قضای اسلامی است
نامه تند آیتالله محقق داماد به هاشمی شاهرودی
دكتر سیدمصطفي محقّق داماد، استاد كرسي فقه و حقوق و فلسفه، با ارسال نامهی سرگشادهای خطاب به آیتالله هاشمی شاهرودی، رئیس دستگاه قضایی، از عملکرد وی در دوران ده سالهی حضور در این سمت به ویژه عملکرد وی در قبال حوادث پس از انتخابات به شدت انتقاد کرد و خطاب به او گفت: «ایکاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد.»
به گزارش «موج سبز آزادی» متن کامل این نامه که امروز در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است، به این شرح است:
حضرت آيت الله جناب آقايهاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و تحيات
به خاطر دارم نيمه ارديبهشت 1358 براي زيارت عتبات عاليات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهيد آيت الله سيد محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه يکي از دوستان مشترکمان به محل اقامت اينجانب تشريف فرما شدند و زيارت ايشان نصيبم شد. چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي که هرگز از خاطرم نميرود. ايشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسي صدر، و يادداشتهاي درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم «آيت الله سيد محمد محقق داماد» و نظريات جديد مطروحه در اين مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضي مطهري که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به ميان آمد. آنگاه ايشان خطاب به اينجانب فرمودند «اين روزها آقاي سيد محمودهاشمي که گويي فرزند من است براي حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نويد دادند که ايشان ميتواند صديق همفکرگرانبهايي براي شما باشند». من که ناديده خريدار شده بودم نخستين بارکه جنابعالي را در قم زيارت کردم، درست همان يافتم که فرموده بودند. اينک به حکم ولايت دوستي، و با استفاده از حقوق شهروندي، مايلم که بي پرده سطور زير را به عرض برسانم:
حضرت آيت الله
به عقيده اينجانب بالاترين و بزرگترين ره آورد تحولات قرن حاضر براي بشريت معاصر قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري است. اين گفته حقوقدانان جهاني به هيچوجه گزاف نيست که ارزيابي نظام قضايي و حقوقي يک جامعه بر محور قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري و اجراي آن در جامعه دور ميزند و برهمين محور بايد سنجيده شود.
به موجب اين گونه اصول قانوني است که اشخاص ميدانند چه عملي جرم است تا اگر مرتکب شوند مجازات ميشوند و اگر اجتناب کنند با خيال راحت ميتوانند در کنار خانواده با آرامش به زندگي ادامه دهند و کسي به آنان کاري ندارد؟ و در فرض ارتکاب به چه مجازاتي مجازات ميشوند و چگونه و با چه آداب و موازيني مجازات بر آنها اجرا ميگردد؟ و اگر متهم شدند از چه حقوقي برخوردارند و چگونه دردوران اتهام با آنان برخورد ميشود و چگونه آنان ميتوانند دفاع کنند؟
معتقدم اين نظامنامهها هرچند نگارش و تنظيم آن در قرن حاضر انجام گرفته، ولي مباني و اصول آن چنان عقلاني است که نميتواند با تعليمات راقيه اسلام متکي بر اجتهاد مفتوح شيعي منطبق نباشد. و لذا در دوران سابق مورد تاييد فقيهان بزرگ زمان خويش نظيرآيت الله نائيني و آيت الله مدرس اعليالله مقامهم و خوشبختانه پس از انقلاب اسلامي مورد تاييد مراجع رسمي قرار گرفته است.
معتقدم که محور اصلي خواسته ملت ايران در انقلاب مشروطيت تحت عنوان تشکيل عدالت خانه در واقع تقنين همين اصول و موازين بوده و در انقلاب اسلامي هم، ما شاهد بوديم که يکي از انگيزههاي خيزش مردمي نقض همين اصول در بيدادگاههاي اختصاصي بود.
جناب آقايهاشمي شاهرودي
تحمل بفرمائيد که به صراحت به حضورتان عرض کنم که درزمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، اين رکن اساسي امنيت اجتماعي نه تنها متزلزل بلکه در ملاءعام ويران شد، و اين بهاي کمي نبود که ملت ايران پرداخت کرد.
توجيه شرعي نقض قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات توسط برخي از دوستان، که فقاهت آنان را اگر بپذيرم درايت و آگاهي آنان را هرگز نخواهم پذيرفت، هرچند ممکن است ارائه و برآن اصرار شود. ولي شما مرا ميشناسيد که فرزند فقاهتم، و ديرينه اين درگاهم، فقيهان واقعي را از فقهيان رسانهاي بخوبي تشخيص ميدهم. با شناختي که اينجانب از جنابعالي دارم، شما از آن دسته فقيهان نيستيد، و امکان ندارد که از نظر فکري بتوانيد با آناني همراه شويدکه توجيه گر شرعي اينگونه نقض قوانينند.
سخنراني شما در سال 1373 در محل کار اينجانب فرهنگستان علوم پيرامون محدوده تمسک به مصلحت ثبت و ضبط است و بعيد ميدانم که در تقلب احوال تغيير نظري برايتان حاصل شده باشد.
چند روز پيش در جلسهاي با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالاي نظام سخن از اخبار وقايع اسفبارِ روز و ستمي که بر مردم رفته است، در ميان بود. اخباري که بهطور مستفيض و بلکه متواتراجمالي ثبوت آن مسلم و انکار آن غير ممکن بود،(باز هم خدا کند دروغ باشد). ناگهان يکي از ذوات محترم سکوت را شکست و با نگاهي عاقل اندر سفيه رو بمن کرد و با پوزخندي معنيدار گفت اين اعمال که توجيه شرعي دارد!!! خدا ميداند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بيقرار و ناآرامم. ياد جمله حضرت مولا(ع) افتادم که فرموده است:
ولوکان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان عندي ملوما بل کان عندي جديرا.(نهج البلاغه)
مورخين آوردهاند که وقتي حجاج بن يوسف ثقفي بدستور عبدالملک مروان خليفه اموي، براي ايجاد خفقان و اسکات معترضين، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقيما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالاي منبر رفت و اعلام داشت «هاناي مردم! نه به کودکانتان رحم ميكنم ونه به پيرانتان!. بيگناهتان را به جاي گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحويل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه اينهااز اختيارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عين شرع است!!!»
تفکر فوق دقيقا همان بافته و تافته تفقه مبتني بر کلام اشعري است که نتيجهاش در کتاب المستظهري غزالي به خوبي مشهود ميگردد.
اگر خداي ناکرده قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات رعايت نشود و يا نقض قوانين با توجيهات ضداخلاق انساني موجه گردد، زندگي به همين شرايط تلخ (العياذ بالله) باز ميگرددکه مرگ بهتر ازآن زندگي است.
ما که به پيروي از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و اجتهاد مفتوح مبتني برکلام عدليه مبتهج و بر آن مفتخر و شاکر اين نعمت بزرگ هستيم، هرگز مجاز نيستيم که در تشخيص حسن عدالت و قبح ستمگري که مردم خردمند ملتمان خودشان به بداهت درک ميكنند قيمومت شرعي نمائيم و تفکر آنان را تعطيل کنيم.
حضرت آيت الله
حضرتعالي خدمات شگرفي در دستگاه قضايي البته که انجام دادهايدکه انکار آن ناسپاسي است، ولي با کمال تأسف وقايعي در دوران رياستتان به خصوص در روزهاي اخير رخداد که ملت ايران طعم تلخش را هيچگاه از ياد نخواهد برد. وقايعي که چه به دست کارگزاران قوه مجريه انجام يافته باشد و چه بدست ضابطين قضايي و چه بدست دارندگان پايه قضايي همه و همه مسئولش قوه قضائيهاي است که شما مسئوليتش را به عهده داشتيد.
حضرت آيت الله!
مطمئن باشيد شما در راس قوهاي قرار داشتيد که عليرغم همه ويرانيها و خرابيها به دليل طبع کار و ساختار باقيمانده از پيش هنوز هم قضات شجاع، متشخص، پاکدامن و داراي و ثاقت قضايي وجوددارند.
شما ميتوانستيد با حمايت از استقلال قضايي بسياري از مشکلاتي که ساعتها وقت قوه مقننه را ميگرفت و از کارهاي مهمتر باز ميداشت به آساني حل کنيد، که نکرديد.
شما در حوادث اخير ميتوانستيد آمرين قانوني در هر پست و مقامي که هستند و مامورين متخلف از موازين اخلاقي را به دست قضات شريف آگاه به قوانين محاکمه کنيد که لااقل تا امروز که واپسين روزهاي رياستتان است، نکردهايد.
شگفتا! کار قوه قضائيه به جايي رسيده که از يکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصيه به بيرحمي شوند و حديث شريف لا دين لمن لا رحم له را فراموش کنند و يا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوي ديگر توسط رياست قوه مجريه به رعايت رافت اسلامي و کرامت انساني مورد خطاب قرار گيرند. البته بسيار خوب سفارشي بود که ايشان فرمودند-شکرالله سعيهم- ولي آيا بهتر نبود که رئيسجمهور دولت نهم به جاي چنين خطاب بشر دوستانه به جنابعالي يا لا اقل در جنب آن، عتاب قانوني به وزير کشورشان ميكردند و وي را تحويل دستگاه عدالت ميدادند؟ وزيري که تحت مسئوليت وي چنين وقايع شرمآوري اتفاق افتاده است مگر ميتواند مسئول نباشد؟ آيا اين نتيجه تاخير حضرتعالي در اقدام قضايي نيست؟
به موجب قوانين مدون مملکتي کليه زندانهاي کشور زير نظر قوه قضائيه اداره ميشود، و مسئوليتش با اين قوه ميباشد. آيا بهتر نبودکه قبل از صدور فرمان مقام معظم رهبري مبني بر تعطيل «زندان کهريزک»، شما خودتان دستور بازرسي صادر ميفرموديد و چنانچه آنرا فاقد معيارهاي لازم ميديديد مبادرت به تعطيل آن ميكرديد؟ شما آنقدر تاخير فرموديد تا اين مدخل در دائرة المعارفهاي جهاني بنام حکومت ديني ايران در کنار مدخلهاي زندانهاي گوانتانامو و ابوغريب در زمان معاصر با کمال تأسف وارد شد.
از منبع موثقي شنيدم که يکي از مراجع تقليد معاصر که از راه دور محاکمهاي که از سيماي ايران پخش ميشد پيگيري ميكردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل اين محاکمات را که ننگي است براي قضاي اسلامي!! از تلويزيون پخش نشود.
عزيزاني که با زندگي صاحب اين قلم آشنايند ميدانند که صراحت وي تازگي ندارد و سوابق اوراقي که تحت عنوان گزارش خطاب به شوراي عالي قضايي وقت و يا صاحبان مناصب اجرايي نگاشته شده و در بايگاني سازمان بازرسي کل کشور علي القاعده موجود است، گواه و اثبات کننده اين مدعاست. صاحبان مناصب اجرايي آنزمان که در عمل به گزارشات اين ناصح مشفق و درخواست خالصانه وي مبني بر اجراي صحيح قوانين را اهتمام نکردند و آنروز او را در پافشاري بر نهادينه کردن زندگي مدني و تحت لواي قانون را ياري ننمودند، امروز گرفتار کمند نقض قوانين شدهاند. و باز هم معتقدم نقض قانون به نفع هيچکس نخواهد بود هرچه در آن تاخير شود ظلم و ستم به همه ميباشد.
از اينکه سخن به درازا کشيد عذر ميخواهم. آنچه عرض شد دراين روزهاي آخرين مسئوليت حضرتعالي هر چند نوشداروي پس از مرگ سهراب است. ولي به هرحال اين سطور شايد براي آيندگان مفيد و براي شما نقطه افسوسي باشد که ايکاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمينهاديد و به همان نقطه اميد استاد شهيد بزرگوارتان واصل ميشديد.
عريضه را با بيتي از غزل خواجه شيراز به آخر ميبرم:
به قد و چهره هرآنکوکه ماه مجلس شد
جهـان بگيـرد اگر دادگستـري دانـد
سيد مصطفي محقق داماد
11مرداد88

------------------------------------------------------------------------------------
آبی + قرمز +... = سبز
+
= 
در راستای سخنان رئیس جمهور منتخبمان مهندس میر حسین موسوی که ساعاتی پس از اعمال خشونت علیه مردم توسط نیرو های کودتاچی که ایشان فرمودند : «مردم از راه های ابتکاری به اعتراضات خود ادامه دهند» اینبار هم ملت سبز ایران به راه حل ابتکاری دیگری برای ایجاد و ادامه ی تظاهرات های مسالمت آمیز دست یافته و آن رفتن به ورزشگاه هاست ، همان طور که ما مردم مشاهده کردیم نیروهای دولت کودتایی از روش «جلوگیری از پیوستن جمعیت های مردم به یکدیگر در یک مکان مشخص» از ایجاد تظاهرات های بزرگ و هماهنگ و مسالمت آمیز مردم جلو گیری کردند ولی اگر دقت کرده باشیم آنه هم محدودیت های دارند و اگر چه به خشونت علیه مردم در هر صورت خواهند پرداخت اما نمی توانند جلوی مردم را برای رفتن به نماز جمعه یا رفتن به ورزشگاه ها بگیرند به همین خاطر همه با هم به ورزشگاه ها در شهر های خود میرویم و در حین برگزاری بازی با زدن ماسک سبز به صورت برای شناسایی نشدن در تصاویر تلوزیونی و گرفتن دستمال های سبز در دست برای نشان دادن اینکه رای همه ما سبز بود و همچنین دادن شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور از رای خود و حق خود دفاع میکنیم و بعد از اتمام بازی هم در راه بازگشت به تظاهرات مسالمت آمیز و حتی سکوت دست میزنیم.
(از بازیکنان فوتبال هم درخواست می شود در دفاع از مردم دستبند های سبز به دست ببندند و وارد زمین شوند)
برنامه هفته اول مسابقات لیگ برتر فوتبال سبز
پنجشنبه: 15 مرداد
را ه آهن شهر ري فولاد خوزستان ساعت 17:15 اکباتان- تهران
مس کرمان پرسپولیس ساعت 19:30 شهيد باهنر-کرمان
جمعه 16 مرداد
ذوب آهن اصفهان سايپا کرج ساعت 17:15 ذوب آهن- فولاد شهر
پاس همدان استيل آذين ساعت 18 قدس- همدان
پيکان قزوين مقاومت سپاسي ساعت 18 رجايي- قزوين
شاهين بوشهر ملوان انزلي ساعت 18 شهيد بهشتي-بوشهر
استقلال اهواز ابومسلم خراسان ساعت : ۱9:30 تختي-اهواز
صباي قم تراکتور سازي تبريز ساعت:19:30 يادگار امام-قم
استقلال تهران فولاد مبارکه سپاهان ساعت:19:30 آزادي-تهران
«بازی استقلال تهران و فولاد سپاهان بدون حظور تماشاگر اعلام شده ولی برای تظاهرات همه به ورزشگاه خواهیم رفت حتی اگر به داخل راهمان ندهند بر میگردیم و تظاهرات میکنیم»
از همه ی وبلاگ نویسان و مردم سبزمان در خواست میشود این مطلب را به همراه عکس های آن از روی هر سایت یا وبلاگی که میبینند کپی و به طور کامل در وبلاگ خود پست کنند و از هر طریق از جمله : گذاشتن نظر در وبلاگ های دیگر، یاهو مسنجر، توییتر، فیس بوک و حتی قرار گذاشتن با دوستان برای رفتن به ورزشگاه ها و برای گرفتن حق خود اطلاع رسانی کنند.
(وعده ی ما در ورزشگاه های شهرمان / سبز میمانیم و به امید پیروزی)
------------------------------------------------------------------------------------
مهندس بازرگان:
اگر دیدید روزی در تلویزیون مثل طوطی مطالبی را تکرار میکنم، بدانید که من بازرگان نیستم
پارلماننیوز:مهندس مهدی بازرگان، رئیس دولت موقت ایران که سابقه نمایندگی مردم دراولین دوره مجلس شورای اسلامی را در کانامه خود داشت، در آخرین روزهای پایان این مجلس به بیان مطالبی در خصوص پخش اعترافات احتمالی از خود پرداخت.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن این سخنان که روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 10اردیبهشت 1363 منتشر کرده، بدین شرح است: «... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که اینجانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان میرسد. از پسفردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشتهاند میخواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرفهایی غیر از سخنان دیروز و امروز میزند و مثل طوطی مطالبی را تکرار میکند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.»------------------------------------------------------------------------------------
غیبت چهرههای شاخص در مراسم تنفید
پارلماننیوز: مراسم تنفیذ محمود احمدینژاد برخلاف روال دورههای گذشته با تاخیر و با غیبت برخی از مسوولان عالی رتبه فعلی و پیشین نظام برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، درحایکه خبرگزاریهای حامی احمدینژاد ایرنا و فارس خبر از برگزاری این مراسم در ساعت ده صبح داده بودند.این مراسم با حدود دو ساعت تاخیر بدون پوشش مستقیم از سوی رسانه ملی برگزار شد.
همانطور که از قبل در خبرها مطرح شده بود، بسیاری از مسوولان سیاسی کشور به نشانه اعتراض به نتیجه اعلام شده انتخابات و حوادث پس از آن که منجر به کشته شدن تعدادی از بازداشتیها در زندان کهریزک و راهپیماییهای مسالمت آمیز معترضان شد، در این مراسم شرکت نکردند.
غیبت آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس مجلس خبرگان در مراسم تنفیذ بیش از سایرین جلب توجه میکرد.هاشمی از معترضان به روند طی شده در این انتخابات و حوادث پس از آن است که در نمازجمعه تاریخی 26 تیر ماه با تاکید بر نقش مردم به ارائه راهکارهایی برای خروج از بحران کنونی پرداخت، هرچند که این سخنان بهانه تازهای برای حمله یاران و هواداران احمدینژاد به هاشمی رفسنجانی شد.
همانطور که از قبل پیش بینی می شد در نتیجه این اعتراضات هاشمی رفسنجانی به مراسم تنفیذ نرفت و احمد جنتی دبیر شورای نگهبان که پیش از برگزاری انتخابات از احمدینژاد حمایت کرده بود بر جای او نشست.
اما او تنها غایب مراسم نبود.حسن خمینی نوه امام (ره) از دیگر افرادی بود که پیش از برگزاری مراسم تنفیذ کشور را ترک کرد و درایران نبود.هنگام مسافرت او به خارج از کشور-پاکستان-در بسیاری از رسانهها اعلام شد که این سفر برای عدم شرکت در مراسم تنفیذ و تحلیف احمدینژاد است.بدین ترتیب از بیت امام (ره) هیچ فرد و نمایندهای بر خلاف دورههای گذشته حضور نداشت.
براساس تصاویر منتشر شده از این مراسم از دیگر غایبان جلسه میتوان به محمد خاتمی رییس جمهور پیشین، ناطق نوری، مهدی کروبی و میرحسین موسوی اشاره کرد.
همچنین برخی از اعضای سرشناس مجلس خبرگان بر اساس تصاویر منتشره در این مراسم غائب بودند از جمله: ابراهیم امینی، جوادی آملی، واعظ طبسی، رضا استادی، هاشمزاده هریسی، حسن روحانی، دستغیب، علی رازینی و طاهری خرمآبادی.
------------------------------------------------------------------------------------
یادداشتی در حاشیهی دادگاه نمایشی امروز
جلسه دادگاه یا استودیوی تلویزیونی؛ فیلم شما زرشك زرین گرفت
بهزاد نبوی بازیگر خوبی است. محمد عطریانفر بازیگر خوبی است. محسن امینزاده بازیگر خوبی است. محمدعلی ابطحی بازیگر خوبی است. دادگاه نبود این اسمش. استودیوی تلویزیونی بود و كارگردان كارنابلدی داشت. شو بود. نمایش بود. اعتراف نبود اینكه. كمدی تلویزیونی بود اصلا.
كارگردان این فیلم تلویزیونی شكست خورد. چیدمانش نمره نیاورد. به چشمهای بهزاد نبوی نگاه كنید. ته دلش دارد میخندد كه: بَه، عجب بازی مضحكی است. چه خوب دارم بازیشان میدهم. به چشمهای محمدعلی ابطحی نگاه كنید. هنوز ته چشمهایش همان شیطنت هست. لاغر شده؟ اما چشمهایش شوخ و شیرین است، مثل همان عكس گوشهی وبلاگش. او هم دارد ته دلش میخندد كه كارگردان را بازی داده است.
اینكه اسمش اعتراف نیست، سناریوست. بازیگران خوبیاند دوستان ما. كارگردان را هم بازی دادهاند حتی. این سناریوی ضعیف را بهخوبی بازی كردهاند. تماشاچیان این فیلم تلویزیونی كه ما باشیم، سرخوشیم از اینهمه زیركی دوستانمان. چه زیبا و خوش است این بازی.
در جشنوارهی امروز، محمدعلی ابطحی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را گرفت، با آن تصویر دیدنی لاغر و بدون عمامهاش. او یک دیپلم افتخار هم گرفت برای آن سکانس ابتکاری که در آن کاغذ را بالا گرفت و از رویش اعترافات نوشته شده در سناریو را خواند.
محمد عطریانفر هم سیمرغ بهترین بازیگر نقش دوم مرد نصیبش شد، با دستهایی که برای گول زدن هرچه بیشتر کارگردان مدام به بالا و پایین میرفت. بهزاد نبوی البته ظاهرا بازیگر جویای نامی نیست، چون رفت و پشت دوربین و کنار دست فیلمبردار نشست تا زیاد در چشم نباشد. اما بالاخره روزی پردهها كنار میرود؛ و تماشاچیان این بازی، ما، به افتخار بازیگرانمان كه اینبار كارگردان را فریفتند، به احترام برمیخیزیم و كلاه از سر برمیداریم.
این دو بازیگر برگزیده بیشک شایستهی احتراماند، لااقل به خاطر دیالوگهای زیبایشان. آنجا که ابطحی گفت: اگر این صحبتها را نمیكردیم، یک ماه بیشتر در آنجا میماندیم. یا عطریانفر که گفت: وقتی فروردین ماه 57 از زندان آزاد شدم، هیچگاه احتمال سرنگونی نظام طاغوت را نمیدادم. چقدر گویاست همین دو نکته.
كارگردان یادش بماند. سناریو لو رفت که هیچ، دکوراسیون صحنه هم رسواتر از آن بود که مصنوعی به چشم نیاید. این بدترین فیلمی بود كه میتوانست بسازد. این فیلم زرشك زرین گرفت
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یک نماینده اصولگرا خطاب به فراکسیون اقلیت:
غلط می کنید در مراسم تحلیف شرکت نمی کنید
کابینه نهم احمدی نژاد بیشتر از آنکه با اهداف احمدی نژاد هماهنگ باشد در راه برنامه های هاشمی گام بر می داشت. در صورتی که سرکردگان براندازی اعتراف کنند زلزله بزرگی به وجود می آید. یک نماینده حامی احمدی نژاد گفت: نمایندگان فراکسیون اقلیت غلط می کنند در مراسم تحلیف رییس جمهور شرکت نکنند.
جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد در گفتگو با «فردا» در واکنش به سخنان بعضی نمایندگان فراکسیون اقلیت که اعلام کردند به خاطر مشروعیت نداشتن دولت حاضر به شرکت در مراسم تحلیف نیستند، گفت: آنها اگر جرات دارند شرکت نکنند.
کریمی افزود: اگر این عده از نمایندگان چنین کاری را انجام دهند درادامه تحصن ننگین نمایندگان مجلس ششم گام برداشته اند و همان طور که ملت آن تحصن کنندگان را به زباله دان تاریخ فرستادند با این عده از نمایندگان نیز چنین خواهند کرد.
نماینده مشهد افزود: ملت تکلیف خود را با نمایندگانی که ادعای واهی عدم مشروعیت دولت را مطرح می کنند روشن خواهند کرد.
مراسم تحلیف رئیس جمهور قرار است چهارشنبه 14 مرداد در مجلس شورای اسلامی برگزار شود.
لاریجانی ولایت پذیری احمدی نژاد را زیر سوال برد
این نماینده حامی دولت، با اشاره به جنجال بر سرموضوع مشایی گفت: متاسفانه گروهی از اصولگرایان با جنجال وهیاهو این بار خواستند ولایت پذیری رئیس جمهور را زیر سوال ببرند.
وی افزود: در نامه مقام رهبری که به صورت کاملا سری بود، قید زمان و مکان به کار گرفته نشده بود در حالی که گروهی از اصولگرایان که در انتخابات حامی میر حسین موسوی بودند، با افشای این نامه خواستند رییس جمهور محبوب ملت ایران را تحت فشار بگذارند.
کریمی قدوسی مصداق بارز این گروه از اصولگرایان را علی لاریجانی رییس مجلس دانست وگفت: جای تاسف دارد که ایشان به عنوان رییس مجلس ورییس فراکسیون اصولگرایان به گونه ای رفتار کرد که باعث جریحه دارشدن احساسات ملت حزب الله و شادی دشمنان ملت ایران شد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی، با دفاع ازعزل محسنی اژه ای وزیر سابق اطلاعات گفت: همان طور که احمدی نژاد اعلام کرد ایشان در شناسایی سر منشا فتنه ها بسیار ضعیف عمل کرد و اگر ایشان ومجموعه تحت مدیریتش فتنه گران را شناسایی می کردند هیچ وقت شاهد حوادث و توطئه های سردمداران انقلاب مخملی نبودیم.
کابینه نهم در راه برنامه های هاشمی!
این عضو فراکسیون اصول گرایان مجلس با ناهماهنگ خواندن کابینه احمدی نژاد در دولت نهم گفت: از ایشان انتظار داریم وزرایی را انتخاب کنند که هیچ سابقه مدیریتی در دولت هاشمی و خاتمی نداشته باشند .
وی مدعی شد کابینه نهم احمدی نژاد بیشتر از آنکه با اهداف احمدی نژاد هماهنگ باشد در راه برنامه های هاشمی گام بر می داشت.
منتظر اعترافات بعدی باشید
عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس، با تاکید بر اینکه برخی صاحب منصبان در کانون فتنه های پس از انتخابات بوده است، خاطرنشان کرد: اعترافات متهمان در روز شنبه و اطلاعاتی که از قبل وجود داشت نشان می دهد فرزندان برخی مسئولان تلاش زیادی در این انتخابات برای مخدوش کردن جایگاه ولایت فقیه انجام دادند.
وی با اشاره به اعترافات محمد علی ابطحی گفت: ایشان به خوبی مطلع بودند که در صورتی که سرکردگان براندازی اعتراف کنند زلزله بزرگی به وجود می آید.
کریمی قدوسی با انتقاد از اطلاعیه مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن اظهارات ابطحی در مورد هاشمی را کذب خوانده بود اظهار داشت: هنوز که چیزی مطرح نشده که با سراسیمگی اطلاعیه می دهید، منتظر اعترافات بعدی متهمان باشید که با اشاره به نقش سرویس های جاسوسی غرب دنیا را تکان خواهد داد.
آقاي جنتي آيا قاتل عمار، علي است؟
جناب آقاي جنتي دامت برکاته
امام جمعه موقت تهران
با اهداي سلام و تحيت، سخنان جنابعالي در خطبه دوم نماز جمعه تهران، گذشته از نکات مثبت و قابل تقدير آن، شامل دو نکته بود که نه تنها منطبق با واقعيت نيست بلکه موجب تشديد تنش سياسي موجود است. نکته اول اينکه محرکان حوادث اخير را تنها مسبب مرگ مقتولان اين حوادث معرفي کرديد و کمترين اشارهاي به نوع برخورد با معترضين و خصوصا قتل چهار نفري که در بازداشتگاهها جان خود را از دست دادند و لزوم معرفي و مجازات مسببان آن نکرديد. البته اين امر معمايي را براي اين بنده حل کرد و آن اينکه افرادي که دست به اين جنايتها ميزنند از نظر ايدئولوژيک و اعتقادي مستظهر به توجيهات امثال حضرتعالي هستند. بلاتشبيه استدلال جنابعالي شبيه استدلال معاويه در جنگ صفين است که پس از شهادت عمار ياسر و سخت شدن کار بر او، گفت قاتل عمار علي است که او را به اين جنگ آورد! بي ترديد افرادي مانند آقاي موسوي در تحريک مردم به تجمعات خياباني نقش داشتهاند ولي آيا اين امر ميتواند توجيه کننده هرگونه رفتاري با اين مردم خصوصا در بازداشتگاهها باشد؟ اينکه به بهانه حفظ نظام ظلمها را خلاف همه نصوص اسلامي توجيه ميکنيد و در استدلالهاي خود مغالطه به کار ميبريد و از بيان حق خودداري مينماييد باعث ميشود که بخشهاي خوب حرفهاي شما هم زمينه پذيرش نداشته باشد. دفاع از نظام و رهبري به اين نيست که اين حقايق را کتمان کنيم بلکه به اين است که قبل از آنکه غربگرايان اين موارد را به عنوان نقض حقوق بشر اعلام کنند و پرچم اصلاح به دست گيرند خودمان آنها را مطرح و اصلاح کنيم. شهيد آيتالله مطهري ميفرمايند: «روحانيت نبايد اجازه دهد پرچم اصلاحات اجتماعي به دست روشنفکران غربزده بيفتد.» حرفهاي به تعبير شهيد مطهري «ميخ دار» افرادي مانند حضرتعالي و جناب آقاي محمد يزدي همواره مانعي براي اصلاحات واقعي و سدي براي جذب قشر فهيم و تحصيلکرده بوده است. (به عنوان نمونه جناب آقاي يزدي پس از پيشنهاد جناب آقايهاشمي مبني بر آزادي زندانيان، خطاب به آقايهاشمي گفتند شما چهکاره هستيد، ولي بعد از توصيه آقاي احمدي نژاد به رئيس قوه قضائيه مبني بر رعايت رأفت اسلامي با بازداشت شدگان نفرمودند شما چهکاره هستيد. اين نحو سخن گفتن و اينگونه رفتارهاي دوگانه مقبوليت فرد را تضعيف ميکند.) اميدوارم عنايت فرموده روش خود را تغيير دهيد.
نکته دوم اينکه حوادث اخير را معلول انتقامگيري جناب آقايهاشمي رفسنجاني به خاطر شکست در انتخابات قبلي رياست جمهوري دانستيد. قطع نظر از اينکه اين سخن خارج از حوزه انصاف است، فرضا که چنين باشد، آيا آقاي احمدي نژاد با نوع مناظرات خود زمينه اين حوادث را فراهم نکرد و هيچ تقصيري نداشت؟ آيا بخشي از منشأ اعتراضات رفتار انتخاباتي ايشان نبود؟ آيا مبادي راي آقاي احمدي نژاد با توجه به آن مناظرات و فرصت ندادن به آقايهاشمي براي دفاع از خود در صدا و سيما و توزيع گسترده کمکهاي نقدي در روستاها و... در انتخابات، صحيح بود؟ بايد اشکالات دو طرف را به دور از حب و بغضها مطرح کنيم. علت اينکه اين فتنه هنوز پايان نيافته است اين است که هيچ طرفي اشکالات خود را نميپذيرد. براي شما آرزوي توفيق بيشتر دارم.
با تقديم احترام
علي مطهري / 9/5/1388
--------------------------------------------------------------------------------
بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

در این بیانیه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست.
دندان شکنجهگران واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشتهاند به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاههایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است.
صحنههایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بیربط، با استناد به کتابهایی که به خروار خمیر میشوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعترافهایی که رنگ شکنجههای قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىکرد جنبندهاى بر روى زمین باقى نمىگذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمىتوانند افکنند
میرحسین موسوی
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سیدمحمد خاتمی:
دادگاه روز گذشته مغایر با موازین قانون اساسی، قوانین عادی و حقوق شهروندی است

نمایشهای اینچنینی بیش از هر چیز به زیان نظام است/نباید گذاشت منحرفان به نام نظام به اصل مردم لطمه بزنند/تکیه بر اعترافات ادعایی که در شرایط خاص بیان شده است، هیچ گونه اعتباری ندارد/برخورد با مسائل و فجایعی که در بعضی از بازداشتگاهها رخ داده نباید فراموش شود
رئیس جمهور سابق کشورمان با نمایشی خواندن آنچه روز گذشته تحت عنوان دادگاه متهمان حوادث اخیر برگزار شد، اعترافات را فاقد اعتبار عنوان و بر محاکمه مسببان جرمها و جنایات رخ داده در بازداشتگاهها تاکید کرد.
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، شب گذشته جمعی از فعالان سیاسی و نمایندگان فعلی و ادوار مجلس با رئیس دولت اصلاحات دیدار و گفتگو کردند.
در این دیدار سید محمد خاتمی گفت:«برای همه، نظام و دفاع از آن مهّم و معتبر است و نباید گذاشت منحرفان به نام نظام به اصل مردم لطمه بزنند.»
وی تصریح کرد:«در نظام ما که حاصل انقلاب اسلامی است حقّ و حرمت مردم جایگاه والایی دارد و مدافع اصل نظام آنست که از این حقّ و حرمت و از جمله از رأی مردم و تأثیر واقعی آن دفاع کند.»
خاتمی درباره آنچه به نام دادگاه متهمان حوادث اخیر انتشار یافت، اظهار داشت:«تا آنجا که من اطلاع یافتم آنچه انجام شده مغایر با موازین قانون اساسی، قوانین عادی و حقوق شهروندی است. »
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«در این جریان به جای ایراد اتهام جدّی به متهمان، به اصل نظام و مردم و بسیاری از شخصیتهای مؤثر و معتبر که بیش از همگان برای اسلام و نظام و ملّت ایران دلسوزی داشتهاند اهانت شد و در واقع تکرار مطالبی بود که به کرّات از بعضی تریبونهای خاص برخلاف موازین قانونی و شرعی ابراز شده بود.»
وی ادامه داد:« تکیه بر اعترافات ادعایی که در شرایط خاص بیان شده است، هیچ گونه اعتباری ندارد. نبودن شرایط واقعی دادگاه علنی، عدم اطلاع قبلی وکیلان و محاکمهشوندگان از زمان دادگاه و محتوای پرونده، ... مشکلات مهّمی است که در جریان این دادگاه وجود داشت.»
خاتمی تصریح کرد:«گمان نمیکنم آیت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه نیز با این روند و اقدام موافق باشند، به خصوص در این موقعیّت که همگان منتظر برخورد با مسائل و فجایعی که در بعضی از بازداشتگاهها و در جریان بازداشتها و برخورد با بازداشت شدگان رخ داده که احیاناً منجر به قتل هم شده است هستند، خصوصا آنکه رهبر انقلاب نیز دستور رسیدگی، پیگیری و برخورد جدّی در این زمینه را دادهاند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد:« امیدوارم نمایشهای اینچنینی که بیش از هر چیز به زیان نظام است و اعتماد عمومی را بیش از پیش مخدوش میکند، مسئولان محترم را از پیگیری جرمها و جنایتهای واقعی که صورت گرفته است غافل نکند.»
آقای ابطحی ! شما دوستداشتنی ترین دروغ گو و خس و خاشاک دنیا هستید!

شما دوستداشتنیترین دروغگوهای دنیا هستید! شما را دوست دارم به خاطر همهی وجودتان. شما را دوست دارم به خاطر این که پیکر نیمهجنانتان، در بیدادگاههای ستم، پایههای استبداد را میلرزاند. هرچه گفتی به گوش ما خوش آمد. شاید فکر کنید نیده و نشنیده از حرفهایتان دفاع میکنم. نه! البته چون من فقط چشمان شما را دیدم. ولی هرچه بود ر آن چشمها بود. // حرفهای شما، چون حرفهای شما نبود، به گوشهای من راهی نداشت و اگر تا ابد هم همینها را بگویی و از فاصلهی یک قدمی هم بگویی من آنها را باور نخواهم کرد. آقای ابطحی! شما را دوست دارم چون بلد نیستید دروغ بگویید. چون آن هیکل نصفشدهتان اجازه نمیدهد دروغ بگویید. چون چشمهای پر از درد و رنجتان نمیگذارد دروغ بگویید. بله آقای ابطحیی نازنینم! چشمهای شما راست میگوید و اشکهای من. شما هرچه را که ما نمیدانستیم به یک نگاه به ما فهماندید. شما حتا بدون این که اسمی بر زبان بیاورید، اسمها به ما شناساندید. // آقای ابطحی! شاید خیلیها امروز برای شما اشک ریختند که برای شهدای سبزمان هم نگریسته بودند! تصویر شما، میتواند فرق انسانها را به نمایش بگذارد. که یک نفر خود را عاشق مردم نشان میدهد و مردم از او متنفرند، ویکی مثل شما که مردم با دیدن عکس شکسنهتان، دیگر هیچ چیزی جز اشک روی صورتشان باقی نمیماند. شما دوستداشتنیترین خز و خاشاک دنیا هستید. آقای ابطحیی گل! دفعهی دیگر که خواستی از این دروغها بگویی، آن را حفظکن و از روی کاغذ نخوان عزیز دلم! نازنینم!
-------------------------------------------------------------------------------------
فک کردی خیال کردی
زمانی که داشت دربارهی کودتای مخملین توضیح میداد برای یک لحظه از کسوت آن متهم پشیمان بیرون آمد و لحن بازیگوشانهی همیشگیش را گرفت، نیشش تا بناگوش باز شد و رو به محبتی کرد و گفت: "مخملی، مثل همان رنگی که به گردن شماست..."
چنین تکهای را توی چنین فضای تلخی فقط میشد از ابطحی شنید.
-------------------------------------------------------------------------------------
پس از اعلام نتيجه انتخابات رياست جمهوری تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تجمع های اعتراضی بود. به گفته مقامات دولتی سی نفر از معترضان در این تجمع ها کشته شده اند، اين در حالی است که گروههای طرفدار حقوق بشر تعداد کشته شدگان و بازداشت شدگان حوادث اخير را بسيار بيشتر از آمار مقامات دولتی می دانند.
مظلوم کیست؟حامیان موسوی یا احمدی نژاد
مظلوم کیست؟
حامیان احمدی نژاد:
- بابت حمایت خود در پست های مناسب قرار می گیرند
- حقوقشان مطلوب است به حدی که طی 4 سال ره 10 ساله را می پیمایند
- احساس نا امنی شغلی و امنیتی ندارند
- از امتیازات این حمایت ها از قبیل بخشش تا 9 ماه از سربازی و دیگر حمایت ها در کنکور و غیره بهرمند می شوند
- به زندان نمی افتند و برایشان پرونده سازی نمی شود
- وقتی تجمع و راهپیمایی می کنند بابت این کار امتیاز می گیرند مثلا اگر عضو بسیج هستند عضو فعال می شوند و از امتیازات این نوع عضویت بهره می برند و بابت شرکت در مراسمهایی که احمدی نژاد در آن شرکت دارد پاداش می گیرند و چون دولتمردان در این قشر حضور دارند از امتیازات دیگری نیز برخوردار خواهند شد.
- به اینها پیروان انقلاب و دیندار و پیرو راه علی (ع) لقب داده می شود
حامیان موسوی:
- احساس نا امنیتی شغلی و امنیتی دارند
- بابت این حمایت باید نزول جایگاه پیدا کنند و مزایای معمولی آنها کاهش می یابد
- بعضا به زندان می روند و برایشان پرونده سازی می شود
- از هیچ یک از امتیازاتی که حامیان احمدی نژاد دریافت می کنند از جمله در کنکور و سربازی بهره ای ندارند
- اگر توسط حامیان احمدی نژاد مورد حمله قرار گیرند یا باید کتک بخورند یا اگر موفق به شکست دادن شوند از طرف نیروهای دیگر مورد حمله و ضرب و جرح قرار می گیرند
- اگر راهپیمایی یا تجمع کنند به آنها حمله می شود و به طرفشان گاز اشک آور پرتاب می شود
- به ایشان خس و خاشاک و اغتشاشگر و عامل بیگانه لقب داده می شود
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
صبر کن اجنبی. صبر کن. اعتراف دارم.
به نام الله، به نام ایران سرزمین مان
اعتراف می کنم به ایران. نبخشید چون پشیمان نیستم. اعتراف می کنم به قرآن. نبخشید چون پشیمان نیستم. اعتراف می کنم به برابری حق مان از حق و از ایران. نبخشید چون پشیمان نیستم.
به محمد علی ابطحی و تمام دربندان سبز:
اندیشه تان در سینه داریم. سینه تمام ایران را چاک نتوانند. که گر کنند اندیشه را چاقویشان زخم نمی اندازد. اندیشه بند ناپذیر است. جای اندیشه یتان سینه ی ماست. نه قفس ِ سینه ی ما که نزد قلب و دل.
من کفر بِالله من بَعد ایمانه إلا من اکرهَ و قبلهُ مطمئن بالایمان و لکن مَن شرحَ بالکفر صدرا فعلیهم غضبٌ نت َ الله ِ و لهم عذاب ٌ عظیم – نحل 106
هرکس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابی سخت خواهد داشت] مگر آن کس که مجبور شده و [ولی] قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه اش به کفر گشاده گردد خشم خداوند بر آنان است و برایشان عذابی بزرگ خواهد بود. سوره نحل آیه 106
در صدر اسلام، کفار پدر و مادر عمار یاسر را به خاطر اسلام آوردن، شکنجه و شهید کردند. پس از آنان و به هنگام شکنجه عمار، او کلماتی را بر زبان آورد که ازو خواستند و به این صورت او نجات یافت. عمار که به سبب چنین رفتاری بسیار سرزنش می شد و نالان نزد پیامبر اکرم (ص) رفت و پیامبر با مهربانی به او فرمود: اگر باز هم جانت در خطر افتاد اين كلمات را بگو و خودت را نجات بده ، تو سر تا پا ايمان هستي.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اطلاعیه دفتر هاشمی رفسنجانی و تکذیب اظهارات ابطحی در دادگاه
|
دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اطلاعیه ای بخشی از سخنان محمد علی ابطحی در جلسه دادگاه مبنی هم قسم شدن هاشمی رفسنجانی با خاتمی و موسوی برای پشتیبانی از هم را کذب محض دانست. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی در اطلاعیه ای تاکید کرد : با توجه به اظهارات یکی از بازداشت شدگان اخیر در خصوص هم قسم شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی با آقایان خاتمی و موسوی در جهت پشتیبانی از همدیگر، به اطلاع می رساند این خبر از اساس کذب محض است و معلوم نیست در چه شرایط و ملاحظاتی بیان شده است. جهت تنویر افکار عمومی به اطلاع می رساند در دیداری که بعدازظهر شنبه و بعد از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه روز دوشنبه با حضور آقایان خاتمی ، موسوی و حاج حسن خمینی انجام شده بود، آقای خاتمی اعلام مواضع خود را به تشکیل جلسه مجمع روحانیون مبارز موکول کرده و آقای موسوی نیز مواضع خود را با صدور بیانیه ای که قبلا منتشر شده اعلام کرده و آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در آن جلسه بر رعایت موازین قانونی در اعلام مواضع و پیگیری خواسته ها تاکید کرده بودند . همانگونه که آیت الله هاشمی رفسنجانی در نامه مورخ 19 / 3/ 88 خود تصریح کرده اند، در این انتخابات از هیچ یک از نامزدها حمایت نداشتند و در جریان حوادث بعداز انتخابات کوچکترین دخالتی نکرده اند و نظر ایشان برای برون رفت از وضع نامناسب جاری همان است که در خطبه های نماز جمعه مورخ 26 / 4 /88 بیان کرده اند . پس هرگونه مطلبی خارج از این چارچوب کذب محض می باشد. در پایان این اطلاعیه آمده است: انشاءالله همه ما در بیان مطالب و همچنین اعتراف گرفتن از بازداشت شدگان اخیر برای خوشایندی یک جریان خاص، اصل و اساس نظام را زیر سئوال نبریم. |
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
علیرضا بهشتی: فکر نمیکردند مردم و موسوی بایستند
نزدیک به دو ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد میگذرد. اعتراضات مردمی نسبت به نتیجه اعلام شده انتخابات ادامه دارد و کشور همچنان آبستن حوادث نگران کننده است. یک روز بازداشتگاه کهریزک به دلیل اعمال خشونت و رفتار نامناسب با بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات تعطیل میشود و روز دیگر دادگاهی برای چهرههای سیاسی بدون حضور وکلای آنها بر پا میگردد. گفتوگوی پارلمان نیوز با علیرضا بهشتی را که روز پنچ شنبه در چهلم شهدای انتخابات در دفتر کارش انجام شده، در ادامه میخوایند. فرزند شهید بهشتی، از مشاوران و نزدیکان میرحسین موسوی است که از دوران نخست وزیری با او همراه و همکار بوده است. نگرانی علیرضا بهشتی از اوضاع این روزهای کشور نه تنها از چهره او بلکه زمانی آشکارتر شد که گفت نگران مراجعانش و قرارهایی است که میگذارد.
** اطلاعاتی در مورد وضعیت بازداشتگاهها، نحوه برخورد با بازداشتیها، نگهداری آنها و شکنجه و...در اختیاردارید؟
در مورد برخی از این بازداشتیها یکسری ییگیریهایی به لحاظ اداری ویکسری پیگیری های حقوقی میشود. متاسفانه کار برخی از این بازداشتی ها هنوز وارد روال قضایی نشده و بخش بزرگی از نگرانی ما آنها هستند.آنهایی که وارد روال قضایی شده باشند یا خودشان وکیل گرفتند و یا ما کمک می کنیم.وکلا هم انصافا زحمت میکشند.
**اطلاعات مستندی در اختیار کمیته رسیدگی به وضعیت بازداشتی ها قرار گرفته است؟
ما چند ابهام بزرگ داریم.تعداد افراد بازداشت شده مشخص نیست.محلی که افراد بازداشت شدهاند و اینکه الان در چه مرحله هستند نیزمشخص نیست.از سوی دیگر اتفاقات خوبی افتاده است.
اطلاعرسانی رسانهها، پیگیریهای مردم و فشار افکار عمومی داخلی و خارجی باعث شده که اینها به خودشان بیایند.بعد از چهل روز بازداشتگاه کهریزک مساله شده و نسبت به آن اقدام می شود.هرچند بر اساس برخی اطلاعاتی که به ما رسیده (هنوز خیلی نسبت به موثق بودنش مطمئن نیستم) تعداد زیادی از افراد بازداشتگاه کهریزک به اصفهان منتقل شدند.
**یعنی بازداشتی ها از کهریزک به اصفهان منتقل شدهاند؟
بله.اینها باعث می شود یکسری ابهامات همچنان باقی باشد.یکی از اقداماتی که ما در کمیته انجام می دهیم این است که بتوانیم یک بانک اطلاعاتی روشن و به روز داشته باشیم.
**با خانواده های این بازداشت شدگان در ارتباط هستید؟
ما روزی بیش از30-40 تماس داریم.این وضعیت البته از قبل بهتر شده است . دوستان در دفتر مستقر هستند.برخی از تشکلهای دیگر که در این ارتباط فعالیت می کنند نیز به جلسات ما می آیند و همکاری میکنند. ما نمی خواهیم همه کار را انحصاراً خودمان انجام دهیم.
یک مشکل جدی در این زمینه وجود دارد که برخی خانوادهها فکر می کنند اگربازداشت ها خیلی آشکار یا رسانهای نشود و با دفاتر ما تماس نداشته باشند ،شاید پرونده عزیز بازداشت شده شان کمتر پیچیده شود.اما توصیه ما این است که اجازه دهند حتماً رسانهای شود.رسانهای شدن جلوی پیچیده شدن را میگیرد. افراد سرشناس را که کنار بگذارید خیلی از بازداشتی ها افراد بی نام نشان و عادی هستند .من بیشتر نگران این ها هستم .اطلاعات مربوط به اینها باید در جایی ثبت شود تا مساله روشن شود.مسایلی مانند اینکه ازچه زمانی دستگیر شدند؟ چرا بازداشت شدند؟ توسط چه کسانی بازداشت شدند؟ دوستان در دفتر مربوطه فرمهایی را برای جمع آوری این اطلاعات آماده کردند.
**آمار مشخصی جمع آوری شده است؟
حدود 1700 اسم جمع شده اما حتما این همه اسامی نیست و نکته دیگر اینکه چه تعداد از این اسامی زنده هستند، مشخص نیست
** این آمار بر اساس مراجعه خانواده ها به کمیته پیگیری دست آمده؟
خیر، این اسامی را ما از جاهای مختلف جمع کردیم، اما فقط با 10درصد این خانواده ها توانسته ایم ارتباط خوب برقرار کنیم و اطلاعات دقیق از آنها بگیریم .
**آیا آماری از تعداد کشته شده ها دارید؟
آمار دقیقی نداریم.خیلی روشن نیست.اساساً ماهیت کار این است که به تدریج اطلاعات جمع می شود به یکباره جمع نمی شود.
**و به تدریج هم منتشر خواهد شد!
برای انتشار آن هم باید اقدام کرد اما برای ما مهمتر از آنکه منتشر شود،این است که پیگیری شود.این افراد یا فرزند یا سرپرست خانواده هستند.برخی هم از گروههای بسیار ضعیف جامعه هستند. فرض کنید در برخی از تجمعات ، کارگران روز مزد که در میادین برای کار ایستادهاند را بازداشت کرده و برده اند.خانواده اینها وقتی برای پیگیری وضعیت عزیزانشان از شهرها و روستاها به تهران میآیند جای سکونت هم ندارند.
**آخرین آمار کمیته در مورد کشته شدهها چقدر است؟
آمار دقیق و خاصی نداریم
** منظورتان از خاص چیست؟
ببینید برخی از افراد مفقود شده هستند نمیتوان در حال حاضر با قطعیت از آمار حرف زد.آنچه ما در اختیار داریم همان چیزی است که در رسانهها اعلام شده است .
** برخی میگویند حدود 360 کشته در اعتراضات وجود دارد؟ آیا این عدد صحت دارد؟
من هم تعداد 365 کشته را شنیده ام اما کار رسانه ای با کار ما متفاوت است. ما در کار خود محدودیت هایی داریم .خواهش می کنم این را متوجه باشید. الان اگر یک رقمی را اعلام کنیم اما از آنچه که هست بیشتر باشد، متهم می شویم به اینکه جنگ روانی راه میاندازیم .اگر کمتر از آن تعداد باشد هم یک عده ای را حذف کرده ایم.به همین دلیل نمیتوانیم آمار دهیم.
**پس این اطلاعات منتشر نخواهد شد؟
چرا. ما میخواهیم مرحله به مرحله و به تدریج اعلام کنیم که تا این زمان آمار ما این است.
**اطلاعات دقیق تری از آنچه که در کهریزک گذشته در اختیار دارید؟
اطلاعاتی که به دست ما می رسد از طرق رسمی نیست.خانوادهها و بازداشت شدههایی که آزاد میشوند با مراجعه به ما خبر میدهند.اخبارحاکی از این است که از زمان دستگیری تا وقتی که به بازداشتگاه منتقل میشوند مرحله به مرحله است و همه به یک صورت انجام نمیشود. افرادی که در کار دستگیری، بازجویی و ضرب و شتم بازداشت شدگان مشغولند همه از یک نوع نیستند.
ما اطلاعاتی داریم از اینکه برخی از افرادی که در طرح امنیت اجتماعی بعنوان افرادی که از لحاظ اجتماعی ناآرام و تحت اوباش بازداشت شدند و پیش از این از آنها تعهد گرفته بودند، اکنون آنها را در تجمعات و در بازداشتگاهها در مرحله نگهداری و ... به کار گرفتهاند.
** یعنی از اراذل و اوباش که در طرح امنیت اجتماعی شناسنامهدار شدهاند در شکنجه بازداشتیها استفاده شده است؟
در تجمعات هم از آنها استفاده کردند و در مراحل بازداشت و نگهداری و ...
**اطلاعات دقیقی از افرادی که بازجوییها،ضرب وشتمها و... را انجام میدهند در اختیار دارید؟
به غیر از افرادی که تحت عنوان اوباش پیش از این تعهد گرفته و اکنون به کار گرفته شدند، برخی از اینها از بخشهای رسمی حکومت هستند.برخی متعلق به بسیج هستند برخی لباس شخصیهایی هستند که نمیتوان آنها را جزء بسیج حساب کرد .بخشی اطلاعات سپاه هستند و گروههای مختلف . این نکته هم مهم است که رسانهها و مردم توجه داشته باشند اولاً کل حکومت در این قضایا که این کار را انجام می دهد نیست.بلکه بخشی از حکومت است که این بخش هم در درونش فقط یک قسمتهای خاص کارها را انجام می دهد.اینطور نیست که همه بسیج در گیر باشد.بدنه بسیج اصلا درگیر نیست و شاید منتقد هم باشد .در مورد سپاه هم همین طوراست. بخش خاصی از سپاه در اتفاقات اخیر حضور دارد و بخش زیادی از سپاه نسبت به وضعیت فعلی انتقاد داشته و از آن رضایت ندارند.
وزارت اطلاعات بسیار کم درگیر است و اصولا وزارت اطلاعات را زیاد درگیر این بازی نکردند. دادستانی از یک مرحلهای به بعد وارد می شود.نقش نیروی انتظامی در یک دورهای بیشتر بوده اما هر چه جلوتر رفتیم کمتر با این مساله درگیر است.
واقعیت این است که وقتی بچه ها به دست وزارت اطلاعات میافتند یا بدانیم بازداشت شدهها در دست نیروی انتظامی هستند خیال ما راحت تر است.به دلیل آنکه می دانیم در یک پروسه کم و بیش قانونی و آشکار کار انجام می دهند و قابل پیگیری است اما درمورد بچه های دیگر که به دست نهاد هایی غیر از اینها می افتند، پیگیری کار سخت تر است واصلاً مشخص نمی شود، کجا هستند.
**اطلاعاتی در مورد بازداشتگاههای غیر قانونی مانند طبقه منفی چهار وزارت کشور ,بازداشتگاه 66 سپاه و ... منتشر شده، شما مستنداتی دراین خصوص در اختیار دارید؟
در سطح شهر بازداشتگاههای موقت بسیاری هستند که متاسفانه این بار فراتر از بازداشتگاه عمل کردند و این ها نگران کننده تر از بازداشتگاه اوین است.
بازداشتگاه اوین سازمانی دارد. اسامی غالب افرادی که آنجا می روند ثبت می شود. ممکن است برخی را اعلام و برخی را اعلام نکند اما به هر حال ثبت می شود.عوامل خودسر در آنجا کمتر می توانند دخالت کنند.در بازداشتگاههای موقت عوامل خودسر بیشتر دخالت میکنند از این رو نگرانی ها در مورد آنها بیشتر است .به هر حال اسامی مختلف از این بازداشتگاهها به گوش ما هم خورده است.
**این خبر که ده روز پیش از اعلام رسمی تعطیلی کهریزک این بازداشتگاه تعطیل شده بوده ، درست است؟
اطلاعی از اینکه واقعاً چه روزی تعطیل شده ندارم. البته انتقال بازداشتی ها از کهریزک به جاهایی مثل اصفهان یکی دو روز قبل از فرمان رهبری بوده و ما این خبرها را شنیدهایم.
** اخباری هم در مورد چهرههای سیاسی هم مطرح شده مبنی بر اینکه پیش از بازدید نمایندگان مجلس از اوین آنها را از زندان خارج کردند.
داخل اوین بندها و بازداشتگاه های مختلفی هست. بخشی از آن که زیر نظر وزارت اطلاعات است وضعیت روشنتری دارد، اما وضعیت بخشی که در اختیارسپاه است مبهم است.
من نمی توانم خیلی مستقیم همه چیز را مطرح کنم. طبیعی است که به برخی افراد آسیب می زند اما شکل کار شکل عجیبی است که دسترسی قانونی به اطلاعات در مورد این اماکن را غیر ممکن کرده است.
این نگرانی نسبت به وضعیت سایر بازداشتیها هم وجود دارد. من شخصاً نگران هستم .در کمیته هم این نگرانی ها وجود دارد.بخصوص اینکه اطلاعات مخدوش است و اطلاعات قابل تکیه خوبی وجود ندارد.بسیاری از افرادی که آزاد می شوند ، نمی دانند کجا بازداشت بوده اند.
**مراسم تحلیف پیش رو است و اعلام کردهاند که چهارشنبه در مجلس مراسم برگزار می شود .این خبر که آقای موسوی در روز تحلیف تهران را به نشانه اعتراض ترک کرده و در قم متحصن می شوند صحت دارد؟
نه خیر این خبر صحت ندارد.
**مهندس موسوی هیچ برنامه ای برای آن روز ندارند؟
هنوز تصمیمی گرفته نشده و چیزی اعلام نشده است. البته من به صورت پراکنده از جاهای مختلف شنیدهام که خیلی از افراد صحبت یک نوع تجمع در میدان بهارستان برای روز تحلیف را مطرح می کنند.
**تنفیذ چطور؟
تنفیذ را خبر ندارم
**پس خود آقای موسوی برنامه مشخص ندارند؟
درمورد مراسم تحلیف خیلی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم آقای موسوی، کروبی و یا افرادی که کاندیدا بودند شخصاً وارد شوند.دلیلش هم این نیست که ابایی داشته باشند بلکه ورود آنها در آن روز ممکن است مساله را شخصی کند در حالیکه اعتراضات شخصی نیست.یک خواست عمومی از اینکه افراد بخواهند مطالبات شخصی خود را مطرح کنند، باید تفکیک شود.آقای موسوی سخت از اینکه فکر کنند ایشان میخواسته پستی بگیرد وحالا همچنان دنبال آن پست است، پرهیز دارند.ایشان از روز اول اعلام کرد آنچه که مربوط به رای شخصی من باشد از آن گذشتم اما از رای مردم نه . من و نه هیچ کس دیگر نمی تواند بگذرد.مردم انتظار دارند که در زمینه رای شان کاری صورت بگیرد.از سوی دیگرملاحظاتی در مورد حضور یا عدم حضور در تجمعات وجود دارد که خیلی مربوط به ملاحظات شخصی فرد نمی شود ملاحظات کل این حرکت است.
**اخباری در مورد عدم حضور آقایان هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی و برخی بزرگان در مراسم تحلیف شنیده می شود. این خبرها صحت دارد؟
بلاخره این توقع از طرف مردم هست اما باید به یک موضوعی توجه داشت که هر کدام از این اشخاص در موقعیت خاص خودشان هستند، باید انتقال مطالبه مردم به آنها صورت بگیرد اما تصمیم گیری را برعهده خودشان با توجه به وضعیت شان بگذارند.مساله ترس یا چیز دیگری نیست.بلکه ملاحظات فردی در مقابل ملاحظات عمومی مطرح است.انتقال توقعات مردم باید انجام بگیرد اما اینکه چه تصمیمی می گیرند با خودشان است.
**خبری در مورد خروج برخی از مراجع و علما و عزیمت آنها به نجف به نشانه اعتراض به اتفاقات پس از انتخابات مطرح شده شما اطلاعی داردید؟
من هم شنیدهام
**از آنجا که آقای موسوی از ابتدا خطاب خود را مراجع قرار دادند به مراجع نامه نوشتند و اهمیت خاصی برای این پایگاه قایل هستند ممکن است که واکنش به هجرت داشته باشند؟
اطلاعات من در حد شنیدهها است.اطلاعات دقیقی ندارم.نمی دانم که چقدرخبر هجرت صحت دارد اما مرجعیت و روحانیت طی یکصد ساله اخیر بعنوان یکی از نهاد های سنتی و مورد ارجاع مردم ایفای نقش کرده است.این نقش را نباید نادیده گرفت.این حکومت هم حکومت دینی است و این نهاد ها بسیار مهم است.اینکه بخواهند در داخل باشند یا بروند بحث دیگری است.طبیعی است که برخی مراجع احساس کنند به دلایلی باید بروند ،برخی احساس کنند که با همه مشکلات بمانند بهتر است.آنچه که مهم است این است که مردم متوجه شدند که آقایان مراجع و روحانیت الزاماً یکدست و براساس مواضع رسمی عمل نمیکنند.طبیعی است که آنها هم تفاوت دیدگاه و موضع گیری دارند.این نقطه مثبتی است که باید بر روی آن نه به معنای ایجاد تفرقه بین مراجع و روحانیت بلکه بدان معنا که هر مرجعی برای خود صاحب دیدگاه است کار شود. قرار نیست همه مراجع به صورت بخش نامهای از یک نظر خاص تبعیت کنند .این درواقع یک نوع بازگرداندن مراجع به جایگاه اصلی خودشان و تقویت آن جایگاه است.
**انتظارات آقای موسوی از مراجع در این مقطع برآورده شده است؟
من از طرف آقای موسوی نمی توانم نظر قطعی بگویم. آقای موسوی روابطشان با آقایان مراجع را حفظ و تقویت کردهاند.گفتوگوهایی هم داشتند. در آن گفتوگو مراجع محدودیتهای خودشان را مطرح کردند و آقای موسوی هم این محدودیت ها را درک میکنند.از طرف مردم هم توقعات مختلفی به درجات مختلف وجود دارد.همین که پس از انتخابات مراکز رسمی توقع داشتند که همه مراجع با فاصله کوتاهی انتخابات را تایید کنند و این اتفاق جز چند نفری نیفتاد، درادبیات حوزه و مراجع معنای زیادی دارد اما ممکن است که مردم عادی خیلی ها به این بسنده نکنند و منتظر حرکات دیگری باشند.از سوی دیگربرخی فعالیتهایی که آقایان مراجع انجام می دهند، فعالیت های خیلی آشکاری نیست.پیغام هایی است که به مسولان حکومتی میرسانند.صحبتهایی است که انجام میدهند. اتفاقاتی که در این چند روزه در مورد آزادی برخی از بازداشتی ها و تعطیلی برخی از بازداشتگاهها ایجاد شد، بخشی از آن مرهون تلاش های مراجع بوده که نقش آفرینی کردند.مذاکراتی داشتند، نمایندگانی فرستادند از طرف رهبری هم برای آنها نمایندگانی رفته و دیدگاههایشان انتقال یافته است.اما به هر حال توقعات مردم متفاوت است.
**بله در واقع بخشی از افکار عمومی معتقدند که مراجع مهندس موسوی را تنها گذاشتند؟
نه اینگونه نیست.من چنین احساسی ندارم. یک دغدغه کلی وجود دارد که ممکن است در مورد آقایان مراجع پررنگتر باشد.این دغدغهها مربوط به جایگاه اجتماعی که دارند نیست بلکه به دلیل تجربه و زاویه دیدشان نسبت به حوادث کلانی است که در جامعه اتفاق افتاده است.هدف براندازی نظام که نیست، حفظ نظام با تمامیت آنچه که دارد هم نیست، قصد اصلاح نظام است .اصلاح کار دشواری است و این اصلاح باید به گونهای صورت بگیرد که به چارچوب کلی نظام آسیب وارد نشود.در واقع این نوع نگرانی وجود دارد که مبادا کشور وارد یک وضعیت آشفتگی و آنارشی شود.این نوع نگرانی در میان مراجع وجود دارد البته نگرانی بجایی است .خیلی از اقشار مردم در شهرستانها و جاهای دیگر هم این حساسیت را دارند.قرار نیست که ما به نا کجا برویم .باید روشن باشد این جایی که می رویم کجاست.متدینین ،روشنفکران، گروههای مختلف اجتماعی و ...همه این دغدغه را دارند.
** فکر نمیکنید که هزینه های پرداخت شده برای این اصلاحات بیش از انتظار بوده است؟
می توانست کم هزینهتر باشد اما این خیلی دست مردم نبود.دستگاههای امنیتی و سیاسی تصمیم گیرنده در کشور میتوانستند کم هزینهتررفتارکنند.
**فکر میکنید اشتباه محاسباتی برای آنها رخ داده بود یعنی فکر میکردند مردم برای رایی که دادند ایستادگی نمی کنند؟
به نظر می رسد که آنها توقع نداشتند که مردم ایستادگی کنند.
**در مورد مهندس موسوی چطور؟
شاید برآوردشان در مورد آقای موسوی هم این نبود.فکر میکردند با نوعی شدت عمل، مطالبات به صورت پنهان باقی میماند و آشکار نخواهد شد.مردم این بار نشان دادند که اینگونه نیست.
**تفاوت عمده دراین انتخابات با گذشته که این حوادث رخ داد درچه بود؟
در دفعات قبل اینگونه اختلافات و اعتراضات در میان نخبگان باقی میماند.دراین انتخابات در میان اقشارمردم هم به لحاظ جغرافیایی هم لایه بندی اجتماعی بسیار گسترده است. خیلی هم منوط به اشخاص نیست درست است که آقای موسوی محوریت مساله قرار گرفته اما خواست ،خواست عمومی است. اینگونه نیست که صرف تبعیت یا علاقه به آقای موسوی خواسته ها مطرح شود.این خواسته ها وجود دارد که در آقای موسوی متمرکز و کانون توجه قرار می دهند.در این انتخابات همچنین یک انفجار آگاهی صورت گرفت.این آگاهی تا آنجا که من میدانم بی سابقه یا کم سابقه بوده است.این انفجار آگاهی لجام گسیتخته نیست و همراه با یک رفتار مدنی ، دور اندیشی و مصلحت اندیشی هم هست.شجاعت واز خود گذشتگی وجود دارد و در عین حال کور نیست.این از اول انتخابات بوده تا الان هم هست.در راهپیمایی 25 خرداد به روشنی دیده میشد که مردم در آن روز نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را به همه نظام گره نزده بودند.خواسته مشخص بود.قوه مجریه را نمیپسندیدند میخواستند که در آن تغییراتی ایجاد و رییس آن عوض شود. به شدت فعالیت انجام می دادند اما جلوی هرگونه افراطی گری را خود مردم می گرفتند.ما تشکیلاتی نداشتیم همین الان هم نداریم.یک نوع آگاهی مدنی در مردم رشد پیدا کرد که فوق العاده است و برای خود من زیباترین صحنهها که به یاد میماند گفتو گوهای خیابانی مردم در انتخابات ، آن زنجیره سبزانسانی، مناظرهها، شعارهای مردم بدون آنکه بخواهند به مخالف خود تعرض داشته باشند، است. خیلی ارزشمند بود.گام بلند در توسعه سیاسی کشور در این دو ماهه برداشته شد.
**اما قدر آن را ندانستند
متاسفانه من احساس می کنمکه مدیریتهای کلان نظام دست آوردهای بزرگ این ماجرا را فدای یکسری منافع کوتاه مدت خیلی کوچک کردند.
**خبری در مورد ملاقات آقای موسوی با مقام معظم رهبری در هفته گذشته منتشر شد، ایا این دیدار انجام شده است؟
خیر ملاقاتی نداشتند.
**تشکیل جبهه سیاسی که آقای موسوی مطرح کردند در چه مرحلهای است؟
طرح و متن آن آماده شده اما آقای موسوی تاکید دارند یک تعداد دیگر از افراد که قرار است همکاری داشته باشند حتما طرح را ببینند و بعد منتشر شود.
**چه زمانی این متن منتشر می شود؟
حدس میزنم هفته جاری منتشر شود
**این جبهه سیاسی مردم عادی را هم در بر می گیرد؟
تصمیم همین است.بحث هایی که سر اسم آن مطرح شد نیز به همین دلیل بود.جبهه معمولاً از احزاب و سازمان های سیاسی است .ما بیشتر یک نوع شبکه را مد نظر داریم که افراد و یا نهاد های مدرن و سنتی و گروههای مختلف اجتماعی احساس کنند در این شبکه میتوانند نقش آفرینی داشته باشند.یک هیات مذهبی ممکن است در این مجموعه کار کند در مقابل یک NGO یا یک بنگاه و شرکت اقتصادی هم ممکن است فکر کند در یک زمینه هایی می تواند همکاری کند.بنابراین این شبکه تک تک افراد ،احزاب،گروههای سیاسی و... را در بر می گیرد .
**حتی گروههای سیاسی که حاکمیت به آنها اپوزسیون داخلی اطلاق می کنند؟
منظور از اپوزسیون داخلی چیست
**مثلاً گروههای ملی-مذهبی،نهضت آزادی؟
در کار شبکهای و موج اجتماعی هرکس و هر گروهی مشخص می کند که درچه بخشی اشتراک نظر دارد براساس همان اشتراکات پیش می روند.این اشتراکات هرچه حداقلی تر باشد، طیف گستردهتر می شود.اعلام آمادگی نیروهای مختلف با دیدگاهها ی مختلف در این مدت زیاد بوده است.ارتباط گرفتند و یا پیغام فرستادند که آمادگی همکاری دارند.در کار شبکهای حداقل مطالبات مطرح می شود که بیشترین افراد احساس کنند می توانند مشارکت داشته باشند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اطلاعرسانيهايي از نوع اعترافات پورزند
معمولاً وقتي شرايط سياسي كشور بحراني است وصداي خردگرايي كمتر شنيده ميشود، ترجيح داده ميشود كه كسي مطلبي نگويد و ننويسد. اما من اعتقاد دارم به حكم اهميت سرنوشت كشور و انقلاب، بايد حرف زد و اگر امكان داشته باشد، خطاهايي را كه به نظام و انقلاب آسيب ميرساند كم كرد. جداي از آنكه مسئلة پورزند چيست، علاقهمندم در مورد اين نوع اطلاعرسانيها نقطهنظرهايي را ارايه كنم تا اگر صواب باشد مورد قبول دستاندركاران بيفتد.
1. بايد قبول كنيم كه اين نوع اعترافات به دو دليل مورد قبول واقعي عمدة جامعه قرار نميگيرد:
الف. سابقة اين نوع اعترافات، كه نوعاً پس از رهايي فرد از زندان و تغيير شرايط تكذيب شده است و نمونههاي بسياري داشته است. از سوي ديگر پخش و نشر فيلم شكنجههاي متهمان قتلهاي زنجيرهاي كه نشاندهندة وضعيت رقتآميز اعتراف گرفتن عدهاي از كاركنان يك وزارتخانه از جمعي از همكارانشان و حتي از همسر يكي از آنهاست، و يا نشر بعضي خاطرات كه اخيراً انتشار يافته است، دلايل جدي عدم باور جمعي است. اين روشها، حتي اگر در مورد آقاي پورزند اتفاق نيفتاده باشد، سبب ميشود كه پذيرش اين اعترافات براي بينندگان دشوار شود. اين امري طبيعي است. با تهديد و ارعاب نميتوان سابقة ذهني را تغيير داد؛
ب. در همه جاي دنيا براي آنكه مخاطبان امكان پذيرش ادعاهاي رسمي را داشته باشند، نبايد اطلاعرساني فقط در جايي كه مورد علاقة حكومت است، صورت پذيرد. اين كار بحقي است كه وقتي در مصاحبة آقاي ناظمزاده و يا وحيد صادقي روشن ميشود كه خدعه و حيلهاي به كار بردهاند، توضيحات كافي و عقوبت لازم و فوري براي آن در نظر ميگيرند، ولي وقتي بايد توقع داشت كه اينها مورد پذيرش وجدان عمومي قرار گيرد كه در ساير موارد هم همين اطلاعرساني و همين عقوبتها با همان سرعت مطرح شود. مثلاً هيچ معلوم نشد كه بالاخره محتواي حرفهاي فرشاد ابراهيمي را چه كسي تعقيب كرد و چرا پيگيري قضايي محتواي نوار، تبديل به پروندة «نوارسازان» شد. يا وقتي رسماً در جرايد اعلام شد كه يكي از نهادها در جريان سفر رئيسجمهوري به شيراز، عكس مصدق و خاتمي را منتشر كرده تا بين مردم پخش كند و حضور مردم را به جمع مليـمذهبيها كه آن روزها بهشدت زير فشار بودند، منسوب كند، هيچكس نفهميد كه اين پرونده چه شد. و بالاخره آيا كسي مورد عقوبت قرار گرفت يا خير. فراموش نميكنم پس از آنكه ادارة اماكن نيروي انتظامي بسياري از هنرمندان را احضار كرده بود و اين ابهام ذهن دولت و رئيسجمهور را به خود مشغول كرده بود، و در حالي كه به دليل بياطلاعي و نامة پراحساس فرزند و همسر آقاي پورزند، پيگير جدي مسئلة احضار روشنفكران و اتهامات آقاي پورزند بوديم، يكي از مسئولان عاليرتبة نيروي انتظامي به بنده از وضع بد روابط اخلاقي و سياسي آقاي پورزند گزارش داد. او مشكل اصلي پورزند را اين ميدانست كه ليست بالابلندي از نويسندگان و شخصيتهاي فرهنگي كشور را ارايه كرده كه از رضا پهلوي كمك دريافت ميكردهاند. گفت: ما آنان را آورديم و تحقيق كرديم و معلوم شد در مورد همة آنان دروغ ميگويد و ابهام از پروندة آنان رفع شد. او اين را بهحق خدمتي در حق نيروهاي فرهنگي ميدانست (و البته به من اجازه داد كه اين مطلب را به صورت علني نقل كنم وگرنه اينجا مطرح نميكردم.)
بنده همانجا و بعد هم در جلسة دولت پيشنهاد دادم اگر ميخواهيم حرفهاي پورزند مورد قبول قرار گيرد، با همان شدت بايد اعلام كنيم كه بنا به تحقيقات نيروي انتظامي دامن اكثر قريب به اتفاق اهل فرهنگ و هنر و قلم، حتي اگر جزو ناراضيان و مخالفات حكومت باشند، آلوده به وابستگي به خارج نيست كه معالاسف اعلام نشد. اين تبعيض در اطلاعرساني، بخواهيم يا نخواهيم ذهن جامعه را با شك و ترديد مواجه ميكند.
2. به سود هيچ كشوري نيست كه اگر با عنصري فاسد در حوزة فرهنگ برخورد كرد، بيآنكه دليل محكمهپسندي داشته باشد، همة اهل فكر و فرهنگ جامعه را مورد تهديد و تحقير قرار دهد. روش امام جمعة محترم موقت اين هفتة تهران، خلاف اين منطق بود كه براي پورزند طلب مغفرت ميكردند و همة مخالفان سياسي و فكري خود را مورد خطاب قرار دادند كه گويا از خبر يك فاسق، كه هيچ ارزش حقوقي ندارد آبرويشان برباد رفته و هر كس در اين مدت با شوراي نگهبان، قوة قضائيه و مجمع تشخيص مصلحت اختلافنظر داشته در خط پورزند بوده و براي تضعيف نظام كار كرده. البته كساني كه در تمام اين مدت عليه شخص رئيسجمهوري، دولت و مجلس هرچه خواستند نوشتند و كردند اصلاً نظام را تضعيف نكردهاند و «مأجور عندالله» هستند.
3. پيشگوييها نيز دليل ديگري بر باور نكردن قضاياي سياسي است. روزنامهاي مينويسد كه همهچيز را از پنج ماه قبل در مورد پورزند ميدانسته است. پس از آن، سيستم قضايي هم به همان نقطهنظر ميرسد. ادعاي ورود چمدان پول به داخل كشور از سوي يكي از چهرههاي سرشناس سياسي– مذهبي مطرح شد، ولي هيچكس نميتواند آن چمدانها را بيابد. اينها باور اجتماعي را كمرنگ ميكند.
4. اظهارنظرهاي متفاوت و متناقض در طول مسير پروندههاي اينچنيني يكي ديگر از نقاط ضعف اطلاعرساني است. در مورد همين آقاي پورزند، مدتها بود از جرم اخلاقي صحبت ميشد، كمكم مسائل سياسي مطرح شد تا اينكه رابط اصلي جريانهاي سياسيـفرهنگي كشور با رضا پهلوي و امريكا شد. اين سير متفاوت و متناقض و سريع، باور جامعه را دچار آسيب ميكند. اينها اعتماد عمومي را كم ميكند. بنده هم اعتقاد دارم در آن سوي مرزها، دولتها و يا كساني هستند كه عزت و عظمت ما را نميخواهند و براي آن برنامهريزي ميكنند. به همين دليل نگراني اصلي اين است كه با اين روشها، قبح بسياري از خيانتها كه نزد مردم واقعاً خيانت است نيز از بين برود.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كيفرخواست متهمان در حالی از سوی نماينده مدعيالعموم قرائت شد که بخش اعظمی از آن به تلاش این گروه برای فراهم کردن زمینه جهت بروز انقلاب مخملی در ایران اختصاص داشت.
در همین حال عماد افروغ مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در گفتگو با فرارو گفت: «برای من به عنوان یک روش شناس و یک جامعه شناس خیلی جالب است بدانم که قاضی و دادستان می خواهند با چه روشی و با استناد به چه مدارکی ثابت کنند که عده ای در جریان یک انقلاب مخملی شرکت دارند این بیش از پیش از بعد روش شناسی اش برایم جالب است که چگونه می شود مدارکی را مستند و مستدل ارایه کرد که تاکیدی بر مخملی بودن این حرکتی داشته باشد.»
وی افزود: «من به اقتضایی رشته تحصیلی ام این دادگاه را دنبال می کنم تا ببینم دادستان می تواند با ارایه ادله های قانع کننده این اتهامات را ابرام و اثبات کند.»
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم با بیان اینکه «به کار گیری کلمه مخملی هم توهین به اعتراضات مردمی است و لو اینکه در حد یک ذهنیت بوده باشد و هم توهین به جمهوری اسلامی است» گفت: «آن کسانی که این اعتراضات را به انقلاب مخملی تشبیه کردند باید از سوی مردم و حاکمیت محاکمه شوند.»
وی ادامه داد: «مردم باید آنها را محاکمه کنند چون به آنها توهین شده است و حاکمیت بایستی آنها را محاکمه کنند چرا که جمهوری اسلامی را مقایسه و شبیه سازی کردند با کشورهای سوسیالیستی از قبیل روسیه که نوعا هم انقلاب های مخملی در این کشورها یعنی شوروی سابق و اقمار آن اتفاق افتاده است.»
افروغ تصریح کرد: «شاید این یک پیروزی برای روسیه به حساب آید که حرکت های اخیر و اعتراضات مردمی را انقلاب مخملی و رنگی در ایران معرفی کرده اند تا انقلاب اسلامی ایران در حاشیه انقلاب سوسیالیستی روسیه قرار گیرد و این توهین بزرگی به انقلاب اسلامی و توهین بزرگی به اندیشه های والای حضرت امام (ره) است که انقلاب را یک تحفه الهی می دانستند که هم از جهت انگیزه، مقصد و هدف کاملا با انقلاب های شناخته شده متفاوت است.»
مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ادامه داد: «من احساسم این است که نبایستی به محض اینکه ذهنیتی ایجاد شود و رای و نتیجه اعلام شده یک انتخابات با ذهنیت مردم همخوانی ندارد و مردم حسب این عدم انطباق یک واکنشی از خود نشان می دهند که این هم از قبل هم قابل پیش بینی بود آنها را به انقلاب مخملی ارتباط و اتصال داد.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «جمهوری اسلامی ادعای دموکراسی، آزادی و برگزاری چندین انتخابات باشکوه دارد بر این اساس تفاوت بسیاری وجود دارد میان کشوری که آزادی را برتابیده است و حقوق ملت را به استناد اصل سوم قانون اساسی مورد پذیرش قرار داده است با کشورهای که میانه خوبی با آزادی ندارد.»
وی با انتقاد از وارد کردن اتهام تلاش برای بروز انقلاب مخملی در ایران به متهمان گفت: «این بر می گردد با کج فهمی ها و سوء تعبیرهای ناشی از کم سوادی و بی سوادی آقایان که بلافاصله می خواهند بازی های جناحی و سیاسی را به اصل حاکمیت تسری دهند و منافع و مصالح گروهی خودشان را به اصل نظام و انقلاب پیوند می زنند.»
وی با بیان اینکه «همه می دانند وقتی به کسانی که واقعا در نیت و هدفشان به دنبال انقلاب مخملی نبوده اند این اتهامات وارد شود آنها را از انقلاب و جمهوری اسلامی زده می کنیم» تاکید کرد: «این کار اگر حساب شده بوده باشد بایستی جدی تر با آن برخورد شود یعنی کسانی که اتهام انقلاب مخملی را با آگاهی وارد کرده باشند باید تحت تعقیب قرار گیرند برای اینکه اعتراضات عمومی را در برابر اصل نظام و انقلاب اسلامی قرار داده اند و منافع جناحی را با اصل ارزشمند انقلاب اسلامی گره زده اند که نمی توان به راحتی از کنار عبور کرد.»
افروغ در خاتمه گفت: «ای کاش رسانه ملی این فرصت را در اختیار صاحب نظران و کارشناسان قرار می داد تا ذهنیت زدایی شود و انقلاب مخملی و رنگی کاملا شکافته شود تا این طور یک طرفه در اختیار یک جناحی قرار نگیرد که به صورت فزاینده اقشار و افراد و نسل های قابل توجه ای را به جرم ضدیت با اصل نظام و حتی ضدیت با ولایت فقیه از قطار انقلاب پیاده کنند و بعد سر فرصت تفسیر های تنگ نظرانه و متحجرانه خود را به جمهوری اسلامی را تحمیل کنند.»
گفت وگو با كروبي پس از حضور در مراسم چهلم شهداي 30 خرداد
با كتك زدن مردم و شكستن دندان هايشان نمي توانيد خاموششان كني
سحام نيوز : قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند .
قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر بودند كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند . مهدي كروبي وقتي كه وارد قطعه شد با استقبال گسترده مردمي مواجه شد كه به مانند روزهاي اخير سراسر اعتراض بودند ، در همين حال نيروي هاي امنيتي و نظامي حاضر در صحنه به او هشدار دادند تا گامي جلوتر نيايد ولي او بدون توجه به هشدارهايي كه او را از قرائت فاتحه اي در كنار مردم براي ندا آقاسطان منع مي كرد قدم به اين قطعه گذاشت . اما حضور وي و مقاومت مردم براي برگزاري مراسم چهلم جان باختگان حوادث 30 خرداد مانع از برخورد نيروهاي امنتيي و نظامي با مردم نشد و چنين بود كه مهدي كروبي تنها سكوت كرده بود و متاثر شد از رفتارهايي كه با مردم صورت مي گرفت . او بر مزار ندا رفت و در كنار مردمي كه با صداي بلند فاتحه مي خواندند برايش قران خواند و طلب مغفرت كرد . هنگامي كه به دفترش برگشت چهره اش برافروخته بود نه از آفتاب گرم تابستان بلكه از برخوردهايي كه با مردم صورت گرفته بود و چنين بود كه در پاسخ به سوالاتي كه از حادثه 8 مرداد بر مزار جان باخته 30 خرداد پرسيدم با اندوه و تاثر پاسخ داد . او متاثر بود از انكه اينك برخلاف وعده هايي كه به مردم داده شد با انان رفتار مي شود و چنين بود كه هشدارهايي به مسئولان و بزرگان كشور داشت . او از بزرگان كشور درخواست كرد تا به مانند روزهاي پس از فوت امام (ره) رفتار نكنند و اين بار هشدارهاي او را جدي بگيرند نه انكه زماني او در مقام رييس مجلس سوم ، بزرگان كشور را نسبت به انحراف و انحصار آگاه كرده بود ولي به او توجهي نكرده و اينك همان مخاطبانش معترض شده و يا سكوت پيشه كرده اند . گفت وگوي كوتاهي را همان عصر پنج شنبه با مهدي كروبي داشتم كه در نخستين پرسش تحليل او را از رفتار وزارت كشور دولت نهم براي عدم ارائه مجوز پرسيدم واينكه چطور شد كه تصميم برآن گرفته شد كروبي و موسوي به بهشت زهرا بروند . پرسش چنين بود : اوايل هفته گذشته درخواستي از سوي شما و موسوي براي برگزاري مراسم جان باختگان 30 خرداد در مصلي بزرگ تهران ارائه شد وليكن دو روز پس از ان مديركل سياسي وزارت كشور با ادبياتي خاص دولتمردان نهم اعلام كرد كه به هيچ گروه و يا شخصيتي براي برگزاري مراسم مجوزي داده نشده است و البته او تاكيد كرده بود كه گروه هاي سياسي به دنبال سوءاستفاده از حوادث اخير هستند و اين را دليلي براي عدم ارائه مجوز ناميد . در همين راستا شما و موسوي اعلام كرديد كه به بهشت زهرا خواهيد رفت . آيا درخواست شما براي برگزاري مراسم چهلم يك شهروند ايراني كه در اعتراضات اخير جان باخته است امري غيرقانوني بود ؟
بله همان طور كه مي دانيد ما درخواست كرده بوديم كه مراسمي را در مصلي براي گرامي داشت چهلم جان باختگان 30 خرداد برگزار كنيم و حتي اعلام كرده بوديم كه براي انكه حادثه اي رخ ندهد همه را به سكوت دعوت كرده ايم و تنها قرار است كه قران تلاوت شود و بعد هم مردم متفرق شوند . اين همان رفتاري است كه در راهپيمايي هاي اخير نيز داشتيم به طوري كه هميشه مردم را به آرامش دعوت مي كرديم چرا كه ما معتقديم خواسته اي قانوني داريم و به دنبال هيچ گونه حادثه آفريني نيز نبوديم . حتي در راهپيمايي هايي كه خودم حضر داشتم نيز هر گاه مشاهده مي كردم كه مردم شعار مي دهند كه شعارهايي مطلوب نبود فرياد مي زدم كه شعار ندهيد . به عنوان مثال وقتي مي شنيدم كه مردم شعار مي دهند " راي خود را پس مي گيريم "من اعتراض نداشتم ولي وقتي مي شنيدم كه عده اي شعار مي دادند "توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد " من مي گفتم كه ما براي دعوا نيامده ايم و از انها درخواست مي كردم كه اين شعارها را سر ندهند . بنابراين به نظر من مردم خواستي معقول و منطقي دارند مانند اينكه ما نيز براي برگزاري مراسم در چهلم جان باختگان حوادث اخير درخواستي قانوني و منطقي داشتيم ولي از ان ممانعت كردند . چنين بود كه ما ديديم اين درست نيست كه برويم و پشت درهاي مصلي بنشينيم و درگيري هايي ايجاد شود بنابراين تصميم گرفتيم كه به بهشت زهرا برويم و كنار مزار انان فاتحه اي بخوانيم .
گويا اعلام شده براي جلوگيري از سوء استفاده گروههاي سياسي مجوزي داده نشده است . شما اين را مي پذيريد ؟
اين حرف دو جواب دارد . نكته اول اينكه حتي به خانواده ها هم اجازه اي براي برگزاري مراسم حتي در مساجد محلي داده نشد . دومين نكته اينكه اين حادثه اي كه روي داده موضوعي شخصي نيست بلكه افرادي در يك رويدادي جمعي به شهادت رسيده اند . انتخاباتي برگزار شده است كه عده اي معتقدند اين انتخابات سالم برگزار شده است اين عده همان كساني هستند كه اكنون در دولت حضور دارند همان عده اي كه نظارت واجرا را برعهده داشته اند ، پول هاي بيت المال در اختيارشان بوده و هر گونه كه خواسته اند با صندوق هاي راي برخورد كرده اند ، آقاياني كه صدا و سيما و نيروهاي مسلح را در اختيار داشته اند و اينها مدام بر صحت و سلامت انتخابات تاكيد مي كنند . اما يك گروه هم هستند كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است و ادله هاي فراواني هم براي اين استدلال خود دارند . دلايلي كه در آينده اي نزديك ان را به صورت كتابچه اي منتشر خواهيم كرد كه براي آيندگان باقي بماند . حرف هاي بسياري درباره اين انتخابات وجود دارد كه برخي از انان مصلحت است كه مطرح شود و برخي ديگر صلاح به طرح كردن ان نيست . ما بلاغت داريم و بنابر مقتضاي حال صحبت مي كنيم و اول زمينه ها را فراهم و بعد صحبت مي كنيم . بنابراين دسته دومي كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است به حمايت از ما برخاستند و مطمئنا اين افرادي كه در اعتراض به نتيجه انتخابات به خيابان آمدند به احمدي نژاد راي نداده اند بلكه به خاطر تضييع حق كانديداي مورد حمايت خودشان به خيابان آمدند و در اين راه كشته شدند . بنابراين فردي كه در اين حوادث كشته شده است خواست و مطالبه اي داشته و اين طور نبوده كه بخواهد در انتخابات شركت كند تا هيزم تنور آن شود بلكه او به كانديداي خود راي داده و اكنون نيز با اعتقاد به نقلب آشكار در انتخابات به خيابان آمده و از سرنوشت راي خود سوال مي كند و براي اين امر كشته شده است و چنين است كه ما اكنون براي اين افراد مي خواهيم مراسمي را برگزار كنيم . من از همان ابتدا تاكيد مي كردم كه همواره از راي مردم صيانت مي كنم و اكنون نيز مي گويم كه در حد توان از رايشان پاسداري خواهم كرد . بنابراين اكنون مردم خودشان تشخيص داده اند كه به خيابان بيايند و ما هم در كنارشان هستيم . چنين است كه اگر ما براي كساني كه براي صيانت از راي خود به ميدان آمده اند و در حمايت از ما برخاسته اند كشته شده اند مراسمي را براي گرامي داشت ياد وخاطره شان برگزار نكنيم كه انسان هاي ضعيف النفس و بي شخصيت و دين فروشي هستيم كه اينك مردم را در ادامه مسير رها كنيم .
از حادثه اي بگوييد كه عصر پنج شنبه شما شاهد آن بوديد و اين گونه تاثر شما را برانگيخته است .
هنگامي كه به بهشت زهرا رسيديم به سمت قطعه حركت كرديم كه در همان حال مي شنيدم كه مردم مي گويند ما را مي زنند . در همان حال ديدم كه مزار ندا را محاصره كرده اند و نمي گدازند كه به آنجا برويم . به محض اينكه از ماشين پياده شدم جمعيتي به سمت من آمدند و شعارهايي سر مي دادند مبني بر اينكه راي ما را گرفتن و حالا كتكمان مي زنند در همين حال نيروهاي مستقر به سمت مردم هجوم مي آوردند و انها را متفرق مي كردند و گاز اشك آور در هوا پخش شده بود من هم ايستاده بودم و حلقه اي دور من بود . من شاهد ان بودم كه با مردم برخوردهايي شديدي صورت مي گرفت و حتي چنان به زنان حمله مي كردند . تنها به حوادثي كه روي مي داد تماشا مي كردم و فاتحه مي خواندم . در همان حال شاهد ان بودم كه مردم را كتك مي زنند و به حلقه اي كه دور من بود نيز رسيدند و به انها هجوم آوردند به طوري كه يكي از پاسداراني كه همراه من بود و از نزديكان من را كتك زده اند . هركسي كه فكر مي كند من قصد دارم كه براي نفع شخصي صحبت كنم و با به جنجال سازي بپردازم مي تواند به دفتر من بيايد و بدن هاي كبود اين افراد را مشاهده كند .
آيا به شما هم تعرضي صورت گرفت ؟
نه به من ضربه اي نخورد چرا كه اين دوستاني كه اطراف من بودند اجازه نمي دادند كه به من نزديك شوند در همان حال به من گفتند كه تا شما اينجا بايستيد اينها با مردم اين گونه برخورد مي كنند شما برويد تا شايد مردم هم متفرق شوند و از من مي خواستند كه سوار بر ماشينم شوم . ولي من در همانجا ايستاده بودم و با تاثر و تعجب نگاه مي كردم و تنها قرآن مي خواندم . در همان زمان به اين فكر مي كردم كه ما چه وعده هايي داده بوديم و چه حرف هايي زده شده بود و چه مي خواستيم و چه شد . وضعمان به گونه اي شده است كه اكنون شاهد ان هستيم كه جمعي به دور بنده حلقه بزنند كه مرا كتك نزنند و اين واقعه اي كه هيچ گاه در ايران شاهد ان نبوديم . اين حادثه مرا به ياد حادثه اي انداخت كه در سال 66 در عربستان سعودي شاهد ان بوديم زماني كه به ما حمله ای شد و آنجا نيز اطرافيان مرا مي زدند و البته يك ضربه هم به من خورد . اهر چند که در حادثه روز پنج شنبه ضربه ای به من نخورد . االبته آن حادثه در كشوري بيگانه روي داده بود ولي اينك حادثه ای در كشور خودمان روي مي دهد و بر سر مزار كساني كه به خاطر اعتراض به نتيجه يك انتخابات كشته شده اند و تنها خواسته شان اين بوده كه مي گفتند چرا ما را به انتخابات دعوت كرديد و حالا كه آمده ايم راي ما چه شده است ؟ با مردم برخورد می کنند .
شما كه خود شاهد اين حوادث بوديد چه پيامي را مي توانيد به مسئولان چنين برخوردهايي بدهيد ؟
مي خواهم در اين مصاحبه پيامي را به كساني كه غير از ما فكر مي كنند برسانم . آنها كه فكر مي كنند اگر مردم را ببرند و كتك بزنند و دندان ها و سر و كله شان را بشكنند و تحت شكنجه و آزار انها را بكشنند مي توانند شرايط را آرام كنند . من به اين افراد دلسوزانه هشداري مي دهم و مي گويم كه پنبه غفلت را از ايادي دولت و اطرافيانش از گوششان بيرون آورند و گزارش وضع موجود را به صورت واقعي به مقامات بالا و بزرگان نظام منتقل كنند . اصلا مي گويم كه به حرف ما كه از نظر شما شكست خوردگان انتخابات هستيم و فكر مي كنيد كه به خاطر اين شكستي كه بر ما تحمیل شده است اين گونه حرف مي زنيم توجهي نكيند ، ولي به چاپلوس ها و جيره خواران ، كساني كه اين روزها شلوغ كاري مي كنند و سعي در تخريب چهره برخي از بزرگان نظام دارند ، كساني كه از گرفتن اعتراف ها سخن مي گويند ، كساني كه مي گويند راي صفر بوده است ، اناني كه اعلام مي كنند در اين مدت تنها 30 درصد نيروها را به خيابان ها آورده اند ، اناني كه با هلي كوپترها بر بالاي بازداشت گاهها اعمال قدرت مي كنند و فرمان مي دهند ، دوستاني كه معتقدند به آنها وحي نازل مي شود و يا كساني كه معتقدند من و موسوي در باغ وحش را باز كرده ايم نیز توجهي نكنيد بلكه به حرف صاحبان انديشه و فكر كه در درون حاكميت هستند و از طيف خودتان مي باشند توجه كنيد . فضايي را ايجاد كنيد تا مراجع تقليد ، مدرسين دانشگاه و حوزه ، روحانيت مبارز ، روحانيون معتدل ، ارتشي ها و نيروهاي سپاهي ، صاحبان فكر و انديشه كه حتي برخي از آنها از طيف خودتان هستند حرفشان را بزنند . البته فضايي ايجاد شود كه چنانچه انها حرفي را در انتقاد از وضع موجود زدند فورا انها را وابسته به بيگانه و يا استحاله شده از نظام نخوانيد بلكه به نقد ها دلسوزانه انها گوش فرا دهيد . من امروز مي گويم كه پرونده همه در آينده اي نه چندان دور آشكار خواهد شد و مشخص مي شود كه هر كسي چگونه حرف زده است .
به نظر شما آيا برخوردهاي خشن كه طي اين روزها با مردم شكل گرفته است موجب برقراري آرامش دركشور مي شود و يا به تشديد و ملتهب كردن شرايط كمك مي كند ؟
انچه من در اين روزها شاهد بودم حامل عزم و اراده جدي اقشار مختلف مردم براي احقاق حقشان است . اين مردم هنگامي كه كتك مي خوردند حتي دو انگشت خون آلود خود را بالا مي گيرند و مي گويند به سمت مصلي و به مبارزه ادامه مي دهند . مردم را گرفتن و كتك زدن موجب خاموشي آنها نمي شود شايد عده اي از مردم عقب نشيني كنند ولي اين فشارها فضا را بدتر مي كند و به شكل گيري حوادث ناگواري مي شود . برخي از آقايان فكر كرده اند كه با راه اندازي جنجال و هياهو و صحنه سازي در تلويزيون و كشتار مردم مي توانند شرايط را تغيير دهند . اين مردم ديگر عقب نخواهند نشست من به هر جايي كه مي روم چه عروسي و چه عزا مردم تاكيد مي كنند كه تا اخير ايستاده اند و بنابراين فكر مي كنم كه بهتر است مسئولان با بي تدبيري خود يك چاه ويل را درست نكنند و بنابراين من به دست اندركاراران توصيه مي كنم كه اجاره دهند كه همه منتقدان به وضع موجود در فضايي مناسب حرف هاي خود را بيان كنند . من مطمئن هستم كه با چنين برخوردهايي قضايا پيچيده تر و بغرنج تر مي شود و بنابراين بايد عقلا را جمع كنيد و تدبيري بيانديشيد قبل از آنكه خسارات سنگين تري وارد شود و حيثيت اسلام و روحانيت و جمهوري اسلامي ايران خدشه دار شود . بايد در انديشه راه حل معقولي براي خروج از اين بحران بود . به آقايان توصيه مي كنم كه با يك سخنراني و يا خطبه اي در نماز جمعه و يا ارائه تحليلي در صدا وسيما در حمايت از انها مغرور نشوند بلكه فضايي را ايجاد كنند تا همه دلسوزان نظام حرفهايشان را بزنند .
و حرف آخر مهدي كروبي خطاب به مسئولان چيست ؟
من مي خواهم دوباره همان حرفي را كه روزهاي نه چندان دور گفته بودم تكرار كنم . در سال 68 و پس از فوت حضرت امام (ره) من از جايگاه مديريت قوه مقننه همواره نسبت به انحرافات و انحصارطلبي ها هشدار مي دادم و خطاب به بزرگان مي گفتم كه تا شما خودتان گرفتار نشويد احساس خطر نخواهيد كرد ولي من به شما هشدار مي دهم كه روزي در چنين شرايطي قرار خواهيد گرفت . من اين حرف را به كساني گفتم كه اكنون بخشي از انان اعتراضات خود را به صورت صريح مطرح مي كنند و جمعي ديگر در اعتراض سكوت كرده اند . امروز نيز دوباره تذكر و هشدار مي دهم كه چنانچه نسبت به شرايطي كه پيش آمده توجه نكنيد به سرنوشت همان كساني دچار مي شويد كه روزي به انها تذكر داده بودم و البته اين بار اگر به سرنوشت انان گرفتار شويد ممكن است كه همه منافع و مصلحت ملي را قرباني كنيد .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آیتالله امینی:جوان نمیتواند ظلم ببیند و فریادنزند
آیت الله امینی در خطبه های نماز جمعه قم با بیان اینکه جوانان بیعدالتی را تحمل نمیکنند گفت ما نباید به جوانان انگ ضد انقلاب بچسبانیم. به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیتالله ابراهیم امینی در خطبههای نماز جمعه قم که در شبستان حرم حضرت معصومه(ص) برگزار شد با بیان اینکه جوانان بیعدالتی را تحمل نمیکنند، گفت: جوان روح حساسی دارد و نمیتواند ظلم را ببیند و هیچ کلامی نگوید، بلکه فریاد زده و اعتراض خود را بیان میکند و نباید ما به این جوان انگ ضد انقلاب بچسبانیم و در تلاش بوده تا این جوان را از انقلاب دور سازیم. آیت الله امینی در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت روز جوان بیان داشت باید به جوانان اهمیت داده شود و به خواستههای آنان توجه شود زیرا جوانان دارای روحیه لطیفی هستند. وی روحیه تغییرطلبی را از خصوصیات جوانان عنوان کرد و گفت: باید سخنان جوانان شنیده شود و اگر صحیح بود پذیرفته شود و اگر صحیح نبود و جوان به خطا رفته بود باید با لحن ملایم و در کمال احترام به آنها آگاهی داده و به مسیر صحیح هدایت کنیم. وی به رفتار پیامبر در صدر اسلام اشاره کرد و گفت: رفتار پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) با جوانان تنها با شمشیر نبود، بلکه با رأفت اسلامی با جوانان برخورد کرده و به آنها اسلام را در عمل معرفی میکردند. آیتالله امینی در ادامه به جوانان توصیه کرد که قدر انقلاب را بدانند زیرا این انقلاب و نظام به راحتی به دست نیامده و برای آن صدها هزار نفر جان خود را از دست دادهاند. وی به جوانان خاطرنشان کرد که ولایت فقیه مرکز اساسی در زمان امام خمینی (ره) بوده است و امروزه نیز این موضوع به عنوان رکن اساسی نظام مطرح است و همگان وظیفه داریم از آن مراقبت کنیم. با دستگیرشدگان با رأفت اسلامی برخورد شود
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خاتمی: مردم رشید ایران از خواستهای خود دست بر نمیدارند
رئیسجمهور سابق کشورمان در چهلمین روز درگذشتگان حوادث بعد از انتخابات، با بیان اینکه « مردم ما رشیدند و از خواستهای خود دست بر نمیدارند»، خواستار آن شد که مسئولان داد خانوادههای کشتهشدگان، بازداشتشدگان و آسیبدیدگان بعد از انتخابات را بستانند. به گزارش ايلنا سید محمد خاتمی عصر روز پنجشنبه با خانوادههای سهراب اعرابی، اشکان سهرابی، کیانوش آسا و مسعود هاشم زاده که عزیزان خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست داده بودند، دیدار کرد
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیانیه مهم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره زندانهای غیرقانونی و شهادت تعدادی از دستگیرشدگان
انقلاب مورد تعرض قرار گرفته؛ ملت به تجمعهای خود ادامه دهند؛ مراجع نگران و در کنار ملت ایراناند
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با صدور بیانیهای از ملت خواست بر اساس قانون اساسی که به آزادیهای مشروع و حق تجمع تاکید دارد، به حرکت خود ادامه دهند و تصریح کرد که مراجع تقلید هم از حوادث اخیر نگران و ناخشنودند و نظر توجیهگران در خطابههای نماز جمعه، نظر مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین حوزهها نیست.
به گزارش «موج سبز آزادی» متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. (نامه 53 نهج البلاغه)
از خونریزی ناحق پرهیز کن، هیچ چیز به اندازه خون ناحق کیفر الهی را نزدیک نمیکند و مجازات را شدت نمیبخشد و نعمتها را نابود نمیکند و خون ناحق زوال حکومت را نزدیک نمیسازد.
ملت بزرگ ایران این روزها به مصائب بزرگی مبتلا هستند که شنیدن آنها دل هر مسلمان و انسان آزادیخواهی را به لرزه در میآورد.
انقلاب اسلامی برای حراست از حقوق مردم بود، و اجرای قانون برای آزادیهای مشروع جامعه و از بین بردن زندانهای غیر قانونی و غیر شرعی و شکنجههای غیر انسانی و تهمتزدنهای ناروا، و بالاخره برای اجرای احکام اسلام بود. حضرت امام رحمة الله علیه در اوائل شروع نهضت در سال 1342 به شاه نصیحت میکرد که قانون اساسی را عمل نماید و از مرز قانون خارج نشود که اگر او به قانون عمل میکرد، سرنوشت حکومتش غیر از آن بود که رقم خورد.
امروز پس از سالیان دراز مبارزه ملت ایران که حاصل خون دهها هزار شهید و شکنجه و زندانی شدن مردان آزاده و تلاشهای مراجع بزرگ به ویژه رهبری داهیانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است، اهداف مقدس انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گرفته است و عدهای جز به نابودی دستاوردهای نظام به چیزی راضی نمیشوند.
هر روز خبر شهادت یکی از فرزندان این مرز و بوم را میشنویم و با کمال وقاحت اعلام میکنند، دستگیرشدگانی که پس از مدتی جسم بیجان آنها تحویل خانوادهها داده میشود. زندانهای غیر قانونی و بدون امکانات اولیه و رعایت اصول انسانی دایر شده است.
خبرهای شکنجه غیر انسانی و ناجوانمردانه هر روزبه نوعی فاش میشود، برای دفن کشتهشدگان و برگزاری مراسم عزاداری اجازه نمیدهند و همه اینها به نام اسلام و قرآن و ولایت فقیه انجام میگیرد.
عدهای مدیحهسرا بدون توجه به آثار تخریبی آن به توجیه این همه جنایات پرداختهاند، ملت عزیز ایران باید بدانند که نظر توجیهگران در خطابههای نماز جمعه یا غیر آن اگرچه به نام حوزهها باشد، نظر همه مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین معظم حوزهها نیست. بلکه قلوب بزرگان از حوادث اخیر نگران و ناخوشنود است و در کنار ملت بزرگ ایران و دردکشیدهها خواهد بود.
ملت ایران حرکت خود را بر مدار قانون اساسی استوار و برطبق اصول مصرح در آن که تضمین آزادیهای مشروع است و تجمعهای آنها را تضمین نموده است، ادامه دهند و در کنار داغداران، یاد و خاطرهی مبارزان در راه حق را پاس بدارند.
نصیحتی هم به حاکمان و دولت و قوه قضائیه از زبان امیرالمومنین داریم:
وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا،إِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لاِِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَةِ عَلَى الْجَمْعِ، وَسُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَقِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ. (نامه 53 نهج البلاغه)
زمین جز با فقر ساکنانش خراب نمیگردد. مردم زمانی به فقر دچار میگردند که والیان به جمع مال برآیند و به بقای حکومت خود مطمئن نباشند و از تجربهها عبرت نگیرند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهشت زهرا امروز . . .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
موسوی را از بهشت زهرا به بیرون فرستادند
میرحسین موسوی، امروز پنجشنبه دقایقی پس از ورود به گورستان بهشت زهرای تهران توسط نیروهای دولتی با اِعمال زور، از این محل اخراج شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی، آقای موسوی، از کاندیداهای معترض انتخاباتی، موفق شدهبود از اتوموبیل خود پیاده شده و خود را به سنگ مزار ندا آقاسلطان برساند. ولی به او اجازه تلاوت آیات قرآن داده نشد و پلیس ضد شوروش با محاصره آقای موسوی وی را به اتوموبیلش بازگرداندند. به گفته شاهدان عینی، چند صد نفر از سوگواران حاضر شعار «یا حسین میرحسین» سر دادند که با ضرب و شتم نیروهای دولتی مواجه شدند
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انتقاد تند خاتمی از جنایت در زندانها
خاتمی : بازداشتگاه غیر استاندارد تعطیل شده یعنی چه؟ یعنی مثلا دستشویی ها تمیز نبوده است؟ خیر ! جنایت رخ داده
در دیدار با فراکسیون خط امام مجلس(اقلیت)، خاتمی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک بدون اشاره به عوامل آن و تخلفات، شکنجه ها و قربانیان آن انتقاد کرد. او همچنین در بیان کرد: گفته است: بايد پرسيد چرا دست هيات منتخب مجلس برای رسيدگی به فجايع اخير بسته می شود؟ و چرا حتی هيات منتخب قوه قضاييه اجازه نيافت کاری کند؟ آقای خاتمی افزوده است: کافی نيست که گفته شود يک بازداشتگاه غير استاندارد تعطيل شده؛ غير استاندارد يعنی چه؟ يعنی مثلا هواکش آن درست نبود يا دستشويی ها تميز نبوده ؟ خير! جنايتهايی رخ داده و جانهايی باخته شده است و بايد با اين مسائل برخورد شود. اشاره آقای خاتمی به صدور دستور بسته شدن بازداشتگاه کهريزک است. محمد خاتمی همچنين گفته است که زندانيان بايد آزاد شوند اما تنها آزادی آنها کافی نيست و بايد با عاملان و آمران اين رفتارها برخورد قانونی شود. او همچنین در انتقادی تند گفت: «کافی نیست که گفته شود یک بازداشتگاه غیر استاندارد تعطیل شد؛غیر استاندارد یعنی چه؟یعنی مثلا هواکش آن درست نبود یا دستشویی ها تمیز نبوده است؟خیر!جنایتهایی رخ داده است؛جانهایی باخته شده است و رفتارهایی با جوانان و زنان و مردان عزیز صورت گرفته است که وقتی در زندانهای در دست بیگانگان صورت می گیرد همه بر آشفته می شوند و فریاد می زنند و امروز باید با این مسائل برخورد شود.»
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فرزند شهید مطهری: آيا اين همان “آزادي تقريبا مطلق” است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن می گفت؟!
در یادداشت شدید الحن محمد مطهری، فرزند شهید مرتضی مطهری که در تابناک منتشر شده آمده است:افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار ميشد. //اين ديگر چه صيغهاي است که وقتي کسي بازداشت ميشود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟// در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانوادههاي بازداشت شدگان ميخواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر ميشود! آيا اين همان “آزادي تقريبا مطلق” در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن ميگفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانوادههاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است!//روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» ميدانند چگونه درباره اين کارخانههاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نميآورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين ميکنند با جوانان بي نام و نشان چه ميکنند؟//کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري ميزند و در عين حال بر اين ظلمها چشم ميبندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.//برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي ميدهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.//اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچکدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نميشود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: «دولت مسئول خونهای ریخته شده است»
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار بیانیه شدیداللحنی، رئیس دولت نهم، وزاری کشور، اطلاعات و دادگستری را مسئول «فجایعی» اعلام کرد که پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران صورت گرفته است. این سازمان سیاسی که برخی اعضای آن هماکنون در زندان بهسر میبرند، با محکوم کردن شدید «شکنجه و قتل» معترضان به نتیجه انتخابات، خواستار رسیدگی جدی به این «پدیده شوم» و معرفی و مجازات آمران و عاملان این رفتارها شده است. مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی و فیضالله عربسرخی، سه تن از اعضای ارشد سازمان مجاهدین هستند که بیش از یک ماه است که در بازداشت به سر میبرند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
علیرضا افتخاری روزنامه نگار سابق ابرار اقتصادی در ٢٥ خرداد کشته شده است
گفت وگو با كروبي پس از حضور در مراسم چهلم شهداي 30 خرداد
سحام نيوز : قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند .
قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر بودند كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند . مهدي كروبي وقتي كه وارد قطعه شد با استقبال گسترده مردمي مواجه شد كه به مانند روزهاي اخير سراسر اعتراض بودند ، در همين حال نيروي هاي امنيتي و نظامي حاضر در صحنه به او هشدار دادند تا گامي جلوتر نيايد ولي او بدون توجه به هشدارهايي كه او را از قرائت فاتحه اي در كنار مردم براي ندا آقاسطان منع مي كرد قدم به اين قطعه گذاشت . اما حضور وي و مقاومت مردم براي برگزاري مراسم چهلم جان باختگان حوادث 30 خرداد مانع از برخورد نيروهاي امنتيي و نظامي با مردم نشد و چنين بود كه مهدي كروبي تنها سكوت كرده بود و متاثر شد از رفتارهايي كه با مردم صورت مي گرفت . او بر مزار ندا رفت و در كنار مردمي كه با صداي بلند فاتحه مي خواندند برايش قران خواند و طلب مغفرت كرد . هنگامي كه به دفترش برگشت چهره اش برافروخته بود نه از آفتاب گرم تابستان بلكه از برخوردهايي كه با مردم صورت گرفته بود و چنين بود كه در پاسخ به سوالاتي كه از حادثه 8 مرداد بر مزار جان باخته 30 خرداد پرسيدم با اندوه و تاثر پاسخ داد . او متاثر بود از انكه اينك برخلاف وعده هايي كه به مردم داده شد با انان رفتار مي شود و چنين بود كه هشدارهايي به مسئولان و بزرگان كشور داشت . او از بزرگان كشور درخواست كرد تا به مانند روزهاي پس از فوت امام (ره) رفتار نكنند و اين بار هشدارهاي او را جدي بگيرند نه انكه زماني او در مقام رييس مجلس سوم ، بزرگان كشور را نسبت به انحراف و انحصار آگاه كرده بود ولي به او توجهي نكرده و اينك همان مخاطبانش معترض شده و يا سكوت پيشه كرده اند . گفت وگوي كوتاهي را همان عصر پنج شنبه با مهدي كروبي داشتم كه در نخستين پرسش تحليل او را از رفتار وزارت كشور دولت نهم براي عدم ارائه مجوز پرسيدم واينكه چطور شد كه تصميم برآن گرفته شد كروبي و موسوي به بهشت زهرا بروند . پرسش چنين بود : اوايل هفته گذشته درخواستي از سوي شما و موسوي براي برگزاري مراسم جان باختگان 30 خرداد در مصلي بزرگ تهران ارائه شد وليكن دو روز پس از ان مديركل سياسي وزارت كشور با ادبياتي خاص دولتمردان نهم اعلام كرد كه به هيچ گروه و يا شخصيتي براي برگزاري مراسم مجوزي داده نشده است و البته او تاكيد كرده بود كه گروه هاي سياسي به دنبال سوءاستفاده از حوادث اخير هستند و اين را دليلي براي عدم ارائه مجوز ناميد . در همين راستا شما و موسوي اعلام كرديد كه به بهشت زهرا خواهيد رفت . آيا درخواست شما براي برگزاري مراسم چهلم يك شهروند ايراني كه در اعتراضات اخير جان باخته است امري غيرقانوني بود ؟
بله همان طور كه مي دانيد ما درخواست كرده بوديم كه مراسمي را در مصلي براي گرامي داشت چهلم جان باختگان 30 خرداد برگزار كنيم و حتي اعلام كرده بوديم كه براي انكه حادثه اي رخ ندهد همه را به سكوت دعوت كرده ايم و تنها قرار است كه قران تلاوت شود و بعد هم مردم متفرق شوند . اين همان رفتاري است كه در راهپيمايي هاي اخير نيز داشتيم به طوري كه هميشه مردم را به آرامش دعوت مي كرديم چرا كه ما معتقديم خواسته اي قانوني داريم و به دنبال هيچ گونه حادثه آفريني نيز نبوديم . حتي در راهپيمايي هايي كه خودم حضر داشتم نيز هر گاه مشاهده مي كردم كه مردم شعار مي دهند كه شعارهايي مطلوب نبود فرياد مي زدم كه شعار ندهيد . به عنوان مثال وقتي مي شنيدم كه مردم شعار مي دهند " راي خود را پس مي گيريم "من اعتراض نداشتم ولي وقتي مي شنيدم كه عده اي شعار مي دادند "توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد " من مي گفتم كه ما براي دعوا نيامده ايم و از انها درخواست مي كردم كه اين شعارها را سر ندهند . بنابراين به نظر من مردم خواستي معقول و منطقي دارند مانند اينكه ما نيز براي برگزاري مراسم در چهلم جان باختگان حوادث اخير درخواستي قانوني و منطقي داشتيم ولي از ان ممانعت كردند . چنين بود كه ما ديديم اين درست نيست كه برويم و پشت درهاي مصلي بنشينيم و درگيري هايي ايجاد شود بنابراين تصميم گرفتيم كه به بهشت زهرا برويم و كنار مزار انان فاتحه اي بخوانيم .
گويا اعلام شده براي جلوگيري از سوء استفاده گروههاي سياسي مجوزي داده نشده است . شما اين را مي پذيريد ؟
اين حرف دو جواب دارد . نكته اول اينكه حتي به خانواده ها هم اجازه اي براي برگزاري مراسم حتي در مساجد محلي داده نشد . دومين نكته اينكه اين حادثه اي كه روي داده موضوعي شخصي نيست بلكه افرادي در يك رويدادي جمعي به شهادت رسيده اند . انتخاباتي برگزار شده است كه عده اي معتقدند اين انتخابات سالم برگزار شده است اين عده همان كساني هستند كه اكنون در دولت حضور دارند همان عده اي كه نظارت واجرا را برعهده داشته اند ، پول هاي بيت المال در اختيارشان بوده و هر گونه كه خواسته اند با صندوق هاي راي برخورد كرده اند ، آقاياني كه صدا و سيما و نيروهاي مسلح را در اختيار داشته اند و اينها مدام بر صحت و سلامت انتخابات تاكيد مي كنند . اما يك گروه هم هستند كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است و ادله هاي فراواني هم براي اين استدلال خود دارند . دلايلي كه در آينده اي نزديك ان را به صورت كتابچه اي منتشر خواهيم كرد كه براي آيندگان باقي بماند . حرف هاي بسياري درباره اين انتخابات وجود دارد كه برخي از انان مصلحت است كه مطرح شود و برخي ديگر صلاح به طرح كردن ان نيست . ما بلاغت داريم و بنابر مقتضاي حال صحبت مي كنيم و اول زمينه ها را فراهم و بعد صحبت مي كنيم . بنابراين دسته دومي كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است به حمايت از ما برخاستند و مطمئنا اين افرادي كه در اعتراض به نتيجه انتخابات به خيابان آمدند به احمدي نژاد راي نداده اند بلكه به خاطر تضييع حق كانديداي مورد حمايت خودشان به خيابان آمدند و در اين راه كشته شدند . بنابراين فردي كه در اين حوادث كشته شده است خواست و مطالبه اي داشته و اين طور نبوده كه بخواهد در انتخابات شركت كند تا هيزم تنور آن شود بلكه او به كانديداي خود راي داده و اكنون نيز با اعتقاد به نقلب آشكار در انتخابات به خيابان آمده و از سرنوشت راي خود سوال مي كند و براي اين امر كشته شده است و چنين است كه ما اكنون براي اين افراد مي خواهيم مراسمي را برگزار كنيم . من از همان ابتدا تاكيد مي كردم كه همواره از راي مردم صيانت مي كنم و اكنون نيز مي گويم كه در حد توان از رايشان پاسداري خواهم كرد . بنابراين اكنون مردم خودشان تشخيص داده اند كه به خيابان بيايند و ما هم در كنارشان هستيم . چنين است كه اگر ما براي كساني كه براي صيانت از راي خود به ميدان آمده اند و در حمايت از ما برخاسته اند كشته شده اند مراسمي را براي گرامي داشت ياد وخاطره شان برگزار نكنيم كه انسان هاي ضعيف النفس و بي شخصيت و دين فروشي هستيم كه اينك مردم را در ادامه مسير رها كنيم .
از حادثه اي بگوييد كه عصر پنج شنبه شما شاهد آن بوديد و اين گونه تاثر شما را برانگيخته است .
هنگامي كه به بهشت زهرا رسيديم به سمت قطعه حركت كرديم كه در همان حال مي شنيدم كه مردم مي گويند ما را مي زنند . در همان حال ديدم كه مزار ندا را محاصره كرده اند و نمي گدازند كه به آنجا برويم . به محض اينكه از ماشين پياده شدم جمعيتي به سمت من آمدند و شعارهايي سر مي دادند مبني بر اينكه راي ما را گرفتن و حالا كتكمان مي زنند در همين حال نيروهاي مستقر به سمت مردم هجوم مي آوردند و انها را متفرق مي كردند و گاز اشك آور در هوا پخش شده بود من هم ايستاده بودم و حلقه اي دور من بود . من شاهد ان بودم كه با مردم برخوردهايي شديدي صورت مي گرفت و حتي چنان به زنان حمله مي كردند . تنها به حوادثي كه روي مي داد تماشا مي كردم و فاتحه مي خواندم . در همان حال شاهد ان بودم كه مردم را كتك مي زنند و به حلقه اي كه دور من بود نيز رسيدند و به انها هجوم آوردند به طوري كه يكي از پاسداراني كه همراه من بود و از نزديكان من را كتك زده اند . هركسي كه فكر مي كند من قصد دارم كه براي نفع شخصي صحبت كنم و با به جنجال سازي بپردازم مي تواند به دفتر من بيايد و بدن هاي كبود اين افراد را مشاهده كند .
آيا به شما هم تعرضي صورت گرفت ؟
نه به من ضربه اي نخورد چرا كه اين دوستاني كه اطراف من بودند اجازه نمي دادند كه به من نزديك شوند در همان حال به من گفتند كه تا شما اينجا بايستيد اينها با مردم اين گونه برخورد مي كنند شما برويد تا شايد مردم هم متفرق شوند و از من مي خواستند كه سوار بر ماشينم شوم . ولي من در همانجا ايستاده بودم و با تاثر و تعجب نگاه مي كردم و تنها قرآن مي خواندم . در همان زمان به اين فكر مي كردم كه ما چه وعده هايي داده بوديم و چه حرف هايي زده شده بود و چه مي خواستيم و چه شد . وضعمان به گونه اي شده است كه اكنون شاهد ان هستيم كه جمعي به دور بنده حلقه بزنند كه مرا كتك نزنند و اين واقعه اي كه هيچ گاه در ايران شاهد ان نبوديم . اين حادثه مرا به ياد حادثه اي انداخت كه در سال 66 در عربستان سعودي شاهد ان بوديم زماني كه به ما حمله ای شد و آنجا نيز اطرافيان مرا مي زدند و البته يك ضربه هم به من خورد . اهر چند که در حادثه روز پنج شنبه ضربه ای به من نخورد . االبته آن حادثه در كشوري بيگانه روي داده بود ولي اينك حادثه ای در كشور خودمان روي مي دهد و بر سر مزار كساني كه به خاطر اعتراض به نتيجه يك انتخابات كشته شده اند و تنها خواسته شان اين بوده كه مي گفتند چرا ما را به انتخابات دعوت كرديد و حالا كه آمده ايم راي ما چه شده است ؟ با مردم برخورد می کنند .
شما كه خود شاهد اين حوادث بوديد چه پيامي را مي توانيد به مسئولان چنين برخوردهايي بدهيد ؟
مي خواهم در اين مصاحبه پيامي را به كساني كه غير از ما فكر مي كنند برسانم . آنها كه فكر مي كنند اگر مردم را ببرند و كتك بزنند و دندان ها و سر و كله شان را بشكنند و تحت شكنجه و آزار انها را بكشنند مي توانند شرايط را آرام كنند . من به اين افراد دلسوزانه هشداري مي دهم و مي گويم كه پنبه غفلت را از ايادي دولت و اطرافيانش از گوششان بيرون آورند و گزارش وضع موجود را به صورت واقعي به مقامات بالا و بزرگان نظام منتقل كنند . اصلا مي گويم كه به حرف ما كه از نظر شما شكست خوردگان انتخابات هستيم و فكر مي كنيد كه به خاطر اين شكستي كه بر ما تحمیل شده است اين گونه حرف مي زنيم توجهي نكيند ، ولي به چاپلوس ها و جيره خواران ، كساني كه اين روزها شلوغ كاري مي كنند و سعي در تخريب چهره برخي از بزرگان نظام دارند ، كساني كه از گرفتن اعتراف ها سخن مي گويند ، كساني كه مي گويند راي صفر بوده است ، اناني كه اعلام مي كنند در اين مدت تنها 30 درصد نيروها را به خيابان ها آورده اند ، اناني كه با هلي كوپترها بر بالاي بازداشت گاهها اعمال قدرت مي كنند و فرمان مي دهند ، دوستاني كه معتقدند به آنها وحي نازل مي شود و يا كساني كه معتقدند من و موسوي در باغ وحش را باز كرده ايم نیز توجهي نكنيد بلكه به حرف صاحبان انديشه و فكر كه در درون حاكميت هستند و از طيف خودتان مي باشند توجه كنيد . فضايي را ايجاد كنيد تا مراجع تقليد ، مدرسين دانشگاه و حوزه ، روحانيت مبارز ، روحانيون معتدل ، ارتشي ها و نيروهاي سپاهي ، صاحبان فكر و انديشه كه حتي برخي از آنها از طيف خودتان هستند حرفشان را بزنند . البته فضايي ايجاد شود كه چنانچه انها حرفي را در انتقاد از وضع موجود زدند فورا انها را وابسته به بيگانه و يا استحاله شده از نظام نخوانيد بلكه به نقد ها دلسوزانه انها گوش فرا دهيد . من امروز مي گويم كه پرونده همه در آينده اي نه چندان دور آشكار خواهد شد و مشخص مي شود كه هر كسي چگونه حرف زده است .
به نظر شما آيا برخوردهاي خشن كه طي اين روزها با مردم شكل گرفته است موجب برقراري آرامش دركشور مي شود و يا به تشديد و ملتهب كردن شرايط كمك مي كند ؟
انچه من در اين روزها شاهد بودم حامل عزم و اراده جدي اقشار مختلف مردم براي احقاق حقشان است . اين مردم هنگامي كه كتك مي خوردند حتي دو انگشت خون آلود خود را بالا مي گيرند و مي گويند به سمت مصلي و به مبارزه ادامه مي دهند . مردم را گرفتن و كتك زدن موجب خاموشي آنها نمي شود شايد عده اي از مردم عقب نشيني كنند ولي اين فشارها فضا را بدتر مي كند و به شكل گيري حوادث ناگواري مي شود . برخي از آقايان فكر كرده اند كه با راه اندازي جنجال و هياهو و صحنه سازي در تلويزيون و كشتار مردم مي توانند شرايط را تغيير دهند . اين مردم ديگر عقب نخواهند نشست من به هر جايي كه مي روم چه عروسي و چه عزا مردم تاكيد مي كنند كه تا اخير ايستاده اند و بنابراين فكر مي كنم كه بهتر است مسئولان با بي تدبيري خود يك چاه ويل را درست نكنند و بنابراين من به دست اندركاراران توصيه مي كنم كه اجاره دهند كه همه منتقدان به وضع موجود در فضايي مناسب حرف هاي خود را بيان كنند . من مطمئن هستم كه با چنين برخوردهايي قضايا پيچيده تر و بغرنج تر مي شود و بنابراين بايد عقلا را جمع كنيد و تدبيري بيانديشيد قبل از آنكه خسارات سنگين تري وارد شود و حيثيت اسلام و روحانيت و جمهوري اسلامي ايران خدشه دار شود . بايد در انديشه راه حل معقولي براي خروج از اين بحران بود . به آقايان توصيه مي كنم كه با يك سخنراني و يا خطبه اي در نماز جمعه و يا ارائه تحليلي در صدا وسيما در حمايت از انها مغرور نشوند بلكه فضايي را ايجاد كنند تا همه دلسوزان نظام حرفهايشان را بزنند .
و حرف آخر مهدي كروبي خطاب به مسئولان چيست ؟
من مي خواهم دوباره همان حرفي را كه روزهاي نه چندان دور گفته بودم تكرار كنم . در سال 68 و پس از فوت حضرت امام (ره) من از جايگاه مديريت قوه مقننه همواره نسبت به انحرافات و انحصارطلبي ها هشدار مي دادم و خطاب به بزرگان مي گفتم كه تا شما خودتان گرفتار نشويد احساس خطر نخواهيد كرد ولي من به شما هشدار مي دهم كه روزي در چنين شرايطي قرار خواهيد گرفت . من اين حرف را به كساني گفتم كه اكنون بخشي از انان اعتراضات خود را به صورت صريح مطرح مي كنند و جمعي ديگر در اعتراض سكوت كرده اند . امروز نيز دوباره تذكر و هشدار مي دهم كه چنانچه نسبت به شرايطي كه پيش آمده توجه نكنيد به سرنوشت همان كساني دچار مي شويد كه روزي به انها تذكر داده بودم و البته اين بار اگر به سرنوشت انان گرفتار شويد ممكن است كه همه منافع و مصلحت ملي را قرباني كنيد .
میرحسین موسوی درگذشت سیف الله داد را تسلیت گفت
پارلماننیوز: رییس فرهنگستان هنر، با صدور پیامی ضایعه درگذشت سیفالله داد را تسلیت گفت.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن پیام تسلیت میرحسین موسوی به این شرح است:
"و ان الی ربک المنتهی
گذر از معبر دنیا و نیل به جوار رحمت و کرمش، سنتی است الهی و تغییرناپذیر، و ما شاهدان حسرتزده عبور عزیزانمان از این گذرگاه، جز تأسف بر این داغها و دعای خیر چه میتوانیم کرد.
سیفالله داد، یاری ثابت قدم از یاران انقلاب اسلامی در پیش و پس از پیروزی، هنرمندی متعهد و خلاق، مدیری دلسوز و کارشناسی صاحبنظر از خانواده فرهنگستان هنر بهسوی معبود و خالق خویش پر کشید.
این ضایعه را به خانواده محترم و معززشان و به همه اصحاب فرهنگ و هنر تسلیت میگویم.
میرحسین موسوی
رییس فرهنگستان هنر "
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شکنجه شدهها به کمیسیون اصل90شکایت کنند ، نام شاکی فاش نمیشود
پارلماننیوز: کمیسیون اصل نود مجلس به اعتراضات و شکایات بازداشتشدگان پس از انتخابات و شکنجه شدهها در زندان رسیدگی خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، حسین اسلامی در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سئوال که آیا تاکنون شکایتی از بازداشت شدگان پس از انتخابات و نحوه برخورد با آنها در زندان به کمیسیون اصل نود مجلس رسیده است یا خیر گفت:«تاکنون شکایتی به کمیسیون نرسیده اما در صورت ارائه شکایات کمیسیون آمادگی رسیدگی به آنها را دارد.»
نماینده ساوه تاکید کرد:«بر اساس اصل نود قانون اساسی در کمیسیون اصل90 ما به طرز کار سه قوه رسیدگی میکنیم اما این موضوع منوط به شکایت است.»
عضو کمیسیون اصل نود تصریح کرد:«اگر شکایتی از سوی زندانیان و یا رفتارهای غیر متعارف که در زندان صورت گرفته به کمیسیون ارائه شود ما مسئولان را احضار کرده و به صورت جدی با حضور شاکی موضوع بررسی خواهیم کرد.»
وی در پاسخ به خبرنگاری که به عدم تمایل برخی از بازداشتشدگان به طرح شکایت به دلیل ترس،گفت:«این افراد میتوانند با اعضای کمیسیون صحبت کنند مدارک و مستندات خود را ارائه کنند، اگر این مستندات محرز شد، بدون ذکر نام آنها رسیدگی خواهیم کرد»
اسلامی خاطر نشان کرد:«کمیسیون این تعهد را دارد که نام شاکی را فاش نکند.»
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پنجشنبه 8 مرداد مصلای تهران اینگونه خواهد بود
تا چهلم شهدای سبزمان تنها یک دعا ، یک آرزو و همتی بلند فاصله است …

سخنرانی ۹ ماه پیش قالیباف در جمع فعالان ستاد انتخاباتی در مورد احمدی نژاد

-------------------------------------------------------------------------------------------
مشاور وزیر بهداشت دولت احمدی نژاد: پسرم را زیر شکنجه کشتند
یکی از سرداران سپاه در یادداشتی از چگونگی قتل فرزند مشاور وزیر بهداشت زیر شکنجه پرده برداشت و نوشت: اکنون بسیج را به جایی رسانده اند که جوان سالم حزب اللهی را دستگیر می کنند و جنازه او را تحویل خانواده اش می دهند. پس از آن هم تعهد می گیرند که کفن و دفن به گونه ای باشد که اتفاقی نیفتد.
یادداشت حسین علایی که توسط هیچ کدام از مطبوعات جمهوری اسلامی به چاپ نرسیده است بازداشت مقتول را از قول دکتر عبدالحسین روح الامینی اینگونه شرح می دهد:محسن را در روز پنج شنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه ۱۹ تیرماه آنها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می نمایند.
رییس انستیتو پاستور درباره پی گیری های خود به نویسنده مقاله گفته است:"من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هرکدام از خود سلب مسؤلیت می کردند. دو هفته را اینگونه سپری کردم، به هرکجا سر می زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبرو می شدم."
او در مورد نحوه مطلع شدن از خبر مرگ فرزندش گفت:فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت، شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض می کنم. من فکر کردم که می خواهد بلوف بزند و مرا بترساند، بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم را می دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم.
عضو سابق شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی درباره چگونگی مرگ فرزندش گفت:"فرزندم را وقتی که گرفته اند مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده اند. جنازه اش را که دیدم متوجه شدم که دهانش را خرد کرده اند.آنها او را به شدت، کتک زده و زیر شکنجه کشته اند.بعد از مجروح شدن، به او نرسیده اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است. او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنج شنبه جسد او را به سردخانه تحویل می دهند. آنها، پس از یک هفته، ما را در جریان قتل فرزندم، قرار دادند."
او اضافه کرد برای تحویل جسد از آنها تعهد گرفته اند از هیچ کسی شکایت ندارند و برای تشییع جنازه هم با تعهد خود او و عزت الله ضرغامی،رییس صدا و سیما، به شرط آنکه مراسم زیاد طول نکشد اجازه برگزاری داده اند.
در مراسم تشییع جنازه به نقل از نویسنده اشخاصی چون آقایان احمد توکلی، حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صدر، رئیس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی، از دفتر رهبری، رجبی معمار، رئیس شبکه پنج سیما، علی عسگری، معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس شرکت داشته اند.او از قول پدر محسن امین اللهی اضافه کرده است:اکنون بسیج را به جایی رسانده اند که جوان سالم حزب اللهی را دستگیر می کنند و جنازه او را تحویل خانواده اش می دهند. پس از آن هم تعهد می گیرند که کفن و دفن به گونه ای باشد که اتفاقی نیفتد.

موسوی: اعیاد، فرصتی برای بروز خلاقیتهای نهضت سبز است
چرا اینقدر مردم را آزار میدهید؟
آزادی کجاست؟
این فعال سیاسی اظهار داشت: پس از مخالفت صریح و مکتوب معظم اله با انتصاب رحیم مشایی، احمدی نژاد با پافشاری ها و رفتارهای نا مناسب به سمت رهبری نشانه گیری کرده و موضع گیری هیچکدام از علما، فقها، ائمه جماعات، حامیان و اصولگرایان هم جناح خود و مخالفین موجب پایین آمدن وی از موضع و انتخاب خود نشد.
نماینده مجلس هشتم تصریح کرد: احمدی نژاد پس از اعلام مخالفت صریح مقام معظم رهبری و دستور ایشان مبنی بر کن لم یکن بودن انتصاب فوق از طریق صدا و سیما، از موضع خود کنارگیری نکرد بلکه رحیم مشایی با توجه به رویدادها استعف اداد.
وی افزود: احمدی نژاد بی اعتنا به نظر ولایت فقیه رحیم مشایی را بار دیگر در پست حساسی از دولت نهم قرار داد.
کاتوزیان اضافه کرد: وی در همین راستا همه وزرایی را که نسبت به اقدام احمدی نژاد مخالفت کرده و از دستورات رهبری تبعیت کرده اند از کابینه خود اخراج کرد.
این فعال سیاسی با اشاره به اینکه رفتارهای احمدی نژاد، رفتار فردی معتقد و متعهد به نظام فکری مبتنی به ولایت فقیه نیست، گفت: قبل از هر چیزی حتی رای اعتماد کابینه، باید نسبت به رفتارهای اخیر بازنگری شود و تبعیت و التزام پذیری رئیس جمهوری از مقام معظم رهبری مورد برسی قرار بگیرد.
نماینده مجلس هشتم با بیان اینکه تبعیت از رهبری، در آغوش گرفتن و بوسیدن دست ایشان نیست، افزود: در تبعیت و تعهد به ولایت فقیه باید التزام عملی به ولایت و قانون اساسی وجود داشته باشند و تمام موارد قانون از جز تا کل مورد مقبولیت واقع شود.
وی با بیان اینکه با رفتارهای اخیر احمدی نژاد، حجت به همه کسانی که در ولایت پذیری وی تردید داشتند، تمام شده است، اظهار داشت: شورای نگهبان باید در صلاحیت و کفایت ایشان تجدید نظر کند.
کاتوزیان افزود: خط قرمز کشور ما، ملت و همه مسئولان، رهبری و ولایت فقیه است که اکنون احمدی نژاد اقدام به خط شکنی کرده است و بر همین اساس تا زمانی که التزام و تبعیت ایشان از رهبری مورد بررسی قرار نگیرد، هیچ امر دیگری در دستور کار قرار نخواهد گرفت.
پگاه آهنگرانی دستگیر شد
برطبق خبرهای تایید نشده پگاه آهنگرانی روز یکشنبه (۴ مرداد) دستگیر شده و از شرایط کنونی او هیچ اطلاعی در دست نیست. گفته میشود که دستگیری پگاه آهنگرانی بخاطر فعالیتهای او در مخالفت با تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بوده است. این هنرپیشه جوان همراه بسیاری دیگر از هنرمندان سینما به صف جنبش اعتراضی علیه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری پیوسته بود. پگاه آهنگرانی فرزند منیژه حکمت و جمشید آهنگرانی است که هر دو کارگردان هستند. او هنرپیشه فیلمهاییست چون زندان زنان، دختری با کفشهای کتانی و مکس.
علیخانی: مردم هواپیماهای روسی را تحریم کنند
دولت ارزشی برای جان مردم قایل نیست
سفیر ایران به روسها گفته توپولوف بهتر از ایرباس است
پارلماننیوز: یکی از نمایندگان مجلس هشتم به مردم توصیه کرد با تحریم هواپیماهای روسی از این پس با هواپیمای توپولف مسافرت نکنند.
قدرتالله علیخانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، با ابراز تاسف از دو سانحه هوایی اخیر هواپیماهای روسی در قزوین و مشهد تاکید کرد:«بر اساس آمار موجود، تاکنون بیش از 20 هواپیمای روسی در ایران سقوط کرده و مردم متحمل خسارات سنگین شدهاند.»
وی بابیان اینکه سوانح اخیر هوایی در اطراف قزوین و مشهد مایه تاسف بود، تصریح کرد:«همه این اتفاقات مربوط به این است که دولت ارزشی برای جان مردم قایل نیست.»
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس گفت:«یک خانمی در مورد هواپیمایی که در مشهد دچار سانحه شد عنوان کرده که قبل از پرواز"در"هواپیما اصلا بسته نمیشد و بدتر از همه بعد از این سانحه مشخص شده مجوز این شرکت برای پرواز قبلا لغو شده بود.»
علیخانی با بیان اینکه کسانی که عهدهدار مسئولیت پرواز و نگهداری هواپیماها هستند باید مورد مواخذه قرار گیرند و پاسخگو باشند، تصریح کرد:«وزیر و رییس جمهور باید در این زمینه پاسخگو باشند.»
نماینده قزوین خاطر نشان کرد:«در دنیا اگر یک حادثه تلخی پیش آید مثلا اگر مساله امنیتی باشد، وزیر کشور استعفا میدهد؛ در مساله هوائی وزیر راه استعفا میدهد، اما متاسفانه در کشور ما اینگونه نیست چرا که برای جان مردم ارزش قایل نیستند.»
عضو کمیسیون امنیت ملی تاکید کرد:«در روزنامهها خبر وحشتناکی خواندم که نوشته بودند قرار است برای خرید 100 فروند از همین هواپیماها قرارداد ببندند که اگر این اتفاق رخ دهد فاجعه است.»
وی ادامه داد:«سفیر ما در روسیه برای اینکه به روسها چراغ سبز نشان دهد، گفته است هواپیمای توپولف بهتر از ایرباس است من نمیدانم در مغز اینها چه هست؟چطور این را سفیرش کردند؟چگونه فکر میکند؟حالا که در روسیه است برای خوشایند آنها چنین حرفی میزند.»
نماینده مردم قزوین افزود:«ما باید قراردادهای توپولفی که با روسیه داریم را لغو کنیم به دلیل اینکه اینها امتحان خوبی در دنیا پس ندادند.»
علیخانی گفت:«حوادث اخیر کاملا دردناک بود و امیدوارم مسئولین به هوش بیایند و از روسیه هواپیما خریداری نکنند، به دلیل اینکه در دنیا و آخرت باید جوابگو باشند.»
وی تاکید کرد:«مسئولین با این قراردادها جان مردم را به خطر نیندازند و به مردم توصیه میکنم توپولف سوار نشوند.»
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کودتا در وزارت اطلاعات
!
سایت موج سبز در خبری بر اساس گزارش رسیده از بازنشستگی معاونین و چند کارشناس وزارت اطلاعات خبر داده و آورده است :
شنیده شده که در روزهای قبل از برکناری وزیر اطلاعات، دو معاون وزیر و چندین کارشناس تا حد مدیرکل نیز در این وزارتخانه از سمتهای خود برکنار و مجبور به بازنشستگی شدهاند.بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» تعداد کارمندان ردهبالای وزارت اطلاعات که پس از انتخابات برکنار و یا مجبور به بازنشستگی شدهاند، بالغ بر 20 نفر است که دو تن از آنها در ردهی معاون وزیر و بقیه در سطح مدیرکلی و سطوح پایینتر بودهاند. این گزارش حاکی است علت اصلی تغییر و تحولات اخیر در این وزارتخانه، گزارش تیم ویژهی وزارت اطلاعات در خصوص پرونده انقلاب مخملی است. تهیهکنندگان این گزارش با مطالعهی تمام پروندهها و بازجویی مجدد از تعدادی از بازداشت شدگان اخیر، نتیجه گرفتهاند که اتهام تلاش برای انقلاب مخملی واقعیت ندارد.نویسندگان این گزارش که دو نسخه از آن برای رهبری و رئیس دولت هم ارسال شده، نتیجه گرفتهاند که مجموعه اتفاقات پس از انتخابات نه تنها هیچ ارتباطی با خارج از کشور ندارد، بلکه هیچ تدارکی از قبل برای آن وجود نداشته و قابل پیشبینی هم نبوده است.گفتنی است اولین واکنش احمدینژاد به تهیهی این گزارش در وزارت اطلاعات، این بوده که سراسیمه به وزارت اطلاعات رفته و بدون اینکه با وزیر و معاونانش جلسه بگذارد، در جلسهای عمومی با کارکنان ستاد این وزارتخانه گفته است: من از سپاه کاملا راضی هستم، از وزارت هم اصلا راضی نیستم. وی همچنین گفته است: توطئهی دشمنان برای براندازی نرم باید افشا شود و انتظار دارم وزارت اطلاعات در این زمینه فعالتر باشد. احمدینژاد همچنین چند روز بعد در جلسهای شخصا خواستار برکناری دو معاون وزیر اطلاعات و بررسی نقش دیگر دستاندرکاران تهیهی گزارش مذکور شده است.در همین راستا، گزارش تایید نشدهی دیگری حاکی است محسنی اژهای، وزیر معزول اطلاعات، پیش از این در یک جلسه به چند مقام ارشد دولت خبر داده که حدود نیمی از پرسنل این وزارتخانه به میرحسین موسوی گرایش دارند.--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آیتالله یوسف صانعی
:«
دولت نامشروع، پروندهاش را سنگینتر نکند»
آیتالله یوسف صانعی با «نامشروع» خواندن دولت برآمده از انتخابات، از «آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بودهاند»، خواسته که «توبه» کنند و رضایت آسیبدیدگان حوادث اخیر را جلب کنند.این مرجع تقلید افزوده است که این اقدامات انجام شود تا «پرونده دولت بیش از مسئله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که بهوسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل میشود، سنگینتر نگردد
.»وی هشدار داد که ادامه «ظلمها و اذیتها» به قطع یقین در آیندهای نه چندان دور، باعث «ذلت و گرفتاری ستمکاران» خواهد شد
.آقای صانعی در پاسخ به نامه محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی که از مراجع تقلید شیعه خواسته بودند در برابر بازداشت معترضان به نتیجه انتخابات سکوت نکنند، اظهار امیدواری کرده که تا «دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده شهدای حوادث اخیر داده شود
.»آیتالله صانعی همچنین اظهار امیدواری کرده که «به جای اینکه سینه و قلب جوانان» نشانه رود، به اعتراضهای «توده مردم» توجه شود که «همه ظلمها و اذیتها و اعترافگیریها و دروغ پردازیها نه تنها منجر به تقویت حکومت نمیشود، بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد
.»متن کامل پاسخ آیتالله صانعی
وی تصریح کرده که باید به سمتی حرکت شود که «منطق، آزادی بیان، صدق و راستی و دفاع از حقوق انسانها جایگزین ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحی و جسمی که ماحصل دولتهای غیر مردمی، مستبد و خودخواه است»، شود.
آیتالله صانعی اظهار امیدواری کرده است که «به جای اینکه سینه و قلب جوانان» نشانه رود، به اعتراضهای «توده مردم» توجه شود
این مرجع تقلید اضافه کرده است: «اینگونه ظلمها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند، از گناهان کبیره به شمار میرود
.»وی خطاب به معترضان به نتیجه انتخابات نوشته است: «مبادا فشارها و اذیتها و حقکشیها موجب یأس و نا امیدی شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق یابد، بلکه باید راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعایت حفظ امنیت و رفتار مسالمتآمیز ادامه داد
.»آیتالله عبدالکریم موسوی اردبیلی از دیگر مراجع تقلید شیعه است که در پاسخ به نامه این سه تن، خواستار آزادی هر چه سریعتر بازداشتشدگانی شد که جرم آنها «احراز» نشده است
.این مرجع تقلید افزوده است که «پرونده دولت بیش از مسئله انتخابات و عدم مشروعیت شرعی و مقبولیت که بهوسیله قانون اساسی با رأی قطعی و بدون تردید توده مردم حاصل میشود، سنگینتر نگردد
»آقای موسوی اردبیلی با «تاسفبار» خواندن اتفاقات اخیر ایران، از مسئولان و دستاندرکاران خواست: «هرچه سریعتر نسبت به ترمیم شکافهای ایجاد شده و جبران آسیبهای وارد آمده اقدام نمایند و در جهت بازسازی اعتماد مردم به نظام تلاش کنند
.»پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز از نهادهای مرتبط با بازداشتها خواسته بود که افراد دستگیر شده را آزاد کنند
.در زندانهای ایران آنطور که نهادهای مدافع حقوق بشر اعلام کردهاند، صدها نفر در بازداشت به سر میبرند و بیم آن میرود که برای اعترافگیری تحت فشارهای روحی و جسمی قرار گرفته باشند
.شهادت یکی دیگر از دانشجویان در زندان اوین بنام امیر جوادی
امیر جوادیفر، دانشجوی رشته مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین که روز 18 تیر بازداشت شده بود در زندان اوین کشته شده است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به گزارش "تابناک" این اطلاعیه که در خبرگزاری مهر منتشر شده به شرح زیر است:
با بزرگداشت فرخنده روز سوم شعبان و یاد قافله سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت حسین بن علی (ع) بدینوسیله از محبتها و الطاف صمیمانه مردم فهیم و دلسوز، مسئولان محترم نظام، نخبگان و اساتید محترم دانشگاه و فعالان سیاسی ـ اجتماعی از طیفهای مختلف در اظهار همدردی و مشارکت در مصیبت فرزند دلبندمان زنده یاد محسن روح الامینی نجف آبادی تشکر و قدردانی می نماییم و با توجه به برخی اطلاعات واصله مبنی بر احتمال بروز التهاب و ناآرامی در مجلس بزرگداشت امروز یکشنبه 4/5/88 و فقط به دلیل حفظ امنیت و آرامش مردم و پرهیز از هرگونه خشونت از برگزاری این مراسم صرف نظر می کنیم.
بدیهی است اینجانب و خانواده ام با کمک سایر دوستان متعهد و انقلابی مصمم به پیگیری جدی برای روشن شدن تمامی ابعاد این حادثه ناگوار و اصلاح برخی شیوه های ناکارآمد، از طریق قانونی خواهیم بود.
همدردی و اظهار محبتهای شما همراهان که به طرق مختلف و به ویژه به صورت مکتوب واصل می شود حاکی از شکل گیری و برگزاری یک جلسه ختم مجازی با شکوه و پر از معنویت و راهگشا برای آینده کشور است.
زيمنس به دلیل فروش دستگاههای شنود به ایران با تحریمهای جهانی مواجه شد
روزنامه اعتماد به نقل از روزنامه واشنگتن تايمز مي نويسد؛ زيمنس يکي از بزرگ ترين شرکت هاي مهندسي جهان ممکن است به دليل فروش تجهيزات شنود به دولت جمهوري اسلامي ايران، بستن قراردادي چند ميليون دلاري با اداره حمل ونقل شهري لس آنجلس را از دست بدهد.
وقايع اخير ايران و ارتباط شرکت زيمنس با اين کشور ميتواند بر روند رايگيري هيات مديره اداره حمل ونقل شهري لس آنجلس که تعيين مي کند کدام شرکت تهيه واگنهاي قطار براي لس آنجلس را برعهده خواهد گرفت، تاثير بگذارد. «ريچارد کتز» عضو هيات مديره اداره حمل ونقل شهري لس آنجلس در اين باره گفت؛ «هنگامي که شهرداري و هيات مديره خودداري از سرمايهگذاري در ايران را تشويق مي کند، مذاکره ما با زيمنس يا هر شرکت ديگري که با ايران طرف معامله است، اقدامي متظاهرانه خواهد بود.» قرار است هفته جاري، هيات مديره اداره شرکت حمل ونقل شهري لس آنجلس تصميم بگيرد که آيا قرارداد فعلي خود با شرکت ايتاليايي «آنسالدوبردا» را براي ساخت 100 واگن قطار براي مترو لس آنجلس تمديد کند يا خير.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هشدار آيت الله دستغيب به مجلس خبرگان
آيت الله علي محمد دستغيب به بيانيه اخير مجلس خبرگان رهبري واكنش نشان داد.
نماينده فارس در مجلس خبرگان در اين بيانيه كه امروز در سايت شخصي اش منتشر شد،تاكيد كرده است كه"سؤال اينجا است كه سخن اكثريت اين است كه رأى ما كجا رفت؟"
بيانيه اين مرجع تقليد اينگونه آغاز مي شود: «بيانيهاى را مشاهده كردم كه جمعى از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى صادره كردهاند. اينجانب بعنوان يكى از اعضاء خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مىكنم: مىفرماييد چهل ميليون نفر در انتخابات شركت كردند. اما سؤال اينجا است كه سخن اكثريت ايشان اين است كه رأى ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته آنها احترام مىگذاشتيد و اهميت مىداديد كه الان هم دير نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد باز شمارى مىكرديد، بر شما معلوم مىشد كه خواست آنها غير عقلايى نبوده.»
آيت الله دستغيب خطاب به مجلس خبرگان مي گويد:« خوب بود شما به شكنجههاى نامشروع در زندانها كه هر روز جسدهايى تحويل داده مىشود اعتراض مىكرديد.»
اين نماينده مجلس خبرگان كه هفته گذشته با صدور بيانيه اي از پيشنهادهاي آيت الله هاشمي رفسنجاني دفاع كرده بود،در بيانيه جديدش نيز تاكيد مي كند:«بعضى افراد فكر مىكنند كه دفاع از خطبه روز جمعه 26/4/88 آيت اللَّه هاشمى دفاع از شخص هاشمى و مقابله با مخالفين هاشمى است، در صورتيكه هر شخص فهيم اين خطبه را تقدير مىكند و نقطه قوّت جهت استمرار جمهورى اسلامى ايران مىداند چون مطالب جناب آقاى هاشمى همان مطالبات مردم است كه امام امت(رحمه الله) براى آنها احترام قائل بود.
شما آيت اللَّه هاشمى رفسنجانى را نصيحت كرديد، اما ظاهراً فراموش كردهايد كه ايشان بعد از فوت امام امت(رحمه الله) بدون فوت وقت و با وجود حضرات آيات صافى گلپايگانى و اردبيلى و مشكينى و امينى و ديگر بزرگان از علماء، ايشان براى حفظ نظام همه توان خود را گذاشت و با سخنان خود خبرگان را آماده كرد كه به حضرت آيت اللَّه خامنهاى رأى بدهند، با آن حساسيت زمانى كه يقيناً مكتوب است، آنگاه كسى نگفت خلاف نظام سخن مىگويد و خلاف نظام عمل مىكند، موجب تفرقه شده، اما اكنون كه حقايقى بر خلاف ميل شما مىگويد و بر همه شما خوب واضح است كه حقيقت چيست حالت اعتراض داريد. اين انصاف است؟ پس غرض از اين بيانيه حفظ نظام نيست.»
آيت الله دستغيب تاكيد كرده است كه اعترافاتي كه به" عنوان مدرك جرم" در زندان گرفته مي شود،"هيچ مرجعى چنين فتوايى جهت صحت چنين اعترافاتى نمىتواند بدهد و از نظر شرعى و قانونى مدرك نمىباشد."
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
احمدی نژاد بی نقاب!
حوادث بعد از انتخابات گرچه خيلي تلخ بود و باعث شهادت نداها و سهراب هاي فراواني شد ، اما چند نكته ي مهم را در پي داشت كه ذهن هر انساني كه داراي وجداني بيدار باشد را به خود مشغول مي كند. از نكات منفي و مثبت آن مي توان به مواري كه ذهن كوچك اين حقير با آن دست يافته است اشاره كرد:
١- ساليان ، سال همه فكر مي كردند كه مردم ايران خاموش اند و انگيزه اي براي حضور و اعتراض ندارند ، حتي خود من هم كه قبل از انتخابات پس از شنيدن شعار " اگه تقلب بشه، ايران قيامت مي شه" هيچ وقت فكر نمي كردم كه واقعا" چنين اتفاقي بيفتد. و اين اتفاقات به حاكمان اين درس را داد كه مردم غيور ايران هيچ وقت از حق خود نخواهند گذشت و از بيدار ترين مردمانند.
٢- دست كساني كه به راحتي در راي مردم دخالت مي كنند براي تمامي كساني كه وجدان دارند نيز، رو شد. بنده به عنوان شخصي كه در يك خانواده ي انقلابي و مدافع هميشگي امام و خط امام بزرگ شده ام ، تا قبل از انتخابات و پس از مواجهه با كساني كه بر اين اصل معتقد بودند كه " اسم هركسي رو كه بخوان از صندوق در ميارن" خنده ام مي گرفت و متعجب مي شدم و برايش توضيح مي دادم كه نه اين طور كه مي فرمائيد نيست اما پس از انتخابات متوجه شدم كه چنين اتفاقي هم به راحتي مي افتد. بنده يقين دارم كه اين اتفاق از زمان زمامداري محمود احمدي نژاد افتاده است و تقلب در اين سطح تا به حال وجود نداشته است. و دست چنين انسان هايي هم برايم رو شد و سعي مي كنم كه ديگر فريب اين چنين افراد را نخورم.
٣- در تمامي كشورهايي كه ادعاي دموكراسي مي كنند، ، چه حكومت هاي ديني ، چه حكومت هاي غير ديني ، مهمترين پشتوانه ي آن حكومت ، مردم هستند و نه خدا. بله پرورگار بي همتا بر تمامي اين كارها نظارت دارد ولي نه به اين صورت كه بتوان ادعا كرد كه حكومت ما را تاييد كرده است ، زيرا آنهايي هم كه اين ادعا را مي كنند ، مي دانند كه خداوند با آخرين بشري كه صحبت كرده است ، كسي نيست جز محمد رسول الله (ص) كه از زمان فوت محمد رسول الله (ص) نزديك به ١٤٠٠ سال مي گذرد . اعتماد مردم بزرگترين پشتوانه ي يك حكومت است كه پس از انتخابات اين اعتماد در سطح مردم از دست رفت و به اين سادگي هم باز نمي گردد، و مي توان گفت كه جمهوري اسلامي در حال حاضر از كم ترين اعتماد عمومي در عمر ٣٠ساله ي خود برخوردار است. و از بين رفتن اعتماد مردم يعني از بين رفتن دموكراسي يا همان جمهوريت نظام كه اين شيوه هرگز با سيره ي امام خميني سازگار نمي باشد.
۴-افكار و انديشه هاي واقعي گروه ها و افراد براي مردم روشن شد و نقاب ها از صورت ها كنار رفت و خيلي از مسائل براي همگان روشن شد. محمود احمدي نژاد كه اصلاح طلبان رامتهم به قبول نداشتن ولايت فقيه مي كرد ، نشان داد كه چقدر به رهبر و ولايت فقيه احترام مي گذارد. در پي انتصاب اسفنديار رحيم مشايي پس از ٦ روز با پاسخي سرد و بي ادبانه به آيت الله خامنه اي بركناري مشايي را با توجه به اصل ۵٧ قانون اساسي به رهبري گوش زد كرد و تلويحا" اعلام كرد كه من مشايي را بركنار نكردم و با اين بركناري مخالف بودم ، بلكه شما بركنار كرديد. و ساعاتي پس از اين جواب به آيت الله خامنه اي در حكمي اسفنديار رحيم مشايي را به عنوان رئيس دفتر و مشاور عالي خود معرفي كرد و در آن حكم به رحيم مشايي اعلام نمود كه بر اثر جوسازي سايت ها و روزنامه ها مجبور به اين كار شد و شخصا" از اين اقدام راضي نبوده است و تلويحا" از آيت الله خامنه اي انتقاد كرد و منظورش اين بود كه آيت الله خامنه اي تحت تاثير جوسازي ها قرار گرفته است. قابل توجه است كه نامه ي احمدي نژاد به آيت الله خامنه اي خيلي كوتاه و سرد و شامل ٢خط بود ولي حكم مشايي در ٢پاراگراف بلند و خيلي گرم بود. اين حركات توسط فردي انجام مي شود كه خود را پيرو خط رهبر مي داند و بارها و بارها ، اصلاح طلبان را به ضديت با ولي فقيه متهم كرده است.
از نكات مثبت و منفي بالا مي توان دريافت ، جرياني كه با محمود احمدي نژاد به روي كار آمده اند، دقيقا" در مقابل خط فكري امام و ياران امام هستند و هدفشان ضربه زدن به نظام است، اميدوارم كه اين حركات از عمد نباشد و نشات گرفته از بي تدبيري آنان باشد. كه بايد جلوي اين حركات را گرفت.
با نوشتن اين نكات شايد سرنوشت من هم مانند شهدا، ندا ها و سهراب ها شود ولي چه باك؟! ، كه نهضت سبز همچنان باقي است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
علی مطهری: دولت احمدی نژاد دیگر رسمیت ندارد
نماینده تهران در مجلس گفت احمدی نژاد باید بر اعصابش مسلط باشد.
به گزارش مهر علی مطهری با بیان این مطلب گفت: بر اساس قانون و به دلیل تغییر نیمی از کابینه تا زمان برگزاری جلسه رای اعتماد به دولت دهم ، عملا دولتی نخواهیم داشت.
وی با ابراز تعجب از اقدام اخیر محمود احمدی نژاد در برکناری برخی وزرای کابینه اظهار داشت: این اقدام آقای احمدی نژاد حرکتی غیرمعمول بوده است.
مطهری با اشاره به تاکیدات قانونی در خصوص لزوم اخذ رای اعتماد مجدد کابینه در صورت تغییر نیمی از اعضای آن تصریح کرد: با توجه به اینکه طبق قانون اساسی تعداد وزرایی که تغییر کرده اند بیش از نصف اعضای کابینه را شامل می شود ، دولت از رسمیت افتاده و بنابراین ما تا زمان برگزاری جلسه رای اعتماد به وزرای دولت دهم دولتی نخواهیم داشت.
مطهری ادامه داد: اینکه انجام چنین حرکتی از سوی آقای احمدی نژاد چه ضرورتی داشته برای من قابل درک نیست و گویی که ایشان در وارد کردن کشور به التهاب تعمداتی دارند.
این نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به انتشار برخی اخبار مبنی بر احتمال عزل وزرای معترض به رویکرد احمدی نژاد در خصوص ماجرای انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اول رئیس جمهور، گفت: قطعا اگر برکناری وزرای مذکور به این دلیل بوده باشد قبح این حرکت دو چندان خواهد بود چرا که موضوع در این صورت ابعاد شخصی پیدا کرده و دیگر ارتباطی با مصالح کشور نخواهد داشت.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توكلی: اقدامات احمدی نژاد توجيه عقلانی ندارد
احمد توكلي رئيس مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي افزود: اقدامات آقاي احمدي نژاد درباره عزل وزرا هيچ توجيه عقلاني ندارد و كشور را در شرايط سختي قرار ميدهد. اين نحوه رفتار بدترين پاسخ به اعتماد بيست و چهار و نيم ميليون رأي دهنده به ايشان است.
وي گفت: وزرايي كه اخبار عزل آنها منتشر شده است از جمله 5-6 وزيري بودند كه نسبت به معاون اولي آقاي مشايي معترض بودند و براي اين كار اقدام به نامهنگاري هم كرده بودند. البته تعداد مخالفان و معترضان به آقاي مشايي در دولت بيش از اين افراد بود.
وي اظهار داشت: اين طرز برخورد با وزراي كابينه به دليل اعتراض به رفتار رئيس جمهور نه با ضوابط اسلامي سازگار است و نه با مصالح دولت و ملت.
وي يادآور شد: مشكل مهمي كه با عزل آقايان صفار هرندي و محسني اژهاي پيدا ميشود مربوط به اصل 136 قانون اساسي است كه ميگويد اگر بعد از راي اعتماد و در طول دوره دولت، نصف اعضاي كابينه تعويض شدند، دولت مجبور است كه مجددا براي آنها از مجلس رأي اعتماد بگيرد. باتوجه به اينكه تعداد اعضاي تغيير يافته كابينه با اين تغييرات به 11 نفر افزايش مييابد؛ به اين ترتيب بيش از نصف اعضاي كابينه تغيير كرده است و دولت مجبور است مجددا براي هشت روز باقيمانده از مجلس رأي اعتماد بگيرد.
احمد توكلي تأكيد كرد: اصل 136 دلالت بر فوريت دارد و تأخير در معرفي وزرا را جايز نمي داند.
وي تأكيد كرد: من نميدانم چه مصلحت سياسي به نظر رئيس جمهور رسيد كه در آستانه تنفيذ دوره آينده و تحليف مجلس، خود را در شرايطي قرار داد كه مجبور است در روزهاي آينده براي دولت تقاضاي رأي اعتماد كند. بنا بر اين طبيعي است با اين مقدمات، مجلس بر اساس آنچه كه رئيس جمهور دوست دارد، واكنش نشان نخواهد داد.
وي گفت: چنين شرايطي اداره كشور را به شدت سخت ميكند و اين نحوه رفتار بدترين پاسخ به اعتماد بيست و چهار و نيم ميليون رأي دهنده به ايشان است.
احمد توكلي در پايان خطاب به رئيس جمهور تأكيد كرد: توصيه من به آقاي رئيس جمهور اين است كه از اين تصميم دست بكشد تا مجبور به تقاضاي رأي اعتماد براي دولت نهم نشود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر دم از اين باغ بري مي رسد! كردان بازرس ويژه رييس جمهور مي شود
علي كردان به عنوان بازرس ويژه رئيس جمهور منصوب خواهد شد
.به گزارش خبرنگار سياسي مهر ، ژ محمود احمدي نژاد ، علي كردان را به عنوان مسئول بازرسي رياست جمهوري برگزيده است.
حكم رئيس جمهور براي انتصاب علي كردان به عنوان بازرس ويژه رئيس جمهور به زودي صادر خواهد شد.
علي كردان كه پيش از صادق محصولي به عنوان وزير كشور در دولت نهم منصوب شده بود، پس از برگزاري جلسه استيضاح در مجلس شوراي اسلامي از اين مقام بركنار شد.
پيش از اين گفته مي شد كه احتمال انتصاب كردان به معاونت اجرايي رئيس جمهور يا دبير هيات دولت هم وجود دارد.
پسر بچه ای به دوستاش داشت می گفت
من بسیجی ام ، الان همه تونو با باتوم میزنم !
-------------------------------------------------------------------------------------
سردار ! یک عذرخواهی بزرگ به مردم بدهکارید
آقای محسن رضایی ، آیا خبر شهادت محسن روح الامینی را شنیدید ؟ حتما فراموش نکرده اید که پدر محسن در زمان تبلیغات انتخاباتی عضو ارشد ستاد شما بود ؟ آیا به او تسلیت گفته اید ؟ آیا اصلا توان نگاه کردن در چشمان این پدر را دارید ؟ شاید می پرسید گناه شما چیست ؟ آقای محسن رضایی ، گناه شما آن است که زمانی که هواداران آقایان کروبی ، موسوی و حتی خود شما برای احقاق حقوقشان کتک می خوردند ، شما خود را کنار کشیدید . با توجیهاتی که هیچگاه هم در عمل به مدیریت و یا کاهش بحران کمکی نکرد ، شکایت خود را پس گرفتید. آن زمان که مردم بی دفاع مورد وحشیانه ترین سرکوبها قرار می گرفتند ، شما بجای آنکه حتی شده برای یکبار در میان آنها باشید ، تنها به گفتن “ای کاش من باتوم خورده بودم” بسنده کردید. بجای محکوم کردن صریح و بی پرده ی این خشونتها ، به چندین بیانیه ی محافظه کارانه و سیاست یکی به نعل و یکی به میخ اکتفا کردید. بر خلاف ادعاهای تبلیغانی خودتان که “نتوانستم معنا ندارد” در پاسخ به یکی از کاربران سایت خود نوشتید “نتوانستم”! آقای محسن رضایی ، شما یک عذر خواهی بزرگ نه تنها به محسن ، نه تنها به پدرش که به تمامی مردم بدهکارید. برای آنکه برخلاف ادعایتان که گفتید “تا آخر عمر در کنار شما خواهم ماند” ، حتی لحظه ای هم در کنار مردم و حتی طرفداران خودتان نبودید. برای آنکه در کنار محسن ها نبودید . برای آنکه ترجیح دادید ، سرداری پشت میز باشید تا سربازی در میان مردم. آقای محسن رضایی ، محسن روح الامینی سردار نبود ، اما یک مرد بود. شهادتش مبارک
-------------------------------------------------------------------------------------
نامه سرگشاده خاتمي،موسوي و كروبي به مراجع تقليد

تنها راه برون رفت از این وضعیت، آزادی تمامی بازداشتشدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است.
سيد محمد خاتمي،مير حسين موسوي،مهدي كروبي و تني چند از چهرههاي شاخص اصلاحطلب در نامه سرگشادهاي به مراجع عظام تقليد با اشاره به بازداشتهاي بعد از انتخابات از آنها خواستند بعنوان مرجع و ملجأ ملت شریف ایران پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوههای قانونگریزانه را به دستگاههای ذیربط خاطرنشان كنند.
در بخشي از اين نامه خطاب به مراجع آمده است: همانگونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیریها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیماییهای مسالمتآمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش اعتراضات مردمی افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد.
امضا كنندگان اين نامه در ادامه با اشاره به بازداشت فعالان سياسي،روزنامه نگاران و دانشگاهيان تاكيد ميكنند: بازداشتهای انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاهها، فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، که بدون صدور مجوزهای قانونی صورت گرفته به هیچ روی زیبندة نظام و کشوری که داعیة برپایی قسط و عدل دارد نبوده و نخواهد بود و چهرة جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد.
در بخش ديگري از اين نامه با انتقاد از نحوه رفتار با بازداشت شدگان و پخش احتمالي اعترافات آنها از صدا وسيما آمده است:
دستگاههای تبلیغاتی دولتی و بویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعترافهای نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد که تنها و تنها برای پاسداشت جمهوریت نظام شکل گرفت. این روزها خانوادههای نگران و بیاطلاع از وضعیت عزیزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانونی با درهای بسته روبرو میشوند. اینک کار را بجایی رساندهاند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی مینمایانند و این در حالی است که بارها در بیانات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و مسئولان بلندپایة نظام اینگونه فعالیتها مورد تأیید و تشویق قرار گرفته است.
امضاء كندگان نامه با اشاره به وضعيت جسماني برخي از بازداشت شدگان تاكيد كردند:این روزها دریافت اخبار نگرانکننده دربارة سلامت جسمی و روانی بسیاری از بازداشتشدگان، بر دامنة نگرانیها افزوده است. اصل زیربنایی برائت و پرهیز از پیشداوری (لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن) به آسانی نادیده گرفته میشود و پایمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین عادی به رویة جاریه تبدیل شده و البته نتیجهای جز توسعة بیاعتمادی در پی نخواهد داشت. این سرگردانیها و نگرانیها بر زندگی گروه بزرگی از شهروندان ایرانی سایه افکنده و بواسطة اتخاذ شیوههای غیرقانونی از یک سو و عرق ملی و وفاداری به انقلاب اسلامی و عدم تمایل نسبت به استمداد از مراجع بینالمللی از سوی دیگر، شرایط بسیار دشواری را برای خانوادههای زندانیان پدید آورده است.
در پايان اين نامه سرگشاده تاكيد شده است:تنها راه برون رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرایند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، آزادی تمامی بازداشتشدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است. از شما مراجع عظام تقلید بعنوان مرجع و ملجأ ملت شریف ایران میخواهیم که پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوههای قانونگریزانه را به دستگاههای ذیربط خاطرنشان كنيد.این همه، در پرتو کلام امام عدال
